تاریخ ، تمدن و فرهنگ ایران
پاینده ایران » زنده باد آزادی » جاوید ایران زمین
تاریخ ایران - فرهنگ و آداب پارسیان - امپراطوری ایران - پارسیان نیک اندیش - تمدن ایرانی - مقالات و حکایت های تاریخی ایران باستان - زن در ایران باستان - هخامنشیان

کوروش بزرگ

سه شنبه 19 آبان 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:تاریخ ایران باستان، 

به نام دادار نیک اندیش

تمدن ایران از این حیث که در دورانهای مختلف با وجود یورشها گوناگون و تغییرات سیاسی به حیات خود ادامه
داده است در تاریخ جهان نظیر ندارد . دکتر هانری ماسه (عضو فرهنگستان فرانسه - مدیر موزه سرنوشی )
فر شاهنشاهی کورش بزرگ را می ستایی

کوروش بزرگ
الگو و پدر صلح و حقوق بشر جهان
به راستی تا کنون به این موضوع اندیشه اید که چرا شخصیتی مانند کورش که جهان دربرابر بزرگی او شگفت
زده است و مشهورترین مورخین - باستان شناسان و خاورشناسان دنیا از او به نام ابر مرد تاریخ جهان یاد کرده
اند چرا تا کنون اسمی از او در ایران برده نشده است ؟ یا هیچ حرکتی که شایسته او باشد در جهان نشده است ؟ آیا
ادامه راه این شخصیت بزرگ جهانی نمی تواند راه نجات ما باشد ؟ آیا عربیزه شدن ایران ما به همین دلیل نبوده
است که نامی از کورش آورده نشود ؟ آیا برای ایران که کورش را دارد و خود مهد حقوق بشر جهان بوده است -
پسندیده است که امروز دنیا ما را به نام مهد تروریست و خشونت و ناقض حقوق بشر خطاب کند ؟ کورش پدر
ملتها - بزرگ قهرمان آن روزگار - سرور آسیا - کسیکه که دشمن او را به نیکی ستایش کرد و او را نمونه یک
شهریار والا میدانست امروز کجاست ؟ فره وشی او را می ستایم و به همین جهت بر آن شدم گوشه ای از
شخصیت این ابر مرد جهانی را از چند کتاب جدا کنم و برای هم میهنانم بیاورم تا بدانند او در حد یک پیامبر
برای ایران خدمت کرد و ایران یعنی کورش و کورش یعنی ایران . راه او راه جوانان آینده ایران است و هیچ
شخصیت غربی و عربی و جهانی نمی تواند برای ما ایرانیان بالاتر از او باشد :
کوروش بزرگ :
من آوروش هستم ، شاه جهان ، شاه بزرگ ، شاه نیرومند ، شاه بابل ، شاه سرزمین سومر و اآد ، شاه چهار گوشه ی
جهان . پسر شاه بزرگ آمبوجیه ، شاه شهر انشان ، نوه ی شاه بزرگ آوروش ، شاه شهر انشان ، نبیره ی شاه بزرگ
چیش پیش ، شاه انشان . از دودمانی آه همیشه از شاهی برخوردار بوده است . با خرسندی و شادمانی به آاخ فرمانروایان
و تخت پادشاهی قدم گذاشتم . سپاهیان بی شمار من با صلح به بابل درآمدند. من نگذاشتم در سراسر سرزمین سومر و اآد
تهدید آننده ی دیگری پیدا شود . من ویرانه هایشان را ترمیم آردم و دشواری های آنان را آسان آردم
درود بیکران ما به روان انوشه کوروش هخامنشی

پرفسور ایلیف مدیر موزه لیورپول انگلستان :
در جهان امروز بارزترین شخصیت جهان باستان کورش شناخته شده است . زیرا نبوغ و عظمت او در
بنیانگذاری امپراتوری چندین دهه ای ایران مایه شگفتی است . آزادی به یهودیان و ملتهای منطقه و کشورهای
مسخر شده که در گذشته نه تنها وجود نداشت بلکه کاری عجیب به نظر می رسیده است از شگفتی های اوست .
دکتر هانری بر دانشمند فرانسوی - تمدن ایران باستان :
این پادشاه بزرگ یعنی کورش هخامنشی برعکس سلاطین قسی القب و ظالم بابل و آسور بسیار عادل و رحیم و
مهربان بود زیرا اخلاق روح ایرانی اساسش تعلیمات زردشت بوده. به همین سبب بود که شاهنشاهان هخامنشی
خود را مظهر صفات (خشترا) می شمردند و همه قوا و اقتدار خود را از خدواند دانسته و آنرا برای خیر بشر و
آسایش و سعادت جامعه انسان صرف می کردند .
آلبر شاندور - کورش بزرگ :
شاهنشاهی ایران که پایه گذار او کورش بزرگ است به هیچ وجه بر اساس خشنونت پی ریزی نشد . بلکه عکس
آن صادق است زیرا با رعایت حقوق مردمان پایه گذاری شد . پارسیها با مساعدت یکدیگر و به یاری پادشاهان
مقتدر خود عظمت و شکوهی را در تاریخ به جای گذاشته اند که نشانه نبوغ و نژاد پاک آنان است . نژادی که
حماسه آنان را همچون آفتابی در تاریکی نشان میدهد . آنان درخششی در جهان از خود به جای گذاشته اند که
برای آیندگان نیز خواهد ماند .
آخیلوس هماورد ایرانیان در نبرد ماراتون :
او مردی خوشبخت بود، صلح را برای مردمان اش آورد… خدایان دشمن او نبودند؛ چون آه او معقول و متعادل
دوب
ژنرال سرپرسی سایکس :
خوش زبانی او از پاسخی که در داستان رقص ماهیان به یونانیان داده است آشکار است. مطالب کتاب مقدس
(تورات) و نوشت ههای یونانی و سنتهای ایرانی همه همداستانند که کورش باستانی سزاوار لقب بزرگ بوده است.

میخواندند. ما نیز میتوانیم بدان ببالیم که نخستین مرد بزرگ آریائی {اینجا « پدر » مردم او را دوست میداشتند و
اندیشه اش هندواروپایی است زیرا تنها شاخه ی هندوایرانی گروه هندواروپایی است که آریائی خوانده می شود} که
صفاتی چنان عالی و درخشان داشته است .  سرگذشت اش بر تاریخ روشن است
ژنرال سرپرسی سایکس بعد از دیدار از آرامگاه شاهنشاه کورش بزرگ :
من خود سه بار این آرامگاه را دیدار کرد هام ، و توانسته ام اندک تعمیری نیز در آنجا بکنم، و در هر سه بار این
نکته را یادآورده شده ام که زیارت آمارگاه اصلی کورش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان، امتیاز کوچکی نیست و
من بسی خوشبخت بود هام که بچنین افتخاری دست یافت هام. براستی من در گمانم که آیا برای ما مردم آریائی
(هندواروپایی) هیچ بنای دیگری هست که از آرامگاه بنیاد گذار دولت پارس و ایران ارجمندتر و مهمتر باشد .
: سولیکسیا
کوروش فهرمان بختیار، چون به قدرت رسید، میان اقوام برادر صلح برقرار کرد، و سپس لودیا و فروگیا را
مخسر خود ساخت، و بر نیروی سراسر تسلط یافت. آسمان با او سرکین نداشت چون فرزانه بود
Aesschylus, Persae, 768-82
سرپرسی سایکس - تا ایران باستان :
در شاهنشاهی کورش زیبایی - مردانگی - شجاعت - قهرمانیت - عدالت به عیان دیده شده است . وی هیچگاه
عیاشی نکرد . کاری که اکثر بزرگان گرفتار آن بوده و هستند . آزادی هایی که داشت به هیچ وجه به شخصیت او
صدمه نزد و افکاری داشت که به راستی متعلق به تاریخ نبوده است
کورش یکی از شخصیتهای بزرگ تاریخ جهان است . او ابتدا پادشاه سرزمین کوچکی بود . ولی پس از مدتی با
اراده مصمم و قلبی آکنده از وطن پرستی امپراتوری را در تاریخ بنا نهاد که در کل جهان بی سابقه بود . این بدین
دلیل بود که تاکنون هیچ کشوری نتوانسته بود اینچنین با صلح و احترام به عقاید دیگران کل خاورمیانه را تصاحب
کند . او هیچ گاه خوشگذران و تن آسایی نکرد . هیچ گاه مغرور نشد و همیشه به یاد خداوند خود بود و برای
احترام به مزدا حیواناتی را نثار می کرد . کاساندان دختر فرناسپه هخامنشی از دودمانی بود که از نجبای پارس
محسوب می شدند و پدر و اجدادش در چند نسل شاه پارسیان بودند . کورش در شوخ طبی و انسانیت سرآمد زمان

خود بود . من سه بار تا کنون موفق شده ام آرامگاه این ابر مرد آریایی را زیارت کنم و خداوند را برای این توفیق
سپاس میگویم .
افلاطون - قوانین ( ?77 تا 3?7 پیش از میلاد ) :
پارسیان در زمان شاهنشاهی کورش اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند . از اینرو نخست خود آزاد
شدند و سپس سرور بسیاری از ملتهای جهان شدند . در زمان او ( کورش بزرگ ) فرمانروایان به زیر دستان
خود آزادی میدادند و آنان را به رعایت قوانین انسان دوستانه و برابری ها راهنمایی میکردند . مردمان رابطه
خوبی با پادشاهان خود داشتند از این رو در موقع خطر به یاری آنان میشتافتند و در جنگها شرکت میکردند . از
این رو شاهنشاه در راس سپاه آنان را همراهی میکرد و به آنان اندرز میداد . آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق
مختلف اجتماعی به زیبایی انجام میگرفت .
هرودوت – تاریخ هرودوت ( ?8? تا ?2? پیش از میلاد ) :
هیچ پارسی یافت نمی شد که بتواند خود را با کورش مقایسه کند . از اینرو من کتابم را درباره ایران و یونان
نوشتم تا کردارهای شگفت انگیز و بزرگ این دو ملت عظیم هیچگاه به فراموشی سپرده نشود .
کورش سرداری بزرگ بود . در زمان او ایرانیان از آزادی برخوردار بودند و بر بسیاری از ملتهای دیگر
فرمانروایی می نمودند بعلاوه او به همه مللی که زیر فرمانروایی او بودند آزادی می بخشید و همه او را ستایش
مینمودند . سربازان او پیوسته برای وی آماده جانفشانی بودند و به خاطر او از هر خطری استقبال میکردند .
هارولد لمب دانشمند امریکایی - کورش بزرگ :
در شاهنشاهی ایران باستان که کورش سمبول آنان است آریایی ها در تاجگذاری به کردار نیک - گفتار نیک -
پندار نیک سوگند یاد میکردند که طرفدار ملت و کشورشان باشند و نه خودشان . که این امر در صدهها نبرد آنان
به وضوح دیده می شود که خود شاهنشاه در راس ارتش به سوی دشمن برای حفظ کیان کشورشان می تاخته است
گزنفون – کوروپدیا ( ??? پیش از میلاد ) :
روزی در اندیشه افتادم که به راز کامیابی فرمانروایان و دولتها، و علتهای فراز و نشیب ملتها و حکومتها و
چگونگی رفتار رهبران و کردار زیردستان و مهربانی و جانفشانی کسان نسبت به یکدیگر ، پی ببرم; و بدین
نتیجه رسیدم که برای انسان بسیار آسانتر است که بر جانوران فرمان راند تا بر آدمیان. اما هنگامیکه بیاد آوردم
که چگونه یکتن، یعنی کورش پارسی، بود که بسیاری از آدمیان و شهرها و ملتها را فرمانبردار خود کرد، بناچار
گمان خود را دیگرگون کردم، و بر آنم که حکومت بر انسانها نه کاری ناشدنی است، و نه حتی دشوار، بشرط
آنکه بخردانه و با هوشمندی در پی حکومت کردن برآئیم
باری، میدانیم که مردمان بدلخواه خود کورش را فرمان بردند. با آنکه گروهی از آنان از او چندان دور بودند که
مسافت میانشان را چندروز، یا حتی چند ماه، می بایست طی کرد، و بسیاری از آنان هرگزش ندیده بودند، و برای
بسیاری امیدی هم نمیرفت که روزی بدیدارش رسند، با اینهمه همگان او را از صمیم قلب بندگی میکردند
این وضع جای شگفتی ندارد، زیرا که وی با شاهان دیگر - چه آنان که جانشین پدر شده اند و پادشاهی را بمیراث
برد هاند، و چه آنان که با کوشش و تلاش و تخشائی خود, بر تاج و تخت دست یافت هاند تفاوت بسیار داشت. در
حالیكه تاجوران دیگر اگر بتوانند بر آشور خود حكومتی پایدار و نیرومند داشته باشند, خرسند خواهند بود, و
نمیتوانند بر همسایگان دست یابند, آورش ملتهای فراوانی از آسیا و اروپا و آفریقا را پیروu1608 و فرمانبردار خود آرد,
و بزرگترین شاهنشاهی تاریخ را بنیاد گذارد
این فرمانبرداران از قومهای گوناگون و با زبان و آداب و آئینهای متفاوت بودند, ولی همه او را میخواستند, و از
او باك داشتند, و یار ایشان نبود آه در برابرش در ایستند. اما همواره آرزومند بودند آه خدمتش آنند, و شادمانش
دارند, و بوسیل هی اندرزها و رفتار خردمندانه اش راهنمائی شوند. اگر از زادگاهش آغاز آنیم, به هر سوئی, به
خاور و یا باختر, به شمال و یا جنوب, آه برویم, به اندازه ی قبیل ههائی آه زیر فرمان آورده بود, برمیخوریم آه
مسافرت در سرزمین همه ی آنان را بسیار دشوار می یابیم. و ما از آنجا آه این بزرگمرد را در خور همه گونه
ستایش م یدانیم, دربار هی تبار و خاندانش, زایش و پرورشش, و گوهرها و هنرهای خدا دادیش, و فرهنگ و
آموخت ههایش آه اینهمه او را در فرمانروائی آردن بر مردمان آامیابی داده بود - پژوه شها آرده ایم. و بنابراین
میكوشیم آه آنچه را درباره اش دریافته ایم, و یا درست می دانیم, بازگو آنیم
کورش پسر کمبوجیه پادشاه پارس و ماندانه شاهدخت ماد بود. ایرانیان تا به امروز (یعنی روزگار گزنفون) در
داستانها و آوازهائی که به یاد او میسرایند و میخوانند، میگویند که وی زیباترین، بخشنده ترین ودریادلترین مردان
بود و بزرگترین هواخواه فرهنگ و آموختن، و بلند پروازترین جوانان بشمار میرفت; و از این جهت برای
انگیختن ستایش کسانس، به همه گونه سختی تن در میداد، و همه گونه خطری را پیشواز میکرد. وی به آئین
نیکوی پارسی که جوانان را کاری، دوراندیش، وفادار و زیرک و بافرهنگ می سازد-بار آمد; در دوازده سالگی به
دربار پدر بزرگش رفت، و بزودی آئین های شاهی را به نیکوئی فراگرفت، و دلیریها نمود، و بخشندگیها، زیرکیها

مادها او را میستودند و در داستانها و آوازها یادش میکردند » و کارهای شاهانه ی بسیار از او سرزد، چنانکه
Xenophon, Cyropaedia, I, 2:1
آنگاه گزنفون از زندگی کورش سخن میراند، و بارها گذشت و جوانمردی، وفاداری و فداکاری، هنر سپهبدی
وجهانداری، خویشتن داری و خردمندی، بلند پروازی و تیزهوشی، شکوهمندی و پهلوانی او را میستاد و از کارهای
برجست هاش در بزم و رزم، در خانه و سفر، در شکار و در بیابان، و در دشت و کوهسار، و از رفتارش با دوستان
و همراهان، با خویشاوندان و بیگانگان، با دشمنان توانا و نگون بخت، یاد میکند، و همواره زبان به ستایشش
میگشاید. گزنفن چنان شیفته ی کورش میشود که او را برترین مرد تاریخ می داند، و م یافزاید که پارسیانش او را
پدر میخواندند، و دیگران خداوندگارش(یعنی به چم برترین سرور و نه آفریدگار) مینامیدند
کنت دوگوبینو فرانسوی - ایران باستان :
شاهنشاهی کورش هیچگاه در عالم نظیر نداشت . او به راستی یک مسیح بود زیرا به جرات میتوان گفت که تقدیر
او را چنین برای مردمان آفرید تا برتر از همه جهان آن روز خود باشد .
نیکلای دمشقی :
کورش شاهنشاه پارسیان در فلسفه بیش از هر کس دیگر آگاهی داشت . این دانش را نزد مغان زرتشتی آموخته
دوب
پرفسور کریستن سن ایران شناس - استاد زبان اوستایی و پهلوی :
شاهنشاه کورش بزرگ نمونه یک پادشاه "جوان مرد" بوده است . این صفت برجسته اخلاقی او در روابط سیاسی
اش دیده میشده . در قواینن او احترام به حقوق ملتهای دیگر و فرستادگان کشورهای دیگر وجود داشته است و
سرلوحه دولتش بوده . که این قوانین امروز روابط بین الملل نام گرفته است .
آلبر شاندور فرانسوی - شاهنشاهی کورش بزرگ :
کورش یکسال پس از فتح بابل برای درگذشت پادشاه بابل عزای ملی اعلام نمود . برای کسی که دشمن خودش بود
او مطابق رسم آزادمنشی اش و برای اینکه ثابت کند که هدف فتح و جنگ و کشتار ندارد و تنها به عنوان پادشاهی
که ملتش او را برای صلح پذیرفته اند قدم به بابل گذاشته است و در آنجا تاجگذاری نمود . او آمده بود تا به آنان
آزادی اجتماعی و دینی و سیاسی بدهد . در همین حین کتیبه های شاهان همزمان او حاکی از برده داری و تکه
تکه کردن انسان های بیگناه و بریدن دست و پای آنان خبر میدهد .
کورش بزرگ در تورات :
خداوند درباره کورش می گوید که او شبان من است و هر چه او کند آن است که من خواسته ام . منم ( خداوند )
که او ( کورش ) را از جانب مشرق بر انگیختم تا عدالت را روی زمین برقرار کند . من امتها را تسلیم وی میکنم
و او را بر پادشاهان سروری میبخشم و ایشان را مثل غبار به شمشیر وی و مانند کاهی که پراکنده شود به کمال او
تسلیم می کنم . من کورش را به عدالت بر انگیختم و تمامی راهها را در پیش رویش استوار خواهم ساخت . منم
که شاهین خود را ( کورش ) را از جانب مشرق فرا خواندم و دوران عدالت را نزدیک آوردم . خداوند کورش را
برگزید و فرماندار جهانش کرده است . بازوی او را بر کلدانیها فرو خواهد آورد و راه او را هموار خواهد ساخت
. در سال اول سلطنت کورش پادشاه پارس کلام خدا کامل شد . خداوند روح کورش پادشاه پارس را برانگیخت تا
در تمامی سرزمینها خود فرمانی صادر کند که ( یهوه ) خدای آسمانها تمام ممالک زمین را بر من داده است و امر
داده است خانه برای او در اورشلیم بنا کنم .
پرفسور گیریشمن - ایران از آغاز تا اسلام :
کمتر پادشاهی است که پس از خود چنین نام نیکی باقی گذاشته باشد . کورش سرداری بزرگ و نیکوخواه بود .
او آنقدر خردمند بود که هر زمانی کشور تازه ای را تسخیر می کرد به آنها آزادی مذهب میداد و فرمانروای جدید
را از بین بومیان آن سرزمین انتخاب می نمود . او شهر ها را ویران نمی نمود و قتل عام و کشتار نمی کرد .
ایرانیان کورش را پدر و یونانیان که سرزمینشان بوسیله کورش تسخیر شده بود وی را سرور و قانونگذار می
نامیدند و یهودیان او را مسیح خداوند میخوانند.
کنت دوگوبینو سفیر اسبق فرانسه در تهران ( مورخ فرانسوی ) :
تا کنون هیچ انسانی موفق نشده است اثری را که کورش در تاریخ جهان باقی گذاشت - در افکار میلیونها مردم
جهان بوجود آورد . من اذعان میدارم که اسکندر و سزار و کورش که سه مرد اول جهان شده اند کورش در صدر
انها قرار دارد . و تا کنون کسی در جهان بوجود نیامده است که بتواند با او برابری کند و او همانطور که در

کتابهای ما آمده است مسیح خداوند است . قوانینی که او صادر کرد در تاریخ آن زمان که انسانها به راحتی قربانی
خدایان می شدند بی سابقه بود .
ویل دورانت - تاریخ تمدن ویل دورانت - مشرق زمین :
کورش از افرادی بوده که برای فرمانروایی آفریده شده بود . به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند . روش
او در کشور گشایی حیرت انگیز بود . او با شکست خوردگان با جوانمردی و بزرگواری برخورد می نمود .
بهمین دلیل یونانیان که دشمن ایران بودند نتوانستد از آن بگذرند و درباره او داستهای بیشماری نوشته اند و او را
بزرگترین جهان قهرمان پیش از اسکندر مینامند . او کرزوس را پس از شکست از سوختن در میان هیزمهای آتش
نجات داد و بزرگش داشت و او را مشاور خود ساخت و یهودیان در بند را آزاد نمود . کورش سرداری بود که
بیش از هر پادشاه دیگری در آن زمان محبوبیت داشت و پایه های شاهنشاهی اش را بر سخاوت و جوانمردی
بنیان گذاشت .
آنچه به یقین میتوان گفت اینست که کوروش زیبا و خوش اندم بود؛ چه ایرانیان تا آخرین روزهای دوره ی هنر ..
باستانی خویش به وی همچون نمون هی زیبایی اندام مینگریسته اند؛ دیگر اینکه وی بنیانگزار سلسله ی هخامنشی یا
است که نامدارترین دوره ی تاریخ ایران بر آن سرزمین سلطنت میکرد هاند. دیگر آنکه « شاهان بزرگ » سلسل هی
کوروش سربازان مادی و پارسی را چنان منظم ساخت که بصورت ارتش شکست ناپذیری در آمد, و بر سادریس
و بابل مسلط شد, و فرمانروائی اقوام سامی را بر مغرب آسیا چنان پایان داد که تا هزار سال ژس از آن دیگر
نتوانستند دولت و حکومتی بسازند؛ تمام کشورهائی را که ژیش از وی در تخت تسلط آشور و بابل و لودیا و آسیای
صغیر بود ضمیمه ی ایران ساخت, و از مجموع آنها یک دولت شاهنشاهی ایجاد کرد که بزرگترین سازمان سیاسی
پیش از دولت روم قدیم و یکی از خوش اداورترین هم هی دوره های تاریخی بشمار میرود
دکتر شاپور شهبازی :
اهمیت « پدرسالاری » کورش در میان قومی چوپان و کوهستانی زاده شد. در خانواده و در میان مردمش, زندگی
داشت, و خود او از خاندان نامبردار هخامنشی, که رهبران پارسیان از آن برخاستند, بیرون آمد, و چون از سوی
را در سر « اتحاد پارسیان و مادها » مادر با شاهان ماد پیوستگی داشت, از همان آغاز, هدف بزرگ و پهلوانان هی
م یپخت, و در اندیشه ی آن بود که جهان آنروز را بزیر نگین در آورد و پارسیان و ایرانیان دیگر را بفرمانروائی
رساند. کوششهای او همه کامیاب بود
کورش هم هی گوهرها و هنرهای یک رهبر بزرگ را دارا بود. در کارها درنگ روا نمیداشت و کار امروز را به
فردا نمیگذاشت, یعنی درگرفتن تصمیم بسیار سریع بود. و قاطعیت و بٌرائی از هر کارش پیدا بود. در تشخیص
دادن خوب و بد کارها, و نیکی و نکوهیدگی مردمان هنرمندی و تیزمغزی را با هم داشت, و در این کار سخت
بودن مسئولیت فراوان بهمراه دارد, و « بزرگ » توانا بود و به تندی در مییافت که چه بایست کرد. میدانست که
شهامت پذیرفتن مسئولیت و نتیجه های آن را داشت. نظری ههای یارانش را به دقت گوش میداد, با شکیبائی و
خردمندی میسنجید, و برای هرکسی در خور او کاری مییافت و کار آمدان را همواره مینواخت و بکارهای مهم
میگماشت
او فرزند دشتهای فراخ و کوهستانهای بلند پارس بود, ساده زندگی میکرد و چون انسانی آزاده می اندیشید؛ یک زن
بیشتر نگرفت, و فرزندانش را شاهانه بار آورد؛ از زندگی اشرافی ولی پوسیده ی بابلی بدش م یآمد, و شهرهای
شلوغ و پرهیاهوی و چرک را سخت ناخوش میداشت, اما آب و هوای کوهستانها و هامونهای سخت و سنگدل و
مردپرور را میستود. در کار خود اشتیاق و رغب داشت, و همواره بیش از دست یازی بکاری, در پی آگاهیهای
تازه برم یامد, و تا راهی را خوب نمیشناخت, در آن گام نمیزد, و دوستان و زیردستانش را بدان نمیفرستاد. اما
چون راهی را میگزید, و دور و نزدیک کاری را میدید, آنگاه با قاطعیت و برٌائی, پی انجام خواستهای خود میرفت
و چیزی نمیتوانست او را از کارش باز دارد
کورش وفاشناس بود؛ دوست داشت یارانش را تشویق کند, و دوستانش را پاداش بخشد, و میو هی وفادوست یاش تنها
به همرزمانش نمیرسید, بلکه در این کار حتی کسانی را به درگاهش و به آغوز بازش راه میداد که تا روز پیش در
آوردگاه با او جنگیده بودند و دشمنش بشمار میرفتند. بادشمنان به نرمی و بزرگ منش ی رفتار میکرد, و اهمیت
کردار او هنگامی بهتر نمایان میشود, و انسانی بودن اندیش هها و کارهایش زمانی آشکارتر میگردد که روزگار
خو نآلود و پر از کشتارهای همگانی و ویرانگریها و ناموش دریها و ب هبردگ ی کشیدنها ی نسل های پیش از وی را
بررسی کنیم و بخوانیم
آواز هی دادگری و کارهای پسندیده اش چنان در جهان پیچیده بود که حتی دشمنانش, هواخواه سیاست او و قلب ا
دوستدارش می گشتند. وی بیش از هر پادشاه دیگری بامردم نزدیک بود, و چون مردم عادی میزیست, و با
دشواریهای عاطفی آنان آشنائی داشت, و بالا دست بودنش را به رخ کسی نم یکشید. با یهودیان و بابلیان و لودیان
و دیگر شکست خوردگان با بزرگمنشی بی مانندی رفتار میکرد, نمیخواست اشک ناکامی و نومیدی را در چشمان
شکست خوردگان ببیند و به غرور آنان لت زند, و یا دین و آداب و رسوم و عواطفشان را خوار دارد, و با
خودپسندی و سنگدلی جنگاوران پیروز رفتار نماید
با آمدن کورش یک دوره ی تاریخی به پایان رسید: دور های که سرشار از مردمان ویرانگر و تبهکار, و
خونخواران درنده خوی و سنگدل بود, دور های که جان انسان و مقام او ارزشی نداشت؛ و دوره ی نوینی آغاز
گشت: دور هی صلح و سازش, همداستانی و همراهی, دور هی ارزش نهادن به حقوق و عواطف انسانی, دور های که
قانون و داد را پای برجای کرد, و ارزش انفرادی و اجتماعی مردم را نمایان ساخت. پس از او دیگر کسی
نمیتوانست ب یشرم و ترس, دست بکشتار زند, و ویرانگری کند و از ننگ و بدنامی نهراسد. کورش معنی و

واقعی را آشکار کرد « انسانیت » اهمیت
کورش یک رهبر بزرگ بود, از پرورش استعداد زیردستانش شاد و خرسند میشد, و از شادمانی و کامیابی یارانش
خوشبخت میگشت. برای او خودخواهی معنی نداشت, و در برابر هر خدمتی پاداشی بایسه و شایسته می بخشید.
سازماند-دهنده » فردی organizer» , بود. ایران را به استان های بزرگی بخش کرد و در چند ناحیه ای که می دانیم
فرمانداران نظامی را از داشتن اختیارات تام بی بهره گذاشت, و در کنار آنان حاکمان اداری که بیشتر آنان از
بزرگان محلی بودند, و گنجوران و دبیران برگمارد تا از شورش و خودسردی حاکمان, و افتادن قدرت مطلق
بدست آنان جلوگیری کرده باشد
این پیشوای فرزانه خوب میدانست برای چه به جهان آمده بود؛ و ماموریت تاریخی اش را به نیکی انجام داد.
همچنانکه گوبینو گفته است, وی از آن کسانی بود که سرنوشت برای فرمانروائی می آفریند, و چرخ زندگی ملتها
معنی پیدا « رعایت قانون » و « آرامش » و « نظام » را به چنگ نیرومند وی می سپارد, از آن کسانی که با آمدنشان
م یکند, و پیشرفت افراد و فرهنگها در سایه ی نظم و آرامش آغاز میشود, و غرور شکوهمندی بخاطر انسان بودن
و زیست سرفراز و پهلوانی داشتن در دل مردمان می روید و شکوفا میگردد. زندگی کورش, ?1 سال شاهی و
پهلوانی و فرزانگی بود, و این ویژگیها او را مایه ی افتخار تاریخ بشر کرد
تاریخ میدانند, اما بزرگان دیگری که همشأن او قلمداد شده اند, هیچکدام در « مردمان بزرگ » بلی! وی را از
به پای او نرسیدند. کورش نه « عشق به زندگی ساده و سخت آزاده سواری » و در « مردم دوستی » و « انسانیت »
تنها به دورانی سیاه و خو نآلود پایان داد, بلکه قلبها و فرهنگها را بهم نزدیک و خویشاوند ساخت, مردم ایران و
یونان و هند و بین النهرین را بهم آشنا کرد, و مایه ی آن شد که فرهنگ و افکار آنان با هم برخورد کند, و پیشرفت
نماید. به هنرمندان کشورها فرصت داد که زیر درفش شاهنشاهی ایران, و به پیشبرد کار خود بکوشند, و پاسارگاد
را برای آن ساخت تا جلوه ی آن هنر شاهانه ای باشد که همه ی ایرانشهریان در آفرینش آن انباز بودند. دستگاه
استوان هی )« فرمان آزادی ملتها » ایران را بنیاد گذارد, و با « شاهنشاهی جهانی » حکومت و سازمانهای اداری
کورش کبیر) و کارهای دیگرش, به مردمان فهمانید که ارزش آزادی و برابری و همکاری واقعی تاچه پایه است.
از همه مهمتر, وی بود که به جهانیان یاد داد که انسان را باید ارجمند شمرد, و با فرهنگ کرد, نه اینکه
را نیک می دانست, میکوشید آن را بدیگران « شفقت » و « انسانیٌت » خوارداشت و گردن زد. چون خودش معنی
نیز بفهماند؛ و با آنکه دستش برای هر کار ستمگرانه ای باز بود, یکی از مردان تاریخی و از فرمانروایان توانائی
است که بر دامن پاکی و انسانیت لکه ای بجای نگذارد
ایرانیان بداشتن شخصیتی چون کورش در تاریخ خود می بالند, و جای آنست, زیرا که وی آئینه ی تمام نمای
آزادمردی و پاکی و نمونه ی پهلوانی و سادگی و مظهر شفقت و مردم دوستی ایرانی است, ملتی که هزاران سال
است در برابر طوفانهای بنیادکن روزگار چون کوه ایستاده, قومی که اگر تنها همان کورش را برای تاریخ جهان
به ارمغان آورده بود, برای پایدارماندنش و جاوید نامیش بس بود
کلمان هوار - تمدن ایرانی :
کورش بزرگ در سال ??0 قبل از میلاد بر اریکه پادشاهی ایران نشست . وی با فتوحاتی ناگهانی و شگفت
انگیز امپراتوری و شاهنشاهی پهناوری را از خود بر جای گذاشت که تا آن روزگار کسی به دنیا ندیده بود .
کورش سرداری بزرگ و سرآمد دنیای آن روزگار بود . او اقوام مختلف را مطیع خود کرد . او اولین دولت مقتدر
و منظم را در جهان پایه ریزی کرد . برای احترام به مردمان کشورهای دیگر معابدشان را بازسازی کرد . وی
پیرو دین یکتا پرستی مزدیسنا بود . ولی به هیچ عنوان دین خود را بر ملل مغلوب تحمیل ننمود .
جرج راولینسن :
استاد نامی تاریخ شرق باستان, م یگوید: منش و خوی آورش بدانگونه آه یونانیان بما نشان میدهند, نمایند هی
ستوده ترین پادشاهان باستانی خاور زمین است: آوشا و نیرومند و دلاور, در زیرآیهای جنگی زبردست, و
دارند هی همه ی ویزگ یهای یك سپهبد پیروزمند؛ مردمانش را با رفتاری دوستانه و خودمانی فدائی خود میكرد لیكن
از پذیرفتن درخواستهائی آه زیانشان در آن نهفته بود, دریغ مینمود
کورش اگر چه در آغاز کارش, سرداری در سختی ها پروریده بیشتر نبود, چون به شاهنشاهی رسید بخوبی نشان
داد که ارزش و شکوه هنر را به نیکی در میابد. در ساختمانهایش در پاسارگاد, بزرگی را با زیبائی در آمیخت, و
گمان میرود که ما ستونهای بلندی را که از پائین به ...« است و م پالوده و ظریف « ساده » روشی پدید آورد که هم
بالا نازکی افسونباری می یابد, و مایه ی شکوهمندی بناهای پارسی است, باید ابداع او بدانیم
چنان م ینماید که کورش در زنگی خصوصی و خانوادگی نیز همان سادگی و میانه روی آزادان های را که در کارها
داشت, نگه میداشته است. میدانیم که وی یک زن بیشتر نگرفت, و وی شاهدخت کاسان دان ه از تخمه ی هخامنشی
بود... که چون در گذشت شوهر را به اندوهی گران فرو برد
ریچار فرای :
یک صفت دوران حکومت کوروش همانا اشتیاق به فراخوی ها و سنت های مردم فرودست و فرمانبر شاهنشاهی
و سپاسداری دین و رسم های ایشان و میل به آفریدن یک شاهنشاهی آمیخته و بی تعصب بود. صفت دیگرش ادامه
سازمانها و سنت های شاهان گذشته یعنی مادها بود. با این تفاوت که فقط کوروش جانشین استیاک گشته بود. چرا
که بیگانگان شاهنشاهی هخامنشیان را همان شاهنشاهی مادی و پارسی می دانستند

مولانا ابوالکلام احمد آزاد فیلسوف هندی -کورش بزرگ ( عباس خلیلی ) :
کورش همان ذوالقرنین قرآن است . وی پیامبر ایران بود زیرا انسانیت و منش و کردار نیک را به مردمان ایران
و جهان هدیه داد . سنگ نگاره او با بالهای کشیده شده به سوی خداوند در پاسارگاد وجود دارد .
دیودوروس سیسولوس ( 100 پس از میلاد ) :
کورش, پسر کمبوجیه و ماندانه دختر پادشاه ماد, در دلاوری و کارآئی خردمندانه و دیگر فرزانگیها سرآمد مردم
روزگار خود گشت, زیرا پدرش او را شاهانه پرورده بود, و برای رسیدن به بزرگترین هدفها و دستیابی به بهترین
پایگاهها تشویقش کرده بود. از همان آغاز کارش, پیدا بود که به انجام کارهای بزرگ کامیاب خواهد گشت زیرا
فرزانگی و کارآئیش برای کسی چنان جوان و تازه پای بمیدان نهاده, شگف ت آور م ینمود . همه گفته اند که کورش
نه تنها در جنگ دلاور و بی باک بود, بلکه در رفتار با زیردستانش میانه رو و پاک اندیش و انسان دوست بود, و از
م یخواندند « پدر » این جهت ایرانیان او را
Diodorus Siculus, IX, 22, 24
در آرامگاه کوروش بزرگ در پاسارگاد این عبارت نوشته شده است :
ای انسان هر که باشی و از هر کجا که بیایی، زیرا که می دانم خواهی آمد، من کوروش هستم که برای پارسیان
این دولت وسیع را بنا کردم. پس بدین مشتی خاک که تن من را می پوشاند رشک مبر
پلوتارک از دیگر مورخین در این باره می نویسد که : اسکندر پس از حمله به امپراتوری ایران و رسیدن به
پاسارگاد به آرامگاه کوروش رفت و از خواندن این جملات بسیار متاثر شد و چون دید که درب آرامگاه کوروش
را گشوده اند و تمام اشیاء گرانبهایی را که با او دفن شده است ربوده اند، دستور داد تا مرتکب را بکشند
دکتر جهانگیر اوشیدری - دانشنامه مزدیسنا :
کورش به سال ??9 قبل از میلاد بر اریکه شاهنشاهی بنشست و در سال ?29 قبل از میلاد وفات یافت . پس از
تسخیر بابل با مردمان شکست خورده بامهربانی رفتار کرد و اسیران یهودی را که بخت النصر از فلسطین به آن
شهر آورده بود آزاد کرد و اجازه داد به فلسطین باز گردند . او فرمانی صادر کرد که معبد اورشلیم را که بخت
النصر ویران کرده بود را با هزینه دولت ایران بازسازی کنند . کورش را در پارسه گرد که امروزه پازاردگاد
نامیده می شود به خاک سپردند . او از مردان بزرگ تاریخ جهان است زیرا همه تاریخ نویسان نامدار جهانی از او
به نیکی ستایش کرده اند . اوپادشاهی سیاستمدار - شجاع - با فتوت - با عزم و اراده - با گذشت و مهربان بود . او

به عقاید دینی ملل مغلوب احترام می گذاشت . شهرهای ویران را دوباره آباد ساخت . او عقل و تدبیر را بر
شمشیر و جنگ برتری داد . منشور جهانی او زینت بخش سازمان ملل متحد و جهان است .
ادوارد م ییر مورخ نامی آلمانی و نویسنده ی تاریخ باستان :
در مقاله ای کورش را بدینگونه میستاید: او که در آغاز پادشاه قوم ناشناخته ای بود, در اندک زمانی شاهنشاهی
فراخی پ یریخت که از رود سند و آمودریا (جیحون) تا دریای اژه و مرز هند گسترش داشت. این کار شگرف
نشان میدهد که وی سپهبد و کشوردار بزرگی بوده است. از منش او آزادگی میبارد, رفتار جوانمردانه و مردم
پسندانه ای که به از پای افتادگان می نمود, او را بی مانند می سازد. وی هرگز شهری را به ویرانی نکشید, و شاه
تارخ باخته ای را به دژخیم نسپرد. در بابل, همچون پادشاهی قانونی و قانونگزار رفتار کرد. پارسیان سربلندانه از
وی بعنوان پدر یاد می کردند, و یونایان و دشمنان دیگر, به بزرگی او سر کرنش فرود می آوردند. بنابراین آفرین و
ستایشی که گزنفن با برگزیدنش بعنوان قهرمان کتاب خود, دربار هاش روا داشت, سزا و بجا بود
اخیلوس ( آشیل ) شاعر نامدار یونانی - تراژدی پارسه :
کورش یک تن فانی سعادتمند بود . او به ملل گوناگون خود آرامش بخشید . خدایان او را دوست داشتند . او دارای
عقلی سرشار از بزرگی بود .
سخنرانی استادان ایرانی در کنفرانس آئین کشور دارای ایرانیان ( استاد ادیب کسروی - استاد عبدالکریم گلشنی
- استاد ابراهیم صفایی - استاد احمد تاج بخش - استاد محمد بدیع و . . . ) :
1 آزاد منشی و روح بزرگ کورش هخامنشی الگوی جهان آنروز و امروز است . منشور او که در سال 879
میلادی توسط هرمز رسام باستان شناس در شهر بابل کشف شد و سر هنری لاولینسون موفق به رمز گشایی آن
شد میگوید :
"هنگامیکه من با صلح به بابل در آمدم تخت پادشاهی را در جشن و شادمانی مردم آنجا پایه گذاشتم . . . سربازان
من با صلح و دوستی در شهر بابل به گردش در آمدند . . . من برای صلح کوشیدم . . . من بیگاری و برده گی را
برانداختم . . . خانه ها و معابد ویران آنان را آباد ساختم . . . "
نشان از بی سابقه بودن و آزاد اندیشی او دارد . در همین حال کتیبه های پادشاهان آنروزگاران حاکی از
خونریزی و قتل مردمان بیگناه دارد :
کتیبه ای از آشور نصی پال
به گینایو حمله بردم و آنرا تصرف کردم . ?00 نفر از جنگاوران دشمن را بیدرنگ سربریدم . 3000 نفر را
اسیر را زنده زنده طعمه آتش کردم . اسیران دیگر را پوست کندم و از دروازه اصلی شهر آویزان کردم .
کتیبه ای از سناخریب پادشاه ماد ( ?89 پیش از میلاد )
وقتی بابل را گشودم و آتش زدم نهر فرات را که روان بود را روی شهر بازکردم تا ویرانه های باقی مانده آنجا را
نیز آب ببرد
کتیبه ای از بخت النصر
به فرمان من صد هزار چشم در آورده شد و صد هزار قلم پا را شکستند . من با دست خود چشم فرمانده دشمن را
درآوردم و هزاران پسر و دختر را در آتش سوزاندم . خانه ها را چنان ویران کردم که دیگر هیج بانگ زندگی از
آن بر نخواست .
کتیبه ای از آشور بانی پال
من آرامگاه نخستین و آخرین پادشاهانی را که از آشور و عشتر خدایان من نترسیده و پدرانم را به ستوه آورد ه
بودند ویران و با خاک یکسان کردم و آنها را در معرض خورشید قرار دادم. استخوانهایشان را به آشور بردم.
مردگانشان را دچار عذاب ساختم. آنان را از پیشکشی غذا و شراب به خدایان محروم نمودم. در مدت یک ماه و
سی و پنج روز سفر ، کشور عیلام را به کلی ویران کردم و بر رویشان نمک و سهیلو ( نوعی گیاه خاردار )
پاشیدم. خاک شوش ، مدکتد ، هلته مش و دیگر شهرهایشان را به توبره کشیدم و به آشور بردم ] ..... [ سر و
صدای مردم ، صدای پای گاوان و گوسفندان و فریادهای خوشحالی را از کشتزارهایشان دور ساختم. دستور داد م
گورخر و غزال و انواع حیوانات وحشی و جانوران صحرایی را به میانشان رها کنند تا در آنجا مثل خانه ی
خودشان زندگی کنند.
دکتر وستا سرخوش :
کورش جوانی که از چند نسل پیش از خاندان شاهی برخوردار بود امپراتوری سترگی را از خود برجای گذاشت
که کمتر کسی تا کنون به جهان دیده بود . امپراتوری های دیگری نیز تا امروز شکل گرفته است ولی هیچ کدام در
انسان دوستی - بزرگ منشی - صلح طلبی و رعایت حقوق انسانها به پای دولت کورش نرسیدند . هرودوت و
گزنفون هر کدام زندگی مختلفی از وی را به رشته تحریر درآورده اند ولی هردو مورخ نامی از او به عنوان پدر
و سرور آسیا و مرد نیک اندیش یاد کرده اند .
سروده شادروان ملک الشعرای بهار :
ما کودکان ایرانیم - مادر خویش را نگهبانیم - همه از پشت کیقباد و جمیم - همه از نسل پور دستانیم - زاده کورش
و هخامنشیم - پسر مهرداد و فرهادیم - تیره اردشیر و ساسانیم - ملک ایران یکی گلستان است - ما گل سرخ این
گلستانیم
کجا رفت آن فره ایزدی؟ کجا رفت آن کورش دادگر؟ کجا رفت کمبوجی نامور؟
دیودور سیسیلی:
3000 شتر از شوش آورده شد تا اسکندر طلاها و خزانه پادشاهی ایران را که کورش بزرگ آنرا بنا نهاده بود را
تخلیه کنند .
فرجام یافت به خشنودی کورش بزرگ - شادی و رامش نیاکان ایران زمین - ایدون باد .
ارشام پارسی

نظرات() 
Where is the Achilles heel?
چهارشنبه 22 شهریور 1396 12:06 ب.ظ
Remarkable! Its in fact amazing post, I have got much clear idea about from this paragraph.
Chas
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:20 ب.ظ
Thank you, I have recently been looking for information approximately
this topic for a long time and yours is the greatest I've found out till now.

However, what concerning the conclusion? Are you positive in regards
to the supply?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : اهورا مزدا

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان

← صفحات جانبی


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو