تاریخ ، تمدن و فرهنگ ایران
پاینده ایران » زنده باد آزادی » جاوید ایران زمین
تاریخ ایران - فرهنگ و آداب پارسیان - امپراطوری ایران - پارسیان نیک اندیش - تمدن ایرانی - مقالات و حکایت های تاریخی ایران باستان - زن در ایران باستان - هخامنشیان

تاریخ تمدن ویل دورانت قسمت سوم

چهارشنبه 6 آبان 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:تاریخ ایران باستان، 

www.persiahistory.org
40
مؤثری بود كه كودكان را می ترسانید تا پیوسته در فرمان پدر و مادر خویش باشند؛
چون یكی از هدفهای دین آن بوده است كه وظیفة دشوار اطاعت خردسالان از
سالخوردگان را آسانتر سازد، به همین جهت، باید قبول كنیم كه علمای دین زردشتی
در وضع قواعد و اصول دین خود مهارت فراوان داشته اند . به طور كلی، باید گفت
كه دین زردشتی دینی عا لی بود كه نسبت به سایر دینهای معاصر با خود كمتر جنبة
جنگ طلبی و خونخواری و بت پرستی و خرافه جویی داشت، و به همین جهت روا
نبود كه به این زودی از جهان برافتد .

در زمان داریوش اول، این دین نمایندة روحی ملتی بود كه در اوج عزت و
اقتدار خویش به سر می برد . ولی مردم، بیش از آنكه دوستدار منطق باشند، به شعر
عشق می ورزند، و اگر اساطیر و افسانه هایی در كار نباشد ملتها از میان می روند . به
همین جهت بود كه میترا و آناهیته، خدای خورشید و ماه، خدای رویش و
حاصلخیزی و تناسل و روابط جنسی نیز برای خود پرستندگانی داشتند، و در كنار
اهورمزدا خدای رسمی باقی ماندند؛ اسامی آنها در زمان اردشیر دوم دوباره در
نوشته های سلطنتی پیدا شد . از آن به بعد نام میترا روز به روز بزرگتر و نیرومندتر
می شد، و نام اهورمزدا رو به زوال می رفت . چون قرن اول میلادی فرا رسید، پرستش
میترا ( = مهر)، خدای جوان و ز یبا، كه برگرد صورت او هاله ای از نور تصور می شد و
نمایندة یكی بودن اصل قدیمی آن با خورشید به شمار می رفت، در سراسر
امپراطوری روم رواج یافت؛ انتشار همین آیین مهرپرستی بود كه سبب برپا داشتن
عید میلاد مسیح در میان مسیحیان گردید . اگر زردشت فناپذیر بود، در آن هنگام كه
مجسمه های آناهیته یا آفرودیتة ایرانی را، چند قرن پس ازوفات خود، در بسیاری از
شهرهای شاهنشاهی ایران می دید، بسیار شرمنده می شد . نیز بدون شك بر وی سخت
ناگوار بود كه ببیند بسیاری از كتابهای وحی شده به وی را مغان و بزرگان دین به
صورت طلسمهایی برای شفا ی بیماران و اسباب غیبگویی و جادو درآورده اند . پس از
www.persiahistory.org
41
مرگ زردشت، دستگاه كهن مذهبی »مردان حكیم « یا مغان بر وی و تعلیماتش مسلط
شدند، و با وی همان كاری كردند كه روحانیان همة مذاهب، در پایان كار، با
زندیقان و گردنكشان می كنند، و آنان را در تعلیمات و اصول دین خود حل می كنند؛
در ابتدا زردشت را وارد سلسلة مغان كردند و پس از آن وی را به دست فراموشی
سپردند . آن مغان با زهد و تحمل سختی، و بس كردن به یك زن، و پیروی از صدها
آداب و شعایر مقدس، و خودداری از خوردن گوشت و قناعت كردن به لباسهای
ساده و دور از خودنمایی چنان شدند كه، حتی در نظر بیگانگان، و از جمله یونانیان،
به حكمت اشتهار پیدا كردند و تأثیر كلام و نفوذ نامحدودی نسبت به هموطنان خود
به دست آوردند . شاهان پارسی شاگرد ایشان بودند، و تا با آنان مشورت نمی كردند
به كارهای مهم بر نمی خاستند . مغان به چند طبقه قسمت می شدند؛ طبقات بالا مردان
حكیم بودند، و طبقات پایینتر به كارهای غیبگویی و جادوگری و ستاره بینی و
خوابگزاری می پرداختند؛ كلمة انگلیسی Magic كه به معنی جادوگری است، از نام
آنان مشتق شده است . عناصر زردشتی دین پارسی سال به سال رو به زوال بود . گرچه
در زمان سلسلة ساسانیا ن ( 226 - 651 میلادی) این دین از نو رونقی پیدا كرد، ظهور
اسلام و حملة تركان به ایران بكلی آن را از میان برد . اكنون آیین زردشتی، جز در
میان گروه اندكی در ایران، و نزدیك نودهزار پارسیان هندوستان، در جای دیگر
دیده نمی شود. این مردم باقیمانده، با كمال اخلاص، كتاب های مقدس خود را حفظ
می كنند و به مطالعه و تحقیق در آنها می پردازند؛ آتش و آب و خاك و باد را به
عنوان چیزهای مقدس ستایش می كنند، و برای آنكه مردگانشان، با دفن شدن در
زمین یا سوخته شدن در هوا، سبب پلیدشدن خاك و هوا نشوند، آنها را در »دخمه ها «
به اختیار مرغان شكاری می گذارند . این زردشتیان اخلاق عالی و سجایای نیكو
دارند، و خود گواه زنده ای هستند بر اینكه دین زردشتی چه تأثیر بزرگی در تكامل
تمدن نوع بشر داشته است.
www.persiahistory.org
7 آداب و اخلاق پارسیان
قساوت و بزرگواری  قانون پاكیزگی  گناهان جسمانی
دوشیزگان و مردان عزب  ازدواج- زنان  كودكان
نظر پارسیان در تعلیم و تربیت

آنچه مایة شگفتی می شود این است كه مردم ماد و پارس، با وجود آن دینی
كه داشتند، تا چه حد بیرحم بودند . بزرگترین شاه ایشان، داریوش اول، در كتیبة
بیستون چنین می گوید : »فرورتیش دستگیر شد و او را نزد من آوردند . گوشها و بینی
و زبان او را بریدم و چشمهای او را درآوردم . او را در دربار من به غل و زنجیر
كردند تا همة مردم او را ببینند . بعد او را به اكباتان بردم و به دار آویختم … و
اهورمزدا یاری خود را به من عطا كرد. به ارادة اهورمزدا قشون من بر قشونی كه از
من برگشته بود پیروز شد و چیترتخم را گرفته نزد من آوردند . من گوشتها و بینی او
را بریدم و چشمهای او را بركندم . او را در دربار من در غل و زنجیر داشتند، و تمام
مردم او را دیدند . بعد به امر من در اربل او را مصلوب كردند. « داستانهایی كه
پلوتارك، در سرگذشت اردشیر دوم و حوادث اعدامی كه به فرمان وی صورت
گرفته، نقل می كند، نمونه های خونینی از اخلاق شاهان پارس را در دورة اخیر آنان
نشان می دهد. بر كسانی كه خیانت می ورزیدند هیچ گونه رحمت و شفقتی روا
نمی داشتند: اینگونه اشخاص، و پیشوایان ایشان را به دار می آویختند . پیروانشان را
چون بنده می فروختند و شهرهاشان را چپاول می كردند و پسرانشان را اخته
می ساختند، و دخترانشان را به اسیری می بردند و می فروختند . ولی عدالت و حق
www.persiahistory.org
43
مقتضی آن نیست كه، در بارة یك ملت، تنها از اعمال و رفتار شاهان آن قضاوت
شود؛ فضیلت چیزی نیست كه مانند اخبار تاریخی روایت شود، و نیكان و پاكان،
مانند ملتهای خوشبخت، تاریخی ندارند . حتی شاهان نیز، در پاره ای از موارد، از خود
اخلاق نیك نشان می دادند، و چنان بود كه میان یونانیان پیمانشكن به درستی عهد
معروف بودن د. چون پیمانی می بستند به آن استوار می ماندند، و به این می بالیدند كه
هرگز وعده ای را كه داده اند خلف نمی كنند . آنچه از تاریخ پارسیها با ستایش و
تحسین باید ذكر شود این است كه بندرت اتفاق می افتاد كه فرد پارسی برای جنگ
با پارسیها به مزدوری گرفته شود؛ در صور تی كه هر كس می توانست یونانیان را برای
جنگ با خودشان اجیر كند.
برخلاف آنچه از خواندن تاریخ آمیخته به خون و آهن این قوم به نظر
می رسد، باید گفت كه اخلاق و رفتارشان این اندازه سختی وخشونت نداشته است .
پارسیها در سخن گفتن صریح و در دوستی استوار ومهمان نواز و ب خشنده بودند، و بر
رعایت آداب معاشرت، تقریباً به اندازة مردم چین، مواظبت داشتند . چون دو نفر، كه
از حیث رتبه با یكدیگر برابر بودند، به هم می رسیدند، یكدیگر را می بوسیدند؛ و اگر
كسی به شخصی بلندمرتبه تر از خود برمی خورد، پشت دوتا می كرد و به او احترام
می گذاشت. در مقابل اشخاص كوچكتر گونة خود را برای بوسیدن پیش می آوردند؛
برای مردم متعارفی، تواضع مختصری كافی بود . چیز خوردن در كنار راه را سخت
ناپسند داشتند؛ بینی گرفتن وآب دهن انداختن درمقابل دیگران را بد می دانستند . تا
زمان خشیارشا، درخوردن و نوشیدن سادگی فراوان داشتند، و جز یكبار در روز
خوراك نمی خوردند و جز آب خالص چیز دیگری نمی نوشیدند . پاكیزگی را، پس
از زندگی، بزرگترین نعمت می دانستند، و چنان می پنداشتند كه كار نیكو چون از
دست ناپاك سرزند ارزشی ندارد؛ »چه انسان، اگر در برانداختن فساد [میكروب ها؟ ]
قیام نكند، ف رشتگان در جسم او منزل نخواهند كرد . « كسانی را كه سبب پراكنده
www.persiahistory.org
44
شدن بیماریهای واگیردار می شدند سخت كیفر می دادند . در جشنها، همة مردم با
لباسهای پاك سفیدی حاضر می شدند . در شریعت او، مانند دو شریعت برهمایی و
موسوی، آداب و رسوم تطهیر و جلوگیری از پلیدی بسیار بود . در كتاب مقدس
زردشت، فصلهای مطولی است كه همه از قواعد مخصوص پاكی جسم و جان بحث
می كند. در آن كتاب آمده است كه چیدن ناخن و مو، و نفس كشیدن از دهان، همه،
پلیدی است، و ایرانی فرزانه باید از آنها پرهیز كند، مگر اینكه قبلا آنها را پاك كرده
باشند.
كیفر گناهان جسمانی در شریعت زردشت، مانند شریعت یهودی، بسیار سخت
بود. استمنای با دست را با شلاق زدن مجازات می كردند؛ كیفر لواط و زنا آن بود كه
زن یا مردی را كه مرتكب چنین گونه اعمال می شدند »بكشند، زیرا از مار خزنده و
گرگ زوزه كش بیشتر مستحق كشتن هستند . « از آنچه هم اكنون از نوشته های
هرودوت نقل می كنیم معلوم می شود كه، بنابر معهود، میان گفتار و كردار تفاوت
بوده است؛ گفتة هرودوت چنین است : »پارسیان ربودن زنان را، به وسیلة زور و
قدرت، كار ناپاكان و بدان می دانند؛ ولی در فكر انتقام برآمدن، پس از ربوده شدن
زنی، كار احمقان است؛ و آنان را از یاد بردن كار فرزانگان؛ چه واضح است كه اگر
خود زنان به این كار مایل نباشند، هرگز كسی نمی تواند آنان را برباید «. و در جای
دیگر می گوید: »پارسیان امردبازی را از یونانیان آموخته اند «؛ اگر چه نمی شود به
آنچه این خبرنگار عجیب آورده اعتماد كرد، از سرزنشهای سختی كه »اوستا « دربارة
عمل لواط می كند، تا حدی گفتة هرودوت تأیید می شود : »اوستا « در چند جا تكرار
می كند كه این گناه زشت قابل آمرزش نیست و »هیچ چیز آن را پاك نمی كند . «
البته شریعت زردشت چنان نبود كه بی شوهر ماندن دوشیزگان و زن نگرفتن
پسران عزب را تشویق كند، ولی تعدد زوجات و اختیار كردن همخوابگان و كنیزكان
مجاز شمرده می شد؛ و این از آن جهت بود كه در یك اجتماع، كه اساس آن بر
www.persiahistory.org
45
سپاهیگری و نیروی نظامی قرار دارد، احتیاج به آن هست كه هرچه ممكن است
تعداد فرزندان زیادتر شود . »اوستا « در این باره چنین می گوید : »مردی كه زن دارد بر
آن كه چنین نیست فضیلت دارد، و مردی كه خانواده ای را سرپرستی می كند بر آن
كه خانواده ندارد فضیلت دارد، و مردی كه پسران فراوان دارد بر آن كه چنین نیست
فضیلت دارد، و ثروتمند برتر از مردی است كه ثروت ندارد؛ « اینها همه مقیاسهایی
است كه مقام اجتماعی متعارف میان ملتهای مختلف را تعیین می كند . خانواده در نظر
آنان مقدسترین سازمان اجتماع به شمار می رفت . زردشت از اهورا پرسیده بود كه :
ای مقدس دادار گیتی جسمانی، آیا دوم خوشترین جای زمین كجاست؟ پس
اهورمزدا گفت: … هر آینه جایی كه مرد مقدس خانه ای بسازد كه دارای آتش و
گاو و گوسفند و زن و فرزند و اهل بسیار باشد. پس از آن، گاو و گوسفند بسیار و
آرد بسیار علف بسیار و سگ بسیار و زنان بسیار و بچه های بسیار و آتش بسیار و
اسباب زندگی خوب بسیار باشد . « حیوان، و مخصوصاً سگ، جزء لایتجزای خانواده
به شمار می رفت؛ هم ان گونه كه در قسمت آخر ده فرمان موسی نیز چنین بود. اگر
جانوری آبستن بود و جایی نداشت، بر نزدیكترین خانه واجب بود كه از آن پرستاری
كند. اگر كسی خوراك فاسد یا بسیار داغ به سگی می خورانید، به او كیفر سخت
می دادند؛ هر كس »ماده سگی را، كه سه سگ با او نزدیكی كرده بود، می زد « با هزار
و چهارصد تازیانه مجازات می شد . گاو نر را، به واسطة قوة بارور كردن فراوانی كه
داشت، احترام می كردند، و برای ماده گاو دعاها و قربانیهای خاص داشتند .
چو ن فرزندان به سن رشد می رسیدند، پدرانشان اسباب كار زناشویی ایشان را
فراهم می ساختند . دامنة انتخاب همسر وسیع بود، زیرا چنانكه روایت شده ازدواج
میان خواهر و برادر، پدر و دختر، و مادر و پسر معمول بوده است . كنیزك و همخوابه
گرفتن عنوان تجملی داشت كه تنها مخصوص ثروتمندان بود . اعیان و اشراف، چون
برای جنگ به راه می افتادند، پیوسته دسته ای از این ه مخوابگان با خود همراه
www.persiahistory.org
46
می بردند. شمارة كنیزكان حرم شاهی را، در دوره های متأخر شاهنشاهی، میان 329 و
360 گفته اند، چه در آن زمان عادت بر این جاری شده بود كه، جز در مورد زنان
بسیار زیبا، هیچ زنی از زنان حرم دوبار همخوابة شاهنشاه نمی شد .
در زمان زردشت پیغمبر، زنان، همان گونه كه عادت پیشینیان بود، منزلتی
عالی داشتند: با كمال آزادی، و با روی گشاده، در میان مردم آمد و شد می كردند؛
صاحب ملك و زمین می شدند و در آن تصرفات مالكانه داشتند و می توانستند، مانند
اغلب زنان روزگار حاضر، به نام شوهر، یا به وكالت از طرف وی، ب ه كارهای مربوط
به او رسیدگی كنند. پس از داریوش، مقام زن، مخصوصاً در میان طبقة ثروتمندان،
تنزل پیدا كرد . زنان فقیر، چون برای كار كردن ناچار از آمد و شد در میان مردم
بودند، آزادی خود را حفظ كردند، ولی، در مورد زنان دیگر، گوشه نشینی زمان
حیض، كه برایشان واجب بود، رفته رفته ادامه پیدا كرد و سراسر زندگی اجتماعی
ایشان را فرا گرفت، و این امر، خود، مبنای »پرده پوشی « در میان مسلمانان به شمار
می رود. زنان طبقات بالای اجتماع جرئت آن نداشتند كه، جز درتخت روان
روپوشدار، از خانه بیرون بیایند؛ هرگز به آنان اجازه داده نمی شد كه آشكارا بامردان
آمیزش كنند؛ زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی را، ولو پدر یا برادرشان باشد،
ببینند . در نقشهایی كه از ایران باستان برجای مانده، هیچ صورت زن دیده نمی شود و
نامی از ایشان به نظر نمی رسد . كنیزكان آزادی بیشتری داشتند، چه لازم بود از
مهمانان خواجة خود پذیرایی كنند. زنان حرم شاهی، حتی در دوره های اخیر نیز، در
دربار تسلط فراوان داشتند و، در كنگاش كردن، با خواجه سرایان، و در طرحریزی
وسایل شكنجه، با شاهان رقابت می كردند .
فرزند داشتن نیز، مانند ازدواج، از موجبات بزرگی و آبرومندی بود . پسران
برای پد ران خود سود اقتصادی داشتند و در جنگها به كار شاهنشاه می خوردند؛ ولی
دختران طرف توجه نبودند، چه به خانه ای، جز خانوادة خود، می رفتند و كسانی، جز
www.persiahistory.org
47
پدرانشان، از ایشان بهره مند می شدند . از گفته های ایرانیان قدیم در این باره یكی این
است كه: »پدران از خدا مسئلت نمی كنند كه دختری به ایشان روزی كند، و فرشتگاه
دختران را از نعمتهایی كه خدا به آدمی بخشیده به شمار نمی آورند . « شاهنشاهی هر
سال برای پدرانی كه پسران متعدد داشتند هدایایی می فرستاد - تو گویی بهای خون
آن فرزندان را از پیش می پرداخت . زنان شوهردار یا دوشیزگانی را كه از راه زنا
باردار می شدند و در صدد سقط جنین بر نمی آمدند، ممكن بود ببخشند؛ چه،
بچه انداختن در نظر ایشان بدترین گناه بود و مجازات اعدام داشت . در یكی از
تفسیرهای زردشتی قدیم، به نام »بندهشن «، وسایل جلوگیری از باردار شدن ذكر
شده، ولی مردم را از توسل به آنها برحذر داشته است؛ از جمله مطالبی كه در آن
كتاب آمده یكی این است : »دربارة امر توالد و تناسل در كتاب مقدس چنین آمده
است كه چون زن از حیض پاك شود، تا ده شبانروز آمادة آن است كه، چون با
مردی نزدیكی كند، باردار شود . «
فرزندان تا سن پنج سالگی به اختیار مادر، و از پنج تا هفت سالگی تحت
سرپرستی پدر بودند، و در این سن به مدرسه داخل می شدند . تعلیم و تربیت غالباً
منحصر به فرزندان اعیان و ثروتمندان بود . و این كار معمولا به وسیلة كاهنان صورت
می گرفت. یكی از اصول رایج آن بود كه محل مدرسه نزدیك بازار نباشد، تا دروغ
و دشنام و تزویری كه در آنجا رایج است مای ة تباهی حال كودكان نشود . كتابهای
درسی، »اوستا « و شرحهای آن بود؛ مواد درسی شامل مسائل دینی و طب و حقوق
می شد؛ درس را از راه سپردن به حافظه فرا می گرفتند، و بندهای طویل را از بر
می كردند و مكرر می خواندند . پسران طبقات پایی ن اجتماع دردسر درس خواندن
نداشتند و تنها سه چیز را می آموختند : اسب سواری، تیراندازی، و راستگویی . تعلیمات
عالی تا سن بیست یا بیست و چهار سالگی ادامه می یافت، و به بعضی از فرزندان
اشراف تعلیمات مخصوصی می دادند كه برای فرمانداری استانها و تصدی مشاغل
www.persiahistory.org

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : اهورا مزدا

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان

← صفحات جانبی


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic