تبلیغات
تاریخ ، تمدن و فرهنگ ایران - نامواژه، دولت و مرزهاى ماد
تاریخ ، تمدن و فرهنگ ایران
پاینده ایران » زنده باد آزادی » جاوید ایران زمین
تاریخ ایران - فرهنگ و آداب پارسیان - امپراطوری ایران - پارسیان نیک اندیش - تمدن ایرانی - مقالات و حکایت های تاریخی ایران باستان - زن در ایران باستان - هخامنشیان

نامواژه، دولت و مرزهاى ماد

چهارشنبه 17 تیر 1388

نویسنده: اهورا مزدا |

نامواژه، دولت و مرزهاى ماد



در میان همه ی تیره های آریایی كه به سرزمین ایران
كوچیدند ، بزرگترین و نیرومندترین آنان مادها بودند. مادها
كه خودشان را با این نام می نامیدند ، خود را میان و ستون
مهره ی آریاییان می انگاشتندو از همین روی بود كه خود
را ماد می خواندند. در زبان آنها، این واژه به معنای ستون
میانی و اساسی و دل كار بود. ماد ، مدی و مادی معنای
میان و پارس و پارت معنای گرداگرد و پیرامون را می
رساند. آنان چون خود را بسیار مهم می دانستند خود را به
این نام می شناساندند. این واژه كه در زبان آریایی كنونی
ما به میان تبدیل شده، به زبانهای اروپایی نیز راه یافته
است. واژ? مدیا به معنای رسانه برگرفته از همین نام است
، همچنین در ساختن واژه های بسیاری در همه ی زبانهای
اروپایی به كار گرفته شده است. برای نمونه در مدیوم به
معنای میانه ( میانگین ) یا در نام جهانی دریای مدیترانه
كه در جهان باستان آن را دریای میانه زمین می دانستند
و اكنون نیز گروهی از ملتها درست همین نام را بكار
می برند ( دریای میانه زمین ) نیز به خوبی آشكار است.
مادها نخستین گروه مهم از آریاییانند كه به سازماندهی
و پیكربندی حكومت ملی كامیاب شدند و درفش آزادی
و خوداتكایی آریاییان را در بیش از سه هزاروسیصد سال
پیش برافراشتند. نیاكان آریایی ما پس از شكست دادن
امپراتوری خونخوار و ترسناک آشور كه در به بردگی
كشاندن مردمان خاورمیانه سخت ترین شیوه ها را به كار
می برد ، نه تنها خود را از شرارتهای ایشان رها ساختند ،
بلكه ملتهای همسایه ی دیگر را كه دامنه ی تجاوزهای
آشوریان ، هر از چند گاه گریبانگیر ایشان می شد را هم آزاد
كردند. اینگونه بود كه دامنه ی فرمانروایی ایشان در همه
ی بخش باختری ایران از دریای كاسپین ( مازندران ) و
ایران مركزی در خاور شمال خاوری تا همه ی سرزمینهای
باختری ایران كنونی و بخشهای پهناوری از خاک تركیه ی
امروزی و دو كشور عراق و سوریه گسترش یافت . اكنون
نیز پس از گذشت هزاران سال اگر به پراكندگی ایرانی
نژادان در سه كشور نامبرده نگریسته شود ، همه ی
بخشهای كردنشین این سه كشور و نیز سرزمینهای
پیرامونی ایشان فرمانبردار مادها بوده اند و بخشی از
ماد كهن را در بر می گرفته اند.
زبان مادها
پیرامون زبان مادها سخن بسیار گفته شده است اما
مدركهای نوشتاریِ شناخته شده ی چندانی در دست
نیست . البته سخنهای پراكنده ای از یونانیان و دیگر
بیگانگان بر جای مانده است؛ همگی آنان بر این نكته
هم باور بوده اند كه زبان مادها و پارسها كه تیره ی
مهم دیگری از نیاكان ما بوده اند با هم فرق چندانی
نداشته است و ایشان به آسانی سخنان یكدیگر را در
می یافتند و با هم گفتگو می كرده اند. صد البته كه
دگرگونی گویش در میان ایشان بوده است ، باری اینان
به دو گویش از زبان بسیار كهن تر سخن می گفته
اند ، آن زبان كهن تر در هنگام یك جا بودن همه ی
آریاییان در ایرانویچ ( آریا و یچه ) زبان همه ی آنان
بوده است كه در درازای هزاران سال به گویش های
گوناگون كه همه به همان زبان مادر باز می گردند
بخش شده بود.

 

این كار در همه جا و برای هر مردمی
چیزی بسیار طبیعی است كه مردمی كه از یكدیگر
دور بمانند آهسته آهسته در زبان ایشان دگرگونی
پدیدار شود ، چنانچه می بینیم مردم آمریكا كه به زبان
انگلیسی سخن می گویند به گویشی جدا از انگلیسیان
گفتگو می كنند كه ساخته ی دویست سال گذشته
است. باز در همان امریكا لحن و آواز واژه ها از استانی
به استان دیگر فرق دارد و نیز هلندی زبانانی كه به
آفریقای جنوبی رفتند ، زبان هلندی را آنقدر دگرگون
كردند كه دیگر آن زبان را هلندی نمی گویند ، بلكه
آن را افریكانس می نامند ، یعنی زبان هلندی ویژه
ی كشور آفریقای جنوبی . تازه این دگرگونی هنگامی
پدیدار شده است كه رسانه های همگانی و رفت و آمد
آزاد باید اجازه ی گویش سازی و جدایی را نمی داد
اما اینگونه نشد.
در ایران خودمان ، كردهای شمال خراسان
(كورمانجها ) كه در هنگام شاه عباس بزرگ از باختر
ایران  سرزمینهایی كه بیشتر آنها امروز در تركیه و
قفقاز قرار دارند همچون وان و قارس و در سیم و
ایروان  برای نگهبانی شمال خراسان از كشتارهای
تركمانان به آن گوشه از میهنمان كوچانده شدند ،
اكنون به گویشی از كردی كورمانجی گفتگو می كنند
كه از نگاه تلفظ واژگان بخوبی از كردی كورمانجی
كه در باختر ایران رواج دارد ، متمایز است . این
گویش را كردی قوچانی می گویند باید یادآور شویم
كه این گویش در نوع خود بسیار جالب است ؛ چون
از ویرانكاری زبانهای ترک و تازی ، چهار صدوپنجاه
سال است كه كمتر آسیب دیده است. برگردیم به
هزاران سال پیش كه نه رادیو و تلویزیونی بود، نه
روزنامه و مجله و سواد خواندن و نوشتن، نه حتا جاده
و راهی برای گشت و گذار آزادانه با همه ی ناامنی
هایی كه وجود داشت. شاید میلیونها انسان زاده می
شدند و تا پایان زندگیشان از چند روستای دور برشان
دورتر نمی رفتند. جهان در نگاه ایشان همان چند
روستا بود و شنیده هایی كه از این و آن می شنیدند.
بازگردیم به گپ خودمان همان سرزمین ماد كهن.
گستره ای كه در خاور ، بیابان بزرگ میانی ایران
، در شمال دریای كاسپین و كوههای قفقاز ، در
جنوب پارس كهن و در باختر دست كم تا رود فرات
و سرچشمه های آن تا دریای سیاه ، موج بزرگی
از آریاییان و گروههای نژادی كوچك و پراكنده ی
پیشین را در میان خودشان گرفتند و آنها را در خود
حل كردند. خون نژادی ایشان ( مادها ) به سبب
بسیاری شمارشان بر دیگر نژادها چیره شد ، البته
بعضی از ملتها همچون آشوریان ، كلدانیان و دیگران
با آریاییان آمیخته نشدند و همچنان ملت دیرین خود
ن نوشتارى ازكیومرث صفایى ???? ?????????????????? د??????????????? ز???????? و
مولومه بند
اورى تك
عكس سمت راست ادامه ى"اورى تك"
این عكس در روى قله خندیله پشت از "اورى"
برداشته شده است.
مادها وبازماندگانشان
بهار تالش / شماره 7 / پاییز 81384
???????? د????? ????????????? آر ??? ز???????? در ?????????? ن???????? ز ????????ا????????? ?????????
?????? ن???????? ن وز ???????????????????? د ????? ری از ????? د???????? ی) ??????????) ?????????????? ن???????? ز
د????? وری ???????? ???????????? ????????ا???????? ن و ????? د???????? آزرآ
را حفظ كردند. مادها پس از اینكه بومیان در ایشان هضم
شدند وارث تمدنهای پیش از خود شدند ، اما زبان ایشان در
سراسر قلمرو آنان گسترش یافت و زبان این سرزمینهای
مادی شد. به گواهی همه ی جویندگان و پژوهشگران
تاریخ باستان در آریایی بودن مادها هیچ گمانی وجود ندارد.
همچنین در اینكه همه ی مردم شمال باختری ایران از
تیره ی آریایی ماد هستند نیز گمانی نیست. این سخن همه
ی مردم كردستان و آزر آبادگان و تالش و گیل و دیگران
را تا اصفهان و همدان و ایران مركزی در بر می گیرد. صد
البته كسانی كه چشمانی تنگ دارند و وابستگی ایشان به
نژاد زرد آشكار است را در بر نمی گیرد ، اینان گرو
هی از تركان و مغولان هستند كه تاریخ كوچ آنها به
این سرزمین آشكار است ، هر چند آنچنان در دریای
ایرانی نژادان فرو رفته اند كه چهره ی تركی و مغولی
خالصی نیز از آنان دست كم در سرزمین مورد نظر ما
یافت نمی شود.
چگونگى ترک زبان شدن آزرآبادگان و
روم خاورى (روم صغیر یا تركیه ى فعلى)
باید یاد آور شد كه هرگز نباید ایشان را با انبوه هم
میهنان ترک زبان شده مان اشتباه گرفت. به یاری
خداوند ایشان نیز به كیستی خویش پی می برند و از تركی
سخن گفتن كه زبان دشمنان و به خاک و خون كشندگان
آزر آبادگان است دست می كشند. پیوستگی و یگانگی
زبانی مادها تا دویست سال پس از اسلام وجود داشت.
در این هنگام پاپك ( بابك ) خرمدین در آزر آبادگان
درفش استقلال ایران از تازیان را برافراشت. خلیفه ی
عباسی ، مأمون پسر هارون كه خود از مادر ایرانی بود و
برای جانشینی پدرش با برادر خود امین كه از مادر عرب
بود جنگید و او را كشته و با پشتیبانی ایرانیان به ویژه
خراسانیان به این جایگاه رسیده بود ، پایتخت در زمان
او شهر مرو در خراسان بود ، این مرد فریبكار كه خون
برادرش را نیز ریخته بود یكی از حیله گرترین خلیفه های
عباسی بود برای نمونه وی امام هشتم شیعیان را برای
فریب مردم ، در آغاز جانشین خود كرد و او را به خراسان
آورد ، سپس نیز وی را با خوراک زهرآلود شهید كرد. وی از
چیر گی بیش از اندازه ی ایرانیان در دربار خود خشنود نبود.
می دانیم كه قانون سروری عرب بر ایرانی ( سیادت عرب
بر عجم ) كه در هنگام فرمانروایی معاویه تصویب
و جاری شده بود ،ا كنون نیز رواج داشت . ایرانیان
برای شكستن این قانون به نیرنگها و چاره های
گوناگون برآمده بودند. از سوی دیگر عربها كه با زور
به سروری رسیده بودند ، راضی به از دست دادن دست
آوردهایشان نبودند. از این روی بود كه تازیان سخت
به رویارویی ایشان برآمده بودند و می رفت كه كارها
از دست همه بیرون شود ؛ در این هنگام خیزش بابك
در آزر آبادگان نیز بر این نابسامانیها افزوده مامون كه
بزرگترین یاری را از خراسانیان گرفته بود و این خاندان
ننگین را ابومسلم خراسانی روی كار آورده بود ، چون
سالها در خراسان زیسته و پایتخت وی نیز در آغاز در
شهر مرو بود ، با تركان زر خرید كه از آن سوی سیر
دریا یا (سیحون ) به دست همنژادان تركشان اسیر
شده و به مسلمانان فروخته می شدند ، آشنایی كامل
داشت. در آن هنگام خراسانیان و فرا رودیان ( ایرانیان
خاوری ) ، این تركهای خریداری شده را به كارهای
سخت می گماشتند. بر اثر دوره ی شكوفایی "فرارود"
و خراسان بزرگ شیوه ی زندگی مردمان خراسان
بویژه اشراف آن دیار به گونه ای شده بود كه برای هر
كار سختی تركان را به كارu1605 می گرفتند ، رفته رفته كار
جنگ و جدال كه با روحیه ای راحت طلبانه ی آنها
جور نمی آمد را به تركان كه به كارهای سخت آموخته
شده بودند واگذار كردند. قبیله های این تركان زرد
پوست كه در سرزمین خودشان در بیابانهای تركستان
و كوهستان آلتایی تنها از راه شكار و گله داری و از
همه مهمتر جنگ با همنژادان خویش و غارت یكدیگر
زندگی می كردند در این رشته خوش درخشیدند.
مامون كه از كشمكشهای ایرانیان و عربها به تنگ
آمده بود به اندیشه ی این افتاد كه نیروی سومی را
از آن سوی سیحون وارد كند كه از رقابتهای این دو
گروه كاسته شود. خلیفه ی عباسی در آزر آبادگان دهها
شكست سخت از خرمدینان ( پیروان بابك ) خورده
بود و ایرانیان بسیاری نیز از گوشه و كنار ایران دسته
دسته كوشش در پیوستن به خرمدینان آزرآبادگان را
داشتند. تركان در این میان همچون فرشته ی نجات
برای مامون وارد بازی شدند. مامون به گونه ی سازمان
یافته آغاز به وارد كردن تركان آن سوی سیر دریا (
سیحون ) و كوچاندن آنان به آزرآبادگان كرد. نخستین
دسته های ترک در قالب سپاهیان افشین
برای سركوبی بابك خرمدین به آزرآبادگان
پای نهادند. این كار ادامه پیدا كرد و پس از
جایگزین كردن دوباره بغداد به پایتختی هم ،
این كار از رواج نیافتاد. این تركان "رسوخی"
به سبب همان پرورش بیابانی و درندگی كه
داشتند با مردم بومی هیچگونه مهر و الفتی
نداشتند و سركوبگرانه ترین روشها را برای از
میان بردن دشمنانشان بكار می گرفتند. دولت
ایران ستیز عباسی این سیاست را ادامه داد تا
آهسته آهسته جای پای ایشان در آزرآبادگان باز شد.
جای شرم است كه گروهی با به كری و كوری زدن
خودشان بابك را كه یك ایرانی اصیل بوده و هست،
ترک و مغول جا می زنند؛ بی گمان بابك یك كلمه
تركی هم نمی دانسته است و اگر زبان تركی به گوشش
خورده باشد، داد و فریادهای تركانه ای بوده كه از زبان
همان تركان رسوخی ، در صف كارزار ، می شنیده است.
وی پهلوی زبان ( تالش زبان) بوده و همواره به این
زبان با یارانش سخن می گفته است. تركان پس از
خوش خدمتیهای فراوان به اربابان عربشان در بغداد
نیز جای پای خود را باز كردند اما خودشان بلای جان
اربابان شدند و مردم بغداد بارها برای داد خواهی نزد
خلیفه رفتند و خواستار بیرون راندن آنان از شهر شدند،
چون ایشان به هیچ اصل و مرامی پایبند نبودند و از
هر چپاول و جنایتی فروگذار نبودند. خلیفه مجبور شد
پادگانی در كنار شهر سرمن یری ( سامرا ) بر ایشان
بسازد و آمدن آنان به بغداد را با اجازه ی ویژه میسر
،"??? ??????? ??????????" ، ن???? ، در ???? ه ا ??? ل آ ??????? ?? ا ??????? ا ????????? ??? ،?????? دو ??? ا ?? ???????? در
?? ؛"اور ?????? د ?? ن????? ????? رو ??? ???? ???????? ?? ر???????? ??????? ?? را "?????? ??????" ?????? ودر "??? ?? "اور ???? در را
?????? ???? .در ???? ا ( ??????? ر??????? ?? ????? ر) ?????? ??? ؛?????? ???? ??? ???????? م???? ??? آ ?????????? (???=)???? "?????? ?????????? " و
ن ???????????? ن??? د در ز ??? ،« د???» = ی??? )):??? ا??? ?? ا?????? د ????? ???? ار دارد.در ???? « ن?? ?????» م??? ??? ،???? ????????? رو ?????? ??? ا
.???????? ?????? ????????? ن????? ?????? ?????? ?? ???????? ???? ???.???? د??? ??? ز???? ?????? ن??????? ه??????? د ??? از ا ((.???? « ی???» ??? ل?????
( ??????? ا -????????? : از ????????) .??????? ?? ره ???? ا ????????????? را از ?????? ?????? ??????????? ا???? ،????? دا ?? ا???? ?? ا???? ن ?????????
خندیله پشتى تك
مولومه بند مولومه بند مولومه بندى تك مولومه بند
مادها و بازماندگانشان بهار تالش / شماره 7 / پاییز1384
9
سازد. آن گروههایی از ایشان كه در آزرآبادگان جا خوش
كرده بودند ، پس از بازگشت به سرزمینهای ترک نشین
آسیایی میانه با گروهی دیگر از همنژادان ماجراجوی
خود باز می گشتند. در این هنگام آهسته آهسته در
خراسان و فرارود فرمانروایانى از جنس ایشان به امیری
رسیده بودند و دست ایشان را كه اساساً مردمی كشاورز
و پیشه ور نبودند و بیشتر زندگیشان با جنگ و كشتار می
گذشت باز گذاشته بودند. اكنون تركان آزادانه به همه ی
سرزمینهای اسلامی آن زمان رفت و آمد می كردند و
كسی را یارای ایستادن در برابر ایشان نبود. این شد كه
گروهی از تركمانان، با شمار بیشتر، به آزرآبادگان روی
آوردند و گروهی دیگر از ایشان راهی آسیای كوچك
و قلمرو امپراتوری روم شرقی شدند كه از ایشان به
سلجوقیان روم یاد می شود. اینان همانهایی هستند كه
زبان تركی را در میان رومی تباران
آن سامان گسترش دادند و رومیها
را ترک كردند. همه یu1570 آگاهان به
تاریخ می دانند كه آنجا روم بوده
است در پانصد و پنجاه سال پیش
(قسطنتنیه) كنستانتین پل یا همان
استانبول كنونی شهری كاملاً رومی
و یونانی بوده و هیچ تركی در آنجا
نمی زیسته است. شخصی همچون
جلال الدین بلخی را كه در قونیه ی
زیر فرمان سلجوقیان زندگی می كرده
است ملای رومی گفته اند نه ملای
تر ک یا ملای آناتولی یا ملای مغول
، اكنون نیز پس از گذشت صدها
سال از آن هنگام ، همه ی مردم كرد كه در مرزهای
درون میهن از شمالی ترین نقطه یعنی شهرستان ماكو
تا اشنویه پراكنده اند به تركیه روم می گویند ، در آن
سوی مرزهای ایران نیز تا نزدیك به هزار كیلومتر كه
كردها در آن سوی مرز در جگر تركیه پراكنده اند ، هم
به ترک زبان شدگان باختر خودشان رومی می گویند.
كه خود بیانگر این واقعیت تاریخی ست كه پس از صدها
سال كردان ، همسایگان باختری خود را هنوز رومی
می دانند ، هر چند ایشان خوشان را ترک می دانند و
به تركی سخن می گویند ، تاكنون در ذهن آریاییان،
ایشان همان رومیانند كه ترک زبان شده اند. اگر به
» را « خ » و « ق» تلفظ تركان استانبولی كه دو واج
تلفظ می كنند بنگریم، خواهیم دریافت « ه » و « ک
كه ایشان تركی و مغولی را با گویش یونانی ( رومی )
یاد گرفته اند چون تركان آسیای میانه درست واژگونه
به فراوانی در زبان « ق و خ » ی ایشانند و دو واج
ایشان یافت می شود ، و بسیاری از واژه های بیگانه را
نیز چون به زبان خودشان برگردانند با این دو حرف می
آمیزند و سپس تلفظ می كنند بر هر صاحب خردی
آشكار است كه مردم باختر تركیه از نگاه نژادی دقیقاً
یونانی هستند، نه ترک هر چند ایشان در ترک بودن
خودشان پافشاری می كنند. در آزرآبادگان مسیر كوچ
تركان به آناتولی از دشت های بازمی گذشت، همین بود
كه در دشت ها زبان تركی زودتر زبان ایرانی آن سامان
( پهلوی ) را از رواج انداخت. بسیاری از تركمانان پیش
از رسیدن به آناتولی سالها در آزرآبادگان می ماندند تا
خستگی هزاران كیلومتر كوچ طاقت فرسا را از تن بدر
كنند. در شهر خوی كه دقیقاً در شاهراه كوچ تركمانان به
روم قرار داشت نخستین پایگاه و پادگان كوچ كنندگان
بنیاد گذاشته شد. از این روی بود كه نخستین ایرانیان
زبان بر باد داده در این شهر پدیدار شدند. واژگونه ی
آن،كوهستانهای دشوار گذرتر بود كه زبان خود را بسیار
دیرتر از دست دادند و گروهی تا به امروز نیز زبان آریایی
خود را نگه داشته اند؛ همچون روستاهای هر زند و كلین
قیه در مرند و روستاهای مردان قم در كلیبر اهر و بخش
شاهرود در شهرستان خلخال و بسیاری جاهای دیگر كه
همچون جزیره هایی دور از هم در دریای ترک زبان
شدگان بسر می بردند.
بازماندگان مادها وزبان آنها
روند ترک زدگی این سرزمین روندی بسیار غمناک
است. ایرانیان پس از این مصیبت یگانگی زبانی خود را
از دست دادند و دست كم دو شقه شدند ، یكی ایرانی
زبانان، دیگری "ترک زبان شدگان". چون پیش از این،
دگرگونی گویش بود اما همه زبان یكدیگر را در می
یافتند و با اندكی دشواری هم اگر بود با یكدیگر سخن
می گفتند. همه ی پژوهشگران راستین برآنند كه مادها
دارای زبان یگانه ای بوده اند ، در ریشه ی مادی داشتن
مردمان باختر و شمال باختری ایران هیچ شك و گمانی
نیست. اما این زبان رسوخی تركی در جگر ماد باستانی
چه می كند؟! چرا و چگونه اینگونه شد؟! پس از نزدیك
هزار سال از آغاز این كار چرا تالشان كه در بومی
بودن آنان هیچ گمانی نیست همسایگان باختری خود را
كرد می نامند. حتى همسایگان آنها یعنى تاتها (كه در
واقع زبانشان همان زبان تالشى است ) نیز همسایگان
ترک زبان شده ى خود را كرد مى گویند. آیا این دلیل
بر گسترش زبان پهلوی (تالش) تا چند صد كیلومتر
آن سوی تر یعنى سرزمین كردان نبوده است؟ چرا
تالشی با كردی اینقدر هم آوا و نزدیك است. گاهی این
زبان (تالشی) كه پهلوی بخوانیمش رواتر است آنچنان
با كردی هم آواست كه پژوهنده می اندیشد كه این دو
زبان یكی هستند و اگر زبان تركی وارداتی میان آنها
جدایی نمی افكند شاید اكنون یك زبان بودند و سیر
تكامل را با هم گذرانده بودند. وپس از این هزار
سال اخیر چون در سرزمین طبیعی و مادری خود
با هم به داد و ستد می پرداختند در كنار زبان
پارسی به یك زبان توانمند بسیار كاراتر از اكنون
دست یافته بودند و چون همگی شاخه های یك
درخت بودند ، در بی نیاز كردن یكدیگر به یاری
هم می آمدند و كمبودهای موجود را جبران می
كردند ، ایران ما زبانی توانمند و نیرومند تر از
امروز داشت كه شایستگی آن را هم دارد و زبان
ما نیز یكی از زبانهای جهانی مهم به شمار می
آمد. بازگردیم به همان زبان باستانی مادها كه
پس از اسلام به نامهای گوناگون خوانده شده
است. از میان همه ی نامها كه به زبان باختر
و شمال باختری ایران نسبت داده اند به نام
پهلوی بیشتر برمی خوریم. در هنگام ساسانیان استان
پهله بیشتر باختر ایران را در بر گرفته است. زبان رایج در
این سرزمین پهلوی نامیده می شده است ، زبان پهلوی
تا دل ایران یعنی تا سپاهان و ری رواج داشته است ،
یادگارهای این زبان در سراسر این بخش از میهن ،
بر جای مانده است. درنایین، در اصفهان ( سده ) ، در
تفرش ( كهك ) در كاشان ( ابیانه ) در ساوه و اراک و
اشتهارد و تاكستان و بعضی كوهستانهای آزرآبادگان تا
كنون نیز می توان پهلوی را شنید. دری زبانان خراسان
و نیز تركان كه آنان نیز همگی از خراسان می گذشتند
تا به باختر ایران برسند، چون به ری می رسیدند ، ز آنجا
كه این شهر بزرگترین شهر پهلوی زبان و نخستین از
سوی خاور به شمار می آمد ، همه ی پهلوی زبانان را
رازی یا راژی یا راجی می انگاشتند. درست همانگونه
كه ایرانیان چون در كنار دریای اژه با قبیله ی ایونی
همسایه شدند ، همه ی مردمانی را كه در باختر ایشان
بودند ایونی یا یونانی نامیدند ، اما ما نیك می دانیم كه
همه ی جهانیان یونان را "گریس" می گویند. باری
مادها و بازماندگانشان
بهار تالش / شماره 7 / پاییز 101384
تركى گرى در روم كوچك

نظرات() 
Buy cialis online
شنبه 18 فروردین 1397 10:26 ب.ظ

You actually expressed this adequately!
does cialis cause gout cialis rezeptfrei prix cialis once a da cialis en 24 hora viagra vs cialis opinioni cialis generico acheter cialis kamagra buy cialis online nz cialis savings card cialis farmacias guadalajara
Cialis pills
جمعه 3 فروردین 1397 12:54 ق.ظ

Thank you. Valuable information.
get cheap cialis prices for cialis 50mg generic cialis 20mg uk buy online cialis 5mg cialis kaufen wo cialis baratos compran uk acquisto online cialis american pharmacy cialis cialis qualitat we recommend cialis info
Coy
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 11:44 ب.ظ
I just like the valuable information you supply in your articles.
I'll bookmark your blog and check again here regularly.
I'm slightly certain I'll be told many new stuff proper here!
Good luck for the following!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : اهورا مزدا

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان

← صفحات جانبی


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :