تاریخ ، تمدن و فرهنگ ایران
پاینده ایران » زنده باد آزادی » جاوید ایران زمین
تاریخ ایران - فرهنگ و آداب پارسیان - امپراطوری ایران - پارسیان نیک اندیش - تمدن ایرانی - مقالات و حکایت های تاریخی ایران باستان - زن در ایران باستان - هخامنشیان

زبان ایرانی » قسمت سوم و آخر

یکشنبه 8 آذر 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:تاریخ معاصر ایران، شعر* رمان *ادبیات، 

قدیمی ترین آثار پهلوی اشکانی
قدیم ترین آثاری که از خط و زبان پهلوی در دست است دو قباله ی ملکی است که در ایالت اورامان کردستان چند سال پیش به خط پهلوی اشکانی و به زبان پهلوی بر روی کاغذ پوست به دست آمد و تاریخ آن مربوط به صد و بیست سال پیش از میلاد مسیح است و قبلا بدان اشاره شد. در یکی از آن قباله ها خواندم که از طرف دولت قید گردیده و خریدار پذیرفته است که اگر باغی را خریداری می کند آباد نگاه ندارد و آن را ویران سازد مبلغ معینی جریمه بپردازد، و از این قباله اندازه ی اعتنا و توجه پادشاهان ایران را به آبادانی کشور می توان قیاس کرد.
اسناد قدیمی دیگری که در دست است، باقی مانده ی  کتب و آیین مانی و سایر مطالب از قبیل فصول از عهد جدید و مطالبی از کیش بودایی است که در آغاز قرن حاضر از طرف خاورشناسان از خرابه‌های شهر «تورفان» پیدا شد و به دست دانشمندان خوانده شد و قسمتی از آن ها انتشار یافت هرچند که دانشمندان تردید دارند که آیا بهتر است این خط و زبان را منسوب به «سُغُدی» بدارند یا منسوب به پهلوی شمالی ؟

این اوراق غالبا روی پوست آهو یا بر پارچه نوشته شده است. خطوط آن نوعی از خط پهلوی است و نوعی دیگر که از خط پهلوی گرفته شده و از بالا به پایین نوشته شده است و بعدها خط «اویغُوری» که خط اویغُوره و مغول ها باشد از این خط گرفته شده است.
مطالب آن ها دینی و اخلاقی است و لغات دری که در پهلوی جنوبی دیده نمی شود در این اوراق دیده می شود و با پهلوی جنوبی بسیار تفاوت دارد؛ آن اوراق به زبانی است که بلاشک پایه ی زبان مردم سمرقند، بخارا و بنیان زبان قدیم مردم خراسان شرقی محسوب می شود و پایه و اصل زبان دری را نیز بایستی در این زبان جستجو کرد. چنان که قبلا بدان اشاره شد، ‌و باز هم در جای خود ما از این اوراق، لغات و بعضی مختصات آن گفتگو خواهیم کرد.

در خصوص اسناد دوره ی اشکانیان بدبختانه به جایی دسترسی نداریم. از این روی اطلاع زیادی از پهلوی شرقی و شمالی و تفاوت آن با پهلوی جنوبی در دست نیست و در لهجه های مختلف خراسان غربی، طبرستان، آذربایجان و طوالش نیز که بدون شک مخلوطی از پهلوی شمالی و شرقی (اشکانی) و پهلوی جنوبی و دری است کنجکاوی و بررسی کامل نشده است ورنه آگاهی های زیادتری به دست خواهد آمد،‌ خاصه هرگاه از اوراق تورفان و از زبان ارمنی نیز استفاده شود.

کتب عهد اشکانی هفتاد کتاب بوده است که نام چهار کتاب از آن باقی است چنان که در مجمل‌التواریخ و القصص گوید:
«و از آن کتاب ها که در روزگار اشکانیان ساختند هفتاد کتاب بود از جمله کتاب مروک (مردک ؟) کتاب سندباد، کتاب یوسیفاس کتاب سیماس» و رساله ای است به پهلوی در مناظره ی نخل و بز به شعر دوازده هجایی، مخلوط به نثر که گویا در آغاز منظوم بوده است و بعد ابیات آن کتاب مغشوش و دست کاری شده است و فعلا نثر و نظمی است مختلط و این کتاب هم برحسب عقیده ی  «هرتسفلد» به لهجه ی پهلوی شمالی است و نامش «درخت آسوریک» است.

آثار پهلوی جنوبی
بعد از کشته شدن «اَرْدَوَانِ پنجم» که وی را «اَفْدُمْ» یعنی آخرین نیز می نامیده اند، خاندان نجیب و بزرگ «پرثوی» برچیده شد و دولت اشکانی منقرض گردیده و شهنشاهی از خانواده ی مشرقی به خانواده ی جنوبی (فارسی) که به دست «اَرْتَخشَتْرَ»(= اردشیر) پسر «پاپک» تأسیس شده بود انتقال یافت، آن دولتی که بعدها خود را وارث بهمن اسفندیار و جانشین کیان شمرد.

در این دوره، خط و زبان رسمی خط و زبان پهلوی است که آن را برای تفکیک از پهلوی قدیم «پهلوی جنوبی» می نامند خط پهلوی جنوبی نیز از الفبای آرامی گرفته شده است و با خط شمالی تفاوت هایی داشته است که بعد گفته خواهد شد؛ اما زبان پهلوی جنوبی یکی از شاخه های فارس قدیم محسوب می‌شود و به واسطه ی دخالت اصطلاحات مذهبی و لغات شکسته بسته ی اوستایی و اختلافات دیگری که از حیث بعض لغات، صرف و نحو با پهلوی شمالی داشته است لهجه ای از لهجه های پهلوی به شمار می‌آید.

امتیاز آشکاری که بین خط پهلوی و خط و زبان های شرقی ایران بوده در مسئله «هُزْوارشْ» است، که به دست کاتبان وارد رسم الخط پهلوی شد چنین که لغاتی را به زبان آرامی نوشته و به پارسی می‌خوانده‌اند، و ما از این مقوله در فصل خطوط به تفضیل گفتگو خواهیم کرد، این رسم در نوشته‌های «تورفان» و آثار مانی دیده نمی شود لکن در دو قباله ی ملک اورامان و کتیبه های اشکانی و «درخت آسوریک» موجود است و معلوم می شود که در پهلوی اشکانی نیز موجود بوده است.

کهنه ترین سندی که از پهلوی جنوبی در دست است سکه های شاهان پَرَته دار فارس است. بعد سکه‌های اردشیرپاپکان، دیگر کتیبه ی اردشیر پاپکان در نقش رستم به دو لهجه ی اشکانی و ساسانی و به یونانی، دیگر کتیبه ی شاپور اول که اخیرا در کاوش های شهر «شاپور» به دو لهجه ی شمالی و جنوبی و به دو خط اشکانی و ساسانی به دست آمده و غیره.

اما کتاب هایی که به خط و زبان پهلوی موجود است، هرچند یقین نیست که در زمان خود ساسانیان تألیف شده باشد. و بعض آن ها علی التحقیق متعلق به دوره ی اسلامی است مانند «دَینْ کِرْتْ» تألیف موبد «آذر فرنبغ» معاصر مامون عباسی و غیره، معذلک ممکن است ترجمه هایی از اوستا از قبیل قسمت هایی از یشت ها و قسمت هایی دیگر اوستا که به زبان پهلوی است و فصولی از بندهش که از کتاب های معتبر سنت مَزْدیَسنُی است و «درخت آسوریک»، «خسرو کواتان وریذکی»، «ایاتکار زریران» و غیره در عهد شاهنشاهان تألیف یافته باشد و نیز قسمت عمده از داستان های ملی مانند «کارنامک اردشیر»، «خوتاینامک» و «آیین نامک» محتمل است که به دوره ی ساسانیان به پیوندد. چنان که گویند خوتاینامک به امر یزدگرد شهریار تدوین گردید. بالجمله هرچند زمان تألیف کتاب ها و رساله های پهلوی غالبا در قرون اسلامی است اما مواد آن ها قدیمی است.

اینک ما یادگارهایی که از پهلوی جنوبی - ساسانی باقی است به ترتیب ذکر می کنیم :

     1- کتیبه های ساسانی
مهم ترین کتیبه های پهلوی ساسانی به قرار ذیل است :

     کتیبه ی اردشیر اول در نقش رستم، که به سه زبان (پهلوی ساسانی و پهلوی اشکانی و یونانی) نوشته شده است.

     کتیبه ی شاپور اول در نقش رجب که به سه زبان مذکور نوشته شده است.

     کتیبه ی شاپور اول در حاجی آباد که به دو زبان پهلوی ساسانی و اشکانی نوشته شده است.

     کتیبه ی شاپور اول که بر روی ستون جلوخان عمارت شهر شاپور فارس به دو زبان ساسانی و اشکانی کنده شده و اخیرا کشف شده است.

     کتیبه ی ساسانی از موبد «کاردیر هرمزد» در نقش رجب و کتیبه ی دیگر از همو در بالای نقش برجسته ی شاپور در نقش رستم که این کتیبه بسیار ضایع شده است.

      کتیبه ی نرسی در پایکولی (شمال قصر شیرین) که به دو زبان ساسانی و اشکانی نوشته شده است و استاد هرتسفلد آلمانی در (1913-14) آن را خوانده و کتابی به دو جلد در آن باب نوشته است.

     کتیبه ی پهلوی ساسانی در روی نقش وهرام اول در شاپور فارس که از طرف نرسی کنده شده است.

     کتیبه ی کوچک پهلوی ساسانی از شاپور دوم در طاق کوچک طاق وُسْتان کنده شده است.

     کتیبه ی پهلوی ساسانی از شاپور سوم که در سمت چپ کتیبه ی شاپور دوم در طاق کوچک طاق وُستْان کنده شده است.

     کتیبه های پهلوی ساسانی تخت جمشید یکی از طرف شاپور پسر هرمز برادر شاپور دوم که مأمور پادشاهی سکستان بوده کنده شده است و دو کتیبه ی دیگر در همان جا به امر دو تن از بزرگان کشور به نام شاپور دوم ساخته شده.

     کتیبه های کوچک دیگر که در دربند به فرمان امیران آن جا نقر شده و تاریخ آن ها اواخر عهد ساسانیان است.

     کتیبه ی پهلوی که در قاعده ی کعبه ی زردشت در نقش رستم به وسیله ی هیأت حفاری دکتر اشمیت به سال (1315 هـ.) حفاری و پیدا شده است، ولی متأسفانه دوباره روی آن را گچ مالیده و پوشانیده اند و هنوز قرائت نشده است.

کتیبه های متفرقه متعلق به بعد از اسلام نیز به دست آمده است که مهم نیست.

     2- کتاب ها و رساله های پهلوی
کتاب ها، نامه ها و مقاله هایی است که بعضی از چند صد صحیفه نیز تجاوز می کند چون «دین کرت»، «بندهش» و بعضی به صد صحیفه نمی رسد چون «ایاتکار زریران» و بعضی از چند سطر نمی گذرد، مجموع این یادگارها با مواظبت ضبط شده است و بعضی مانند «کاروند» و «آیین نامک» معلوم نیست به چه سبب از میان رفته است و بعضی چون «هزار داستان»، «خوتای  نامک» و «کلیلک و دمنک» و غیره، ترجمه اش باقی و اصل فانی شده است. ما اکنون از آنچه هنوز باقی است صورتی به اختصار نقل می کنیم.

آنچه از اوستا به زبان پهلوی ترجمه شده است

مجموعا 141000 کلمه

1- وندیداد (پهلوی)     تقریبا 4800 کلمه

2- یسنا (پهلوی)        تقریبا 39000 کلمه

3-نیرنگستان            تقریبا 3200 کلمه اوستایی و 600 پهلوی
ترجمه ی آن و 22000 کلمه ی  پهلوی شرح و توضیح و 1800 کلمه اوستایی

4- ویشتاسب یشت (پهلوی)  تقریبا 5200 کلمه

5- وِیسْپَ رَذْ  (پهلوی)      تقریبا 3300 کلمه 

6- فرهنگ اُیم اِیوَکْ        تقریبا 2250 کلمه  پهلوی و1000 اوستایی

7- اوهرمزد یَشْت (پهلوی) تقریبا 20000 کلمه

8- بهرام یشت (پهلوی)     تقریبا 2000 (ظ) کلمه

9- هادُخت نسک (پهلوی)  تقریبا 1530 کلمه

10- ائو گمادَ ائچا         این کتاب مخلوطی است از 29 فقره اوستایی تقریبا در 280 کلمه و 1450 کلمه ی پازند

11- چیتک اوپستاک گاسان   تقریبا 1100 کلمه  پهلوی و 400 اوستایی

12- اتهش نیایشن             تقریبا 1000 کلمه پهلوی و 400 اوستایی

13- وُچِرْ کرت دینیک    این کتاب مخلوطی است از تفسیر پهلوی و متن دینی، متن دینی دارای 17500 کلمه پهلوی و 260 کلمه اوستایی و ترجمه اش دارای 630 کلمه اوستایی است که این کلمات به 900 کلمه پهلوی ترجمه و تفسیر شده است و در «وُچرکرت» است یکی «دینیک و جرکرتْ» دیگر «وچرکرتِ دینیک»

14- آفرینکان گاهنباز (پهلوی)         تقریبا 490 کلمه

15- هپتان یشت (پهلوی)               تقریبا  700  کلمه

16- سروش یشت ها دُخت (پهلوی)   تقریبا  700  کلمه

17- سی رو چک بزرگ (پهلوی)     تقریبا  650 کلمه                       

18- سی رو چک کوچک  (پهلوی)   تقریبا  530 کلمه

19- خورشید نیا یشن  (پهلوی)       تقریبا  500  کلمه                     

20- آبان نیایشن (پهلوی)             تقریبا  450  کلمه

21- آفرینکان دَهْمان (پهلوی)        تقریبا  400  کلمه

22- آفرینکان گائه (پهلوی)          تقریبا  300  کلمه

23- خورشید یشت  (پهلوی)         تقریبا  400  کلمه

24- ماه یشت (پهلوی)               تقریبا  400  کلمه

25- قطعه ای ازیشت (22)         350 کلمه پهلوی و 60 کلمه اوستایی

26- آرینکان فروردکان  (پهلوی)   نام دیگری است از برای آفرینکان دهمان

27- ماه نیایش                               (؟)
کتب دینی و اخلاقی و ادبی قریب 446000 کلمه

28- دینِ کرت (پهلوی)              تقریبا  169000 کلمه

29- بُن دِهِش (پهلوی)               تقریبا 13000  کلمه

30- دادستان دینیک (پهلوی)        تقریبا 28600 کلمه

31- تفسیری بر وندیداد (پهلوی)    تقریبا 27000 کلمه                                              

32-روایات پهلوی                    تقریبا 26000 کلمه

33- روایات همت اشوهشتان (پهلوی) تقریبا 22000 کلمه

34- دینیک وُچِرْکِرت (رجوع کنید بشماره ی  13)

35- منتخبات اززاتسپرم (پهلوی)     تقریبا 19000 کلمه

36- شکند گمانیک وچار (پهلوی)    تقریبا 16700 کلمه

37-شایست نی شایست  (پهلوی)         تقریبا  13700 کلمه 

38- داتستان مینوک خرت  (پهلوی)    تقریبا 1100 کلمه

39- نامه های منوچهر  (پهلوی)        تقریبا 9000 کلمه

40- ارتای وراژنامک  (پهلوی)        تقریبا 8800 کلمه

41- ستایش سی روزه ی  کوچک  (پهلوی)  تقریبا 5260 کلمه

42- جاماسب نامک  (پهلوی)             تقریبا 5000 کلمه

43- بهمن بست  (پهلوی)                  تقریبا 4200 کلمه

44- ماتیکان پوشت فریان  (پهلوی)      تقریبا 3000 کلمه

45- پرسش هایی که با آیات اوستا پاسخ داده شده است  (پهلوی)    تقریبا 3000 کلمه

46- اندرچ اتورپات مار سپندان (چهار یک این رساله از میان رفته است به نظر «وست» نسخه ی کامل آن اگر در دست بود شامل تقریبا 3000 کلمه می شد، وست کتاب خاصیت روزها را که با این رساله همراه است نیز در ذیل همین عنوان یاد کرده است و گوید مجموع آن شامل 300 کلمه است اندرز مذکور و سی روزه ی ضمیمه ی آن در متون پهلوی انگلسار یا صفحه 58 تا 71 طبع شده و نگارنده آن را به نثر ترجمه کرده و به بحر متقارب بنظم آورده است و در سال دوم مجله ی مهر به طبع رسیده است.

47- پتیت ایرانیک  (پهلوی)             تقریبا 2200 کلمه

48- پند نامک وژرک کیتر بوختکان  (پهلوی)   تقریبا 1760 کلمه

49- پتیت اتورپارت مارسپندان  (پهلوی)       تقریبا 1490 کلمه

50- پند نامک زرتشت  (پهلوی)            تقریبا 1430 کلمه

51- اندرچ ائو شنَرِ داناک   (پهلوی)        تقریبا 1400 کلمه

52- آفرین شش گاهنبار  (پهلوی)          تقریبا 1370 کلمه

53- واچکی ایچنداتورپات مارسپندان   (پهلوی)    تقریبا 1270 کلمه

54- ماتیکان کجستک ابالش  (پهلوی)        تقریبا 1200 کلمه

55- ماتیکان سی روچ   (پهلوی)             تقریبا 1150 کلمه

56- پتیت و تُرتَکان  (پهلوی)               تقریبا 1100 کلمه

57- پتیت خوت   (پهلوی)                   تقریبا 1000 کلمه

58- ماتیکان هپت اُمهر سپنت   (پهلوی)     تقریبا 1000 کلمه

59- اندرزهایی به مزدیسنان   (پهلوی)     تقریبا 980 کلمه
ظاهرا این رساله همان است که بنام «اندرژداناگان به مزدیسنان» جزو متون پهلوی انگلساریا از صفحه 51 تا 54 طبع شده و دارای چند واژه ی اوستایی است.

60- اندرز دستوران بر بهدینان   (پهلوی)      تقریبا 800 کلمه

61- خصایص یک مرد شادمان (عدد کلمات این رساله را «وست» معنی نکرده است و به نظر می رسد که این رساله همان باشد که جزو متون انگلساریا بنام «اپرخیم و خرت فرخ مرت» یعنی «در خوی و خرد مرد فرخ» از صفحه 162 تا 167 به طبع رسده و عدد کلمات آن 920 است به تقریب.

62- ماتیکان ماه فروتین روچ خوردت    (پهلوی)    تقریبا 760 کلمه

63- آفرین هفت امهر سپنتان (امشاسپنتان) یا آفرین دهمان  (پهلوی)  تقریبا 700 کلمه

64- پدری پسر خود را تعلیم می دهد  (پهلوی)     تقریبا 600 کلمه

65- ستایش درون (نان معروف)  (پهلوی)        تقریبا 560 کلمه

66- آفرین ار تافَرَوَشی  (پهلوی)               تقریبا 530 کلمه

67- اندر ژداناک مرت  (پهلوی)              تقریبا 530 کلمه

68- اشیرواد  (پهلوی)                        تقریبا 350 تا 560 کلمه

69- آفرین مِیَزْد  (پهلوی)                    تقریبا 450 کلمه

70- انرچ خسروی کواتان  (پهلوی)         تقریبا 380 کلمه

71- چم درون (نان مقدس)  (پهلوی)        تقریبا 380 کلمه

72- نماز او هر مزد   (پهلوی)              تقریبا 340 کلمه

73- سخنان اتور فرنبغ و بوخت آفریذ؛ دو رساله است و مجموعا شامل 320 کلمه

74- نیرنک بوی داتن  (پهلوی)            تقریبا 260 تا 630 کلمه

75- نام ستایشینه  (پهلوی)                 تقریبا 260 کلمه

76-پنج دستور از موبدان و ده پند برای بهدینان  (پهلوی)  تقریبا 250 کلمه

77- آفرین وژرگان  (پهلوی)                تقریبا 200 کلمه

78- آفرین گاهنبار چَشْنیه  (پهلوی)          تقریبا 300 کلمه

79- اَوَرْمَتَنِ شه وهرام ورچاوند   (پهلوی)    تقریبا 190 کلمه

80- داروک خرسندیه   (پهلوی)                تقریبا 120 کلمه

81- پاسخ های سه مرد دانشمند به شاه   (پهلوی)    تقریبا 90 کلمه

82- ماتیکان سی یَزَتان   (پهلوی)                    تقریبا 90 کلمه
متون غیر دینی پهلوی قریب 41000 کلمه 

83- قانون مدنی پارسیان در عهد ساسانی  (پهلوی)     تقریبا 42000 کلمه

84- کارنامک ارتخشتر پاپکان  (پهلوی)              تقریبا 5600 کلمه

85- ادی واتکارزریران  (پهلوی)                      تقریبا 3000 کلمه

86- خسرو کواتان وریذکی  (پهلوی)                   تقریبا 1770 کلمه

87- فرهنگ پهلویک   (پهلوی)                        تقریبا 1300 کلمه

88- ابرادوین نامک نپشتن  (پهلوی)                   تقریبا 990 کلمه

89- شتروهای ایران  (پهلوی)                          تقریبا 880 کلمه

90- وچارشن چترنک (ماتیکانی چترنگ)  (پهلوی)    تقریبا 820 کلمه

91- درخت آسوریک    (پهلوی)                       تقریبا 800 کلمه

92- ابرستاییینی تاریه سور آفرین  (پهلوی)           تقریبا 400 کلمه

93- افدیه وسهیکیه سکستان  (پهلوی)                  تقریبا 290 کلمه

سوای این گردآوردها باز هم قسمت هایی هست که یادآوری نشده از قبیل «اندرچ پیشینکان» در 4 فقره و 280 کلمه که جزو متون پهلوی انکلساریا صفحه 39 به طبع رسیده است و «چیتاک اندرچ فریودکیشان» که از صفحه ی  41 تا 50 متون مزبور به طبع رسیده و مجموع آن 1820 کلمه است و «اندرچ ویه زات فرخ پیروژ» در صفحه ی  73 همان کتاب تقریبا 466 کلمه، و «اَپَرْپنج خیم هُوسْروان» در همان کتاب از صفحه ی  129 الی 131 در 260 کلمه، دیگر «اَوَرْپتمانی کتک خوتائیه» از صفحه 141-143 همان کتاب در 459 کلمه ی  دیگر «واچکی چند هچ وژرک متر» صفحه ی  85 و «افسون گزندگان» و قسمت های بی سر و ته دیگر که باز در همان کتاب طبع شده است و مهم تر از همه «ماتیکان هزارداتستان» یعنی «گزارش هزار فتوای قضایی» است.
کتاب هایی نیز بوده است که در عهد اسلامی از آن ها استفاده می شده و بعدها از میان رفته است مانند «آیین نامک» که محتوی مجموعه ای بوده است از اخلاق، فرهنگ، رسوم ، آداب، بازی ها، ورزش ها، سخنان بزرگان و آیین رزم، عزا، سور، زناشویی و غیره. ابن قتیبه و دیگر ادیان عرب بسیار از فصول این کتاب را نقل کرده اند. در خاتمه ی مادیکان چترنگ که به زبان پهلوی باقی است گوید:
« اصل بازیدن شترنج این است که نگرش (ملاحظه) و توخشش (سعی) در نگاه داشتن و مواظبت ابزار خود بیشتر کنی تا در بردن و زدن ابزار طرف بازی، و به امید و طمع زدن ابزار حریفدست بد بازی نکنی و شمار ابزار خود را بداری چنان که یکی را بکار اندازی و دیگری را بپرهیز و احتیاط گذاری و نیز همواره به اصل بازی توجه کنی و پایان را در نظر داشته باشی، چنانکه در «آیین نامه» نپشته است.»

از این قبیل است «خوتای نامه» و «کاروند» که جاحظ در البیان و التبیین از قول شعوبیه از آن دو کتاب و فصاحت و بلاغت هریک تعریف می کند و می گوید:
« وَ مَنْ اَحَبَ اَن یَبْلغَ فی صَناعَهِ البَلاغَهِ وَ یَعْرفَ الغَریبَ وَ یَتَبَحَرَ فی اللُغَه فَلْیَقْراء «کتاب کاروند» وَ مَنْ اَحْتاج اَلی العَقْل وَ الْأدَب وَ الْعلْمِ بالْمَراتبِ واَلْعَبْر و اَلْمَثلاتِ و اَلْألْفاظِ الْکَریمه وَ الْمعانی الشَریفه فَلْیَنْظُرْ الی "سِیراَلْملُوْکَ.»

دیگر کتاب «دستوران» یکی از کتب قضایی عهد ساسانی که در آغاز به زبان پهلوی بوده است و اکثر منابع آن با «ماتیکان هزار داتستان» یکی است و فعلا ترجمه ی این کتاب به زبان سریانی موجود است؛ این نسخه در قرن هشتم میلادی به وسیله ی  رییس نصارای ایران «عیشو بُخْت» تألیف یا ترجمه شده است اما مترجم عیسوی مزبور قواعد حقوقی ایران را تغییر داده است تا با اوضاع و احوال هم کیشان او مناسب تر باشد.

دیگر کتبی مانند «ویس و رامین» و کتابی در منطق که ترجمه ی عربی آن باقی است و کتاب «السکیین» که «مسعودی» نقل می کند و اصل پهلوی «شکند گمانیک وچار» و آن چه بعدها در جای خود اشاره خواهد شد.

آثار دیگر سوای سکه ها که از حیث لغت ها مخصوص و رمز شهرهایی که سکه در آن ها زده می شده است و شکل تاج ها که هر یک علامت مخصوص و دارای ویژگی های تاریخی و اشاره های مخصوص است؛ مهره ها است که از آن عهد به دست  آمده و می آید و بر این مهره ها کلماتی غیر از نام های خاص به عنوان شگون و میمنت نقش می شده و صورت حیوان یا علامتی دیگر نیز بر آن منقوش می گردیده است. در ضمن این مهرها نام چند مؤبد و چندین لقب نیز دیده شده است.

     3- اسامی چند تن از علمای زردشتی
          1- تَنْ سَرْ : این مرد از موبدان عهد اردشیر اول است و «هیرپدان هیرپد» بوده است که مقامی است چون موبدان موبد و سمت مستشاری و وزارت اردشیر داشته و او است که «نامه ی تنسر» را به «جشنسف» شاه طبرستان نوشته و او را به موافقت و دولت خواهی اردشیر اندرز می دهد؛ متن پهلوی این نامه از میان رفته و فارسی آن در «تاریخ ابن اسفندیار» مضبوط است و در تهران به اهتمام فاضل معاصر «مجتبی مینوی» طبع شده است بعد از او نام «زروان داد» پسر مهرنرسی را می شناسیم که هر دو هیربدان هیربد و مأمور امور قضایی بوده اند.

          2- بهنک : از موبدان اوایل ساسانیان است و «آذرپاد مارسپندان» جانشین وی بوده است.

          3- آذرپاد مارسپندان : ظاهرا از اعقاب زردشت بوده است و یکی از بزرگان این عهد است و در زمان شاپور دوم قسمت مهمی از اوستا و مخصوصا خرده اوستا را گردآوری کرد و اندرزنامه ی او مشهور است و ما قبلا از او یاد کرده ایم.

          4- مهروراژ : مهراگاوید و مهر شاپور که در عهد بهرام پنجم بوده اند، دیگر آزاد شاه که در زمان خسرو اول مقام موبدی داشته است.

          5- اردای ویراف : که در عصر شاپور اول می زیسته است و او است که برای تکمیل احکام اخلاقی مزدیسنا جامی چند شراب نوشید و در کنف نگاهبانی شاه و رجال دربار در قصری محفوظ به خواب رفت و پس از چند روز برخاست و معراج خود را که سیر در «چینوَتْ پُوْهل»، دوزخ و مینوان بود فرو گزارد و دبیران نوشتند و نام آن کتاب «اردای ویرافنامک» است.

          6- بزرگمهر : این نام گویا مصحف «بُرْزْمهر» یا «داد بُرْزْمهر» بوده است که او را «زرمهر» هم نوشته اند، ظاهرا نام صحیح او «دات بُرژمِتر» است و از وزیران، مستشاران و درباریان عمده ی انوشیروان بوده است و در مقدمه ی «اندرز بزرگمهر» مقام و القاب خود را چنین شرح می دهد :
«وَزرُکِ متربوختکان - وینان پَتْ شپستان شتر- واوستیکان خسرو و دَرین پَتْ»
 یعنی بزرگمهر پسر بوختک رییس «رایزنان خاص دربار کشور» ملقب به «اوستیکان خسرو» یعنی پلیس و پاسبان شخصی پادشاه و «رییس دربار» و چنین به نظر می رسد که بزرگمهر بختگان همین «دادبُرژمهر» بوده است که به تخفیف او را «زر مهر» خوانده اند و گویند از وزیران بزرگ خسرو کواتان بود و به دست هرمز کشته شد.

 

--------------------------------------------------------------------------------


برگرفته از سبک شناسی - محمدتقی بهار (چاپ تهران 1381)

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : اهورا مزدا

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان

← صفحات جانبی


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic