تاریخ ، تمدن و فرهنگ ایران
پاینده ایران » زنده باد آزادی » جاوید ایران زمین
تاریخ ایران - فرهنگ و آداب پارسیان - امپراطوری ایران - پارسیان نیک اندیش - تمدن ایرانی - مقالات و حکایت های تاریخی ایران باستان - زن در ایران باستان - هخامنشیان

» آهنگ : سراب » خواننده : سیاوش قمیشی

جمعه 29 آبان 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:شعر* رمان *ادبیات، 

» شاعر : امیر
» آهنگ ساز : سیاوش قمیشی
» تنظیم : استیو مک کرام
 
» خواننده : سیاوش قمیشی
» آلبوم : قصه امیر
» آهنگ : سراب
سراب

ادامه مطلب

نظرات() 

94 درصد آثار تاریخی ثبتی کشور، حریم مصوب ندارند

یکشنبه 24 آبان 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:ایران شناسی، 

jabalie2.jpg

 94 درصد آثار تاریخی ثبتی کشور، حریم مصوب ندارند

 از مجموع 26573 اثر تاریخی ثبت شده در فهرست میراث ملی کشور از سال 1310 تا 1387 تنها 1650 اثر تعیین حریم شده‌ است این درحالی است که کارشناسان میراث فرهنگی براین عقیده که در دهه هشتاد، آثار تاریخی کشور برزرگترین لطمه را از عدم تصویب حرایم دیده است.

 طی چهار سال گذشته یعنی حدفاصل سالهای 84 تا 88، 14809 اثر تاریخی در فهرست میراث‌فرهنگی به ثبت رسید که در طول همین مدت تنها برای 529 اثر حریم تعیین شده است و عمده این تعیین حریم‌ها هم مربوط به آثار از پیش ثبت شده است. گفتنی است از میان قریب به 15  هزار به ثبت رسیده در این دوره تنها 108 اثر تعیین حریم شده است.
 
یک کارشناس ارشد میراث فرهنگی کشور با انتقاد شدید از کم کاری سازمان میراث فرهنگی در تعیین حرایم آثار تاریخی، معتقد است که عقب ماندگی ما در تعیین حرایم آثار تاریخی دلیلی جز تنبلی و کاهلی مدیران میراث فرهنگی کشور ندارد. محمدحسن محبعلی گفت:« با وجود اینکه تعیین حریم برای آثار تاریخی بسیار مهم است در این حوزه بسیار عقب هستیم دلیل این عقب‌افتادگی هم تنها کاهلی و تنبلی مدیران میراث فرهنگی کشور و اهمیت ندادن به این موضوع است.»
 
محبعلی معتقد است در دوره‌های گذشته مدیریت میراث فرهنگی حساس‌تر و دقیق‌تر به این موضوعات نگریسته می‌شد.
 
طبق یک آمار کلی در سال 1378 تعداد آثار ثبتی 2581 اثر است که از این تعداد 427 اثر دارای حریم مصوب هستند یا به عبارتی؛ درصد حرایم مصوب نسبت به آثار ثبت شده در آن سال 16.54 درصد بود که در سالهای بعد با رشد سرعت ثبت و کم کاری در تعیین حریم این درصد به شدت کاهش پیدا کرد. چنانکه در سال 84 با 15384 اثر ثبتی و 1241 حریم مصوب به 8.07 درصد رسید و هم اکنون که سال چهارم مدیریت فعلی میراث فرهنگی است، درصد حرایم مصوب نسبت به آثار ثبتی به 6.23 درصد رسید و با وجود 26573 اثر ثبتی تنها 1650 اثر حریم مصوب دارد.
 
محبعلی از مدیران سابق میراث فرهنگی کشور با ابراز تاسف از تقلیل درصد حرایم مصوب نسبت به حجم آثار تاریخی ثبت شده، گفت:« تعیین حریم جنبه حفاظتی دارد بدین معنا حریم مصوب ضوابطی را درپی دارد که اجازه نمی‌دهد حواشی اطراف اثر به اثر تنه بزند.»
 
وی با ذکر مثالی افزود:« هنگامی که برای یک اثر حریم تعیین نشود، درکنار آن حتی پادگان هم که در زمان جنگ مورد تهاجم دشمن است؛ ساخته می شود و اثر را درمعرض نابودی قرار می‌دهد.»
 
محبعلی اظهار داشت:« هم تعیین حریم و ضابطه برای آن و هم طراحی داخل آن برعهده سازمان میراث فرهنگی است.»
 
وی با انتقاد از پیامدهای منفی عدم تعیین حریم برای آثار تاریخی، گفت:« نتیجه عدم تعیین حریم برای آثار تاریخی به وضوح درکنار این آثار قابل مشاهده است، چنانکه حتی در حریم درجه یک آثار تاریخی برج ساخته و اتوبان کشیده‌اند و خود اثر در میان سازه‌های جدید درحال نابودی است. به عنوان مثال میدان فردوسی نه تنها به عنوان یک میدان تاریخی بلکه به عنوان نماد فردوسی در تهران شناخته می‌شود اما درکنار میدان برج ساخته شده و مجسه و میدان آن؛ درکنار این برج حقیر شده‌اند. این اتفاق از پیامدهای عدم تعیین حریم است که البته این مورد از پیش پا افتاده‌ترین موردهاست. نمونه‌هایی داریم که درکنار آثاری خاص مثل مسجد جامع برج می‌سازند و اتوبان می‌کشند که همه به دلیل عدم نعیین حریم است.»
 
وی با اشاره به اینکه در تعیین حریم بسیار عقب هستیم، تاکید کرد:« آثار جدیدی که ثبت می‌شوند، ضوابط حریم ندارند تنها ضوابط عرصه آنها ابلاغ می‌شود بنابراین هر سازمانی براحتی درکنار آثار تاریخی بدون ضابطه حریم، عملیات عمرانی انجام می دهد.»

نظرات() 

۹ اثر تاریخی ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارند

یکشنبه 24 آبان 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:ایران شناسی، 

هم اکنون ۹ اثر تاریخی ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارند.ارگ بم، میدان نقش جهان، پاسارگاد، تخت جمشید، چغازنبیل، تخت سلیمان، گنبد سلطانیه، سنگ‌نبشته بیستون و قره‌کلیسا نه اثر تاریخی ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو هستند.

میراث جهانی یونسکو ( World Heritage Sites) نام عهدنامه‌ای بین‌المللی است که در تاریخ ۱۶ نوامبر۱۹۷۲میلادی به تصویب کنفرانس عمومی یونسکو رسید. موضوع آن حفظ آثار تاریخی، طبیعی و فرهنگی بشر است که اهمیت جهانی دارند و معتلق به تمام انسان‌های زمین، فارغ از نژاد، مذهب و ملیت خاص، محسوب می‌شوند.برپایه این کنوانسیون کشورهای عضو یونسکو، می‌توانند آثار تاریخی، طبیعی و فرهنگی کشور خود را نامزد ثبت به‌عنوان میراث جهانی کنند. حفاظت از این آثار پس از ثبت در عین باقی ماندن در حیطه حاکمیت کشور مربوطه، به عهده تمام کشورهای عضو خواهد بود.

تصویر:Persepolis 06.jpg

این کنوانسیون از یک دیباچه و ۳۸ ماده در هشت فصل تشکیل شده است.مکان های میراث جهانی ثبت شده در سازمان یونسکو، مکان هایی (مانند یک جنگل، کوه، آبگیر، صحرا، بقعه، ساختمان، مجموعه و یا شهر) هستند که در فهرستی که توسط برنامه میراث جهانی بین المللی، که توسط کمیته میراث جهانی سازمان یونسکو (که ترکیبی از ۲۱ عضو می باشد که توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد، هر چهار سال یکبار تعیین می شوند.) اداره می شود، برقرار شده است، وجود دارند.بر اساس اعلام سال ۱۳۸۷،  ۸۷۸ اثر در  این سازمان ثبت شده اند، که ۶۸۷ اثر، جز آثار فرهنگی، ۱۷۴ اثر جز آثار طبیعی و ۲۶ اثر دیگر ترکیبی می باشند.

در ایران مسئولیت و نمایندگی میراث جهانی بر عهده دفتر میراث جهانی سازمان میراث فرهنگی واقع در پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاریخی و فرهنگی ایران است. این دفتر در قالب جدید از سال ۱۳۸۴ آغاز به کار کرده است. آخرین اثر ثبت شده ایران در فهرست میراث جهالنی یونسکو قره کلیسا در استان آذربایجان غربی است. هم اکنون چند پرونده برای ارسال به دفتر میراث جهانی یونسکو  و ارائه گزارش در کنفرانس سالانه این کنوانسیون در دفتر میراث جهانی سازمان میراث فرهنگی کشور در حال تهیه است.

نظرات() 

تاریخ تمدن ویل دورانت قسمت چهارم و آخر

یکشنبه 24 آبان 1388

نویسنده: اهورا مزدا |

48
دولتی مهیا شوند؛ ولی آنچه برای همه مشترك بود فرا گرفتن فنون جنگ بود .
زندگی دانشجویان در مدارس عالی بسیار دشوار بود، شاگردان صبح زود بیدار
می شدند، مسافت زیادی را می دویدند، بر اسبان سركش سوار می شدند و بسرعت
می تاختنند؛ دیگر از كارهای این مدارس شناوری، شكار جانورا ن، دنبال كردن
دزدان، كشاورزی و درختكاری، و طی كردن مسافتهای درازی در گرمای شدید
تابستان یا سرمای جانگزای زمستان بود؛ آنان را چنان پرورش می دادند كه بتوانند
تغییرات و سختیهای اقلیم را نیكو تحمل كنند و با خوراك خشن ساده بسازند و،
بی آنكه سلاح و لباسشان تر شو د، از رودخانه ها بگذرند . این گونه تعلیمات بوده است
كه، در لحظاتی كه فردریش نیچه می توانست تنوع و درخشندگی فرهنگ و تمدن
یونان قدیم را فراموش كند، اسباب سرور خاطر او را فراهم می آورد .
8  علم و هنر
پزشكی  خرده هنرها  گور كوروش و گور داریوش  كاخ
پرسپولیس  نقش دیواری تیراندازان  ارزیابی هنر پارسی
چنان به نظر می رسد كه پارسیان جز هنر زندگی هیچ هنری به فرزندان خود
نمی آموخته اند . ادبیات در نظر ایشان همچون تجملی بود كه به آن كمتر نیازمند
بودند، و علوم را همچون كالاهایی می دانستند كه وارد كردن آنها از بابل امك ان پذیر
بود؛ گرچه تمایلی به شعر و افسانه های خیالی داشتند، این كار را بر عهدة مزدوران و
طبقات پست اجتماع می گذاشتند، و لذت سخن گفتن و نكته پردازی و لطیفه گویی در
گفت و شنید را برتر از لذت خاموشی و تنهایی و مطالعه و خواندن كتاب می شمردند .
شعر را، بیش از آنك ه از روی نوشته بخوانند، از راه آوازخوانی می شنیدند؛ با مردن
خنیاگران، شعر نیز از میان رفت .
پزشكی در ابتدا وظیفة كاهنان بود؛ آنان چنین می پنداشتند كه شیطان 99999
www.persiahistory.org
49

ادامه مطلب

نظرات() 

شیراز

شنبه 23 آبان 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:ایران شناسی، 


Shiraz
 
Provincial Capital of Fars. Altitude 1,600 meters, 500 km S of Esfahan (935 km from Tehran) on a good road. 300 km N-E of Bushehr on a good road in course of completion. 600 km E of Abadan on road in process of being restored. International airport and link-up with Iran Air Internal airline.
 
Bagh-e Eram
Parks with magnificent trees are one of the town's attractions. Long wide shady avenues lead from one side to the city other. They are an incitement to leisurely wanderings during siesta time. Exemplary modern achievements, including remarkable hotels and very striking university buildings are conducive to a pleasant stay. Because of the city's altitude (1,600 meters) the climate is extremely pleasant. It is very mild in winter and not too hot in summer. Nearby Persepolis and the international fame of its annual art festival have confirmed Shiraz as a tourist center. The Bagh-e Eram, in Shiraz, famous for its gardens, is a typical late Qajar palace, now donated to Shiraz University.
 
Saadi
This gives the capital of the Fars region a new dimension, but does not prevent its inhabitants from demonstrating a touching devotion for their leading poets, Hafez and Saadi. Saadi died in 1291 at the age of 100. He asked for the following inscription on his tomb:

"From the tomb of Saadi, son of Shiraz - The perfume of love escapes - Thou shalt smell it still one thousand years after his death."

The many Iranians who come to visit these gardens of rest briefly place two fingers on the flag-stone of their favorite poet as a gesture of tribute.

Hafez-e Shirazi
The populous quarters in the center of the city are busy trading areas. The picturesque quality of the Iranian bazzar is enhanced here by the presence of nomads or semi-nomad elements belonging to southern Iranian tribes, including the Qashqais recognizable by the women's brightly colored dresses. The open space of a large esplande to the south of the bazzar gives one a chance to appreciate from a sufficient distance the elegance or at least the originality of pear-shaped domes above a high tambour covering two mosque mausoleums: The Shah Shiragh and Seyed Mir Mohammad Imamzadehs. The facades of the two buildings are not shaped like those of traditional ivans. It is a portico supported by light columns in the style of houses in Shiraz.
 
Masjed-e Vakil
Near the Bazaar-e Vakil, Masjed-e Vakil, the Regent's Mosque is especially famous for its large prayer hall (75 meters long, 36 meters wide) covered with small cupolas resting on forty-eight twisted columns cut out of one single block of stone.
 
Khoda Khane
Several other religious edifices are worthy of interest. The Old Friday Mosque has in the middle of its courtyard, a building found in no other sanctuary: The Khoda Khane - "House of God" - a square building (which reportedly) imitates the Kaaba in Mecca and where the

نظرات() 

کوروش بزرگ

سه شنبه 19 آبان 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:تاریخ ایران باستان، 

به نام دادار نیک اندیش

تمدن ایران از این حیث که در دورانهای مختلف با وجود یورشها گوناگون و تغییرات سیاسی به حیات خود ادامه
داده است در تاریخ جهان نظیر ندارد . دکتر هانری ماسه (عضو فرهنگستان فرانسه - مدیر موزه سرنوشی )
فر شاهنشاهی کورش بزرگ را می ستایی

ادامه مطلب

نظرات() 

» آهنگ : فصل پاییزی » خواننده : سیاوش قمیشی

دوشنبه 11 آبان 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:شعر* رمان *ادبیات، 

» شاعر : بیژن سعیدی
» آهنگ ساز : سیاوش قمیشی
» تنظیم : آندرانیک
 
» خواننده : سیاوش قمیشی
» آلبوم : قصه گل و تگرگ
» آهنگ : فصل پاییزی

فصل پاییزی

 

ادامه مطلب

نظرات() 

زن در گذر تاریخ و اسطوره

شنبه 9 آبان 1388

نویسنده: اهورا مزدا |

زن در گذر تاریخ و اسطوره     


 زن بر پایة گمان انسان‌های اولیه آغاز زندگی است. زن در پهلوی «ژن» و در اوستا «جنی» نام دارد و در فرهنگ سنكریت و اوستایی به لقب «ریته سیه بانو» یا «اشه بانو» از آن یاد شده است كه به معنی فروغ راستی و پارسایی است.

 

 «زن با تولد همانند زمین است كه بركت می‌دهد، تخم به بار می‌آورد. ریشه در آن پرورده شده و میوه از آن روییده می‌شود. او سرچشمه شیر است از وجودش شیر جاری است. پس الهه شیر است الهه آب است و لذا آب های جهان نیز از سینة ما در زمین جوشیده می‌شود» (1)

 در بین النهرین نیز حیات را آفریدة یك رب النوع می‌دانستند و جهان در نظر آنان حامله بود و منبع حیات را مؤنث می‌دانستند.

 در كتاب بندهشن درباره زن آمده است:

 «در روز نخست هورمزد به زن فرمود: ای زن تو را آفریده‌ام تا مردان پارسا و پهوان به وجود آوری و در آغوش پرمهر خود پرورش دهی تا به یاری آنان ریشة نادرستی و ناپاكی را از جهان برافتد.»

 زن در طول تاریخ گذشته قابلیت های فراوان داشته و در هزاره‌های دوم و اول پیش از میلاد زن الهگان باستانی محسوب می‌شده‌اند.

  در گذشته نظم بر میزان ابتكار زن خانواده استوار می‌بوده است ویل دورانت به دلیل توانایی زن می‌گوید:  « وظیفة پدر در منزلتی عرضی و كوچك » قرار داشته است.

 با توجه به پیشرفت های زن دوران مادر شاهی شكل می‌گیرد. گوردن چایلد در كتاب سیر تاریخ عنوان می‌كند: «در بین ملل كشاورز زن عامل خویشاوندی است.»   

 در زندگی كلان، كارهای مهم به دست زن انجام می‌شود. به همین مناسبت نقش اساسی به عهده اوست. مسئله قدرت و اولویت زن نیز از همین جا سرچشمه می‌گیرد و حال آنكه در جمعیتهای شبانی برتری نصیب مردان و اختیار در دست آنان می‌باشد.

 در این برش از تاریخ طایفه بر محوریت ما در شكل گیری و مرد وارد خانوادة زن می‌شود. و زن به راحتی می‌تواند مرد را طرد نماید.

 « این اولویت زن یكی از امور مختصة ساكنان نجه ایران بوده است » (2)

 اما این دوران طی گذشت سال ها تبدیل به پدر شاهی می‌شود. ویل دورانت می‌نویسد: همه جا روی زمین ارزش زندگی زن كمتر از مرد بود و چون زنان دختر می‌آوردند جشنی كه برای تولد پسران گرفته می‌شده در كار نبوده است. در پاره‌ای از قبایل زن از سوی مرد به میهمانان عرضه می‌شد و اگر زن خود به این كار مبادرت می‌كرد به هلاكت می‌رسید و زن كه زمانی مقدس بود حتی در دوران قاعدگی اجازه شست و شو در آب را هم به دست نمی‌آورد.(3)

 كه این دوران نیز با توجه برخوردهای فرهنگی بین ایرانیان و دیگر اقوام (رومیان، هندیان، چینی‌یان) پیش می‌آید تغییر یافته و نوعی برابری بوجود می آید.

 ا.ت. او مستد در كتاب تاریخ شاهنشاهی هخامنشی می‌نویسد:

 حمورابی پیشینه‌ای را برای از راه به در بردن یك كنیزك نامزد شده كه هنوز در خانة پدر زندگی می‌كند ذكر می‌كند مرد باید كشته شود و زن آزاد گردد.

 در اوستا نیز هر جا ستایشی آمده، زنان با مردان برابر بوده‌اند:

 اینك ما جان و وجدان و قوه درا كه و روان و خرد و فروهرهای نخستین آموزگاران كیش و نخستین شنوندگان آیین آن مردان و زنان پاك را كه سبب پیروزی ارستی بوده‌اند، می‌ستاییم. (یشتها ج 2)

 در ایران باستان زن مقامی والا داشت. براساس نوشتة كتاب نیرنگستان پهلوی، زنان می‌توانستند در سرودن یسنا و برگزاری مراسم دینی با مردان شركت كنند یا خود به تنهایی انجام دهند. و براساس كتاب مادگان هزار دادستان به شغل وكالت و قضاوت مشغول گردند. زن در ایران باستان به مقام شاهی نیز رسیده است. در عهد سومریان نیز واحد اساسی هر جامعه خانواده محسوب می‌شده است. زنان می‌توانستند مالك باشند و بعنوان شاهد دردادگاه حاضر شوند.

 كه ما در دیگر تمدن های همسان با آنان زن را بدین مرتبه نمی‌بینیم.

 با توجه به سخنانی كه از جایگاه زن در سده‌های گذشته تاریخ رفت برخی بر این عقیده بودند كه نفس زن براساس شر است و زن را پایة شر می دانستند. «زروانیان»(4) بر این باور بوده‌اند كه هوس جنسی زن موجب حضور شر در این جهان است. «در بند هش» یكی از متن های زردتشتی اورمزدا اعتراف می‌كند كه اگر چه زنان یاور او هستند زیرا مردان را می‌زایند با این همه اگر ظرف دیگری را می‌یافت زنان را نمی‌آفرید. از این رو ما در طول اداوری با زنان اسطوره‌ای روبرو می‌شویم زنان اسطوره‌ای كه بر پایة شر و خیر استوار بودند. البته اسطوره‌ها بخشی از تاریخ به حساب می‌آیند. «زیرا اسطوره دیدگاه های انسان را دربارة خود او و جهانش و تحول آن در بر دارد» (5) و بنابر اظهار عقیدة جامباتیستا ویكو حكیم ایتالیایی كه می‌گوید: چون قوه ابداع و ابتكار انسان های بدوی محدود بوده است، پس این گونه اساطیر را از خود نساخته‌‌اند. این روایات آنها در اصل می‌بایست روایات جدی و درستی بوده باشد» (6) به این نتیجه می‌توانیم برسیم- كه تاریخ بر اساس اسطوره‌های پیشینیان بازسازی شده است. كه نمونة بارز آن تاریخ شاهنامه فردوسی می‌باشد كه در آن از زنانی نام می‌برد كه برخی سنت شكنی كرده و حماسه آفریده‌اند و خود بر این عقیده بوده است كه: زنان را همین بس بود یك هنر/ نشینند و زایند شیران نر/ اكنون تعدادی از زنان اهریمن ذكر شده در اساطیر ایرانی را بیان می‌كنیم كه نمونه‌های بارز از زن امروزی نیز می‌توانند باشند.

 جِه: دختر یا زن اهریمنی كه اغواگرو فریبندة مردان می‌باشد در بند/ 9 اردیبهشت یشت در خصوصی این اهریمن آمده است شما ای دروغترین در میان دروغگویان بگریزید جهی جادو، بگریز زن به عمل كخوارد، بگریز، ای باد طرف شمال بگریز ای باد طرف شمال نابود شد آنكه از نژاد این اژدها است.

 پری: یكی دیگر از چهره‌های منفی زن به شمار می‌رفته است كه در اساطیر ایرانی به آن با دیدی منفی نگاه می‌شده است.

 بوشاسب: دیو خواب مفرط و تنبلی است. دیو زن است و به دارندة دست های دراز موصوف می‌باشد. هنگامی كه خروس در بامداد می‌خواند او همه كوشش خود را به كار می‌برد كه جهان را در خواب نگه دارد. (7)

 نسو (Nasu): دیو لاشه و مردار و هر چیز گندیده است.

 در مقابل این زنان دیو صفت زنان دیگری نیز وجود داشته‌‌اند كه برخی از نام آنها به قرار زیر است كه بر گرفته از نام های اوستایی می‌باشند.

 چیستا: ایزد بانوی دانایی و فرزانگی است.

 اشی: ایزد بانوی كه نماد توانگری و بخشش است.

 آناهیتا: ایزد بانوی كه نماد (سرچشمه آبهای روی زمین است)

 زامیاد: الهة زمین محسوب می‌شود.

 پارند: زن ایزدی است نگهبان دارایی مرد.

 پس زن را می‌توان در تاریخ و اساطیر موجودی دوگانه ذكر كرد كه هم جنبة خیر دارد و نیز شر. اما این موجود دو گانه دارای وظایفی بوده است كه در صورت سر باز زدن در انجام آنها خود عقوبتی داشته است.

 ارداویرافنامه (8) این كتاب بیش از یك سده است كه به زبان‌های انگلیسی و فرانسوی ترجمه شده و به عنوان یك سند كهن تاریخی در پژوهش‌های دینی و زبان شناسی مورد استفاده دیگران قرار گرفته است.

 در این كتاب در خصوص پرورش كودكان كه یكی از وظایف زن به شما می‌رود، آورده است: آنگاه دیدم كه روان زنی كه به شانه آهنین تن و روی خود همی رندید و به پستان كوهی آهنین می‌كند. گفتند، این روان آن بدكار زن است كه به گیتی گناه كرد و خواسته كامی (مال دوستی) سبب شد، كه به كودك خود شیر نداد و به كودك دیگران داد. (فرگرد 87).

 در این كتاب آئینی در خصوص سقط جنینی نیز آمده است:

 «دیدم روان زنی كه به پستان كوهی آهنین همی كند و بر سر سنگ آسیایی مانند كلاه داشت گفتند: كه این روان آن بدكار زن است كه به گیتی كودك خویش مردار و تباه كرد و بیفكند. (فرگرد 45)

 در خصوص ازدواج با خویشاوندان كه آن را با كلمه خویتوكدس از آن یاد كرده است آمده است.

 خویتوكدس: لفظاً یعنی خود داده و مقصود از این كلمه ازدواج در میان خویشاوندان است كه هنوز در ایران مانند زمان قدیم ازدواج در میان خویشاوندان به خصوص عموزادگان و خالوزادگان بسیار معمول است. 

 (ابراهیم پورداود- خرده اوستا)

 برای این گروه از زنان و مردان در بهشت جایگاه باشكوهی دیده است. «دیدم روان خویتوكدسان را در انزاری آفریده شده از روشنی كه از او روشنی در بالا همی درخشید (فرگرد 12) و برای كسانی كه این رسم را به جا نیاورده‌اند گفته است: آنگاه دیدم روان زنی كه ماری هولناك به تن برشد و به همان بیامد. گفتند: كه این روان آن بدكار زن است كه خویتوكدس تباه كرد. (فرگرد 86)

 و همچنین در خصوص رفتار زن نسبت به همسر خود در این كتاب فرگردهای بسیاری آمده كه موارد زیر را دارای عقوبت معرفی كرده است:

 شوی خود را پست انگاشتن و دشنام دادن (فرگرد 26) سگ زبان بودن و خواسته از شوی دزدیدن (فرگرد 63) پیمان دروغ نبست به شوی كردن و هرگز خشنود نبودن(فرگرد 70)

 و آخر اینكه زن جایگاه ویژه‌ای در تاریخ و اساطیر ملل دارا بوده است و امروزه نیز جایگاهی بس بلند دارد به نحوی كه در تمام كتب الهی از آنان به عنوان موجودی انسان ساز نام برده‌اند. در قرآن كریم نیز سوره‌ای بنام زنان بر آخرین پیامبر خدا نازل شده است. اما ویژگیهای زنان گاهاً در طول تاریخ دست خوش تحولاتی شده است كه به مرور زمان از چنگال برخی سنتهای زشت رهایی یافته و به جایگاه واقعی خود بازگشته است.

 ----------------------------------------------

(1) - زن در ظن تاریخ- بنفشه حجازی

(2) - امیران از آغاز تا اسلام- ر. گیرشمن

(3) - ویل دورانت

(4) - كیش زروانی سنتی است متعلق به پیش از زردتشت

(5) - شناخت اساطیر ایران- جان هنیكر

(6) - تاریخ در ترازو- عبدالحسین زرین كوب

(7) - موله، م. ایران باستان- تاریخ اساطیر ایران- آموزگار

(8)-  كتابی است به زبان پهلوی كه روایتی است از سیرو عروج اردوایراف یكی از موبدان بزرگ زردتشتی به بهشت و دوزخ

  

نظرات() 

تاریخ تمدن ویل دورانت قسمت سوم

چهارشنبه 6 آبان 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:تاریخ ایران باستان، 

www.persiahistory.org
40
مؤثری بود كه كودكان را می ترسانید تا پیوسته در فرمان پدر و مادر خویش باشند؛
چون یكی از هدفهای دین آن بوده است كه وظیفة دشوار اطاعت خردسالان از
سالخوردگان را آسانتر سازد، به همین جهت، باید قبول كنیم كه علمای دین زردشتی
در وضع قواعد و اصول دین خود مهارت فراوان داشته اند . به طور كلی، باید گفت
كه دین زردشتی دینی عا لی بود كه نسبت به سایر دینهای معاصر با خود كمتر جنبة
جنگ طلبی و خونخواری و بت پرستی و خرافه جویی داشت، و به همین جهت روا
نبود كه به این زودی از جهان برافتد .

ادامه مطلب

نظرات() 

غروب خروشان قسمت چهارم و آخر

دوشنبه 4 آبان 1388

نویسنده: اهورا مزدا |

غروب خروشخوانان ....................................................................................................................................................... 33
برگ سبز داره... » : همانطور که پرونده را زیر و رو می کرد، با خودش گفت
«... استعلام ارزیابی هم هس...این هم تسویه حساب مالیاتی و ... بیمه نامه ی حمل کالا و
« فقط اظهارنامه گمرگی » : سرش را بالا آورد و زل زد به چشمانم و پرسید
کمی دست و پام را گم کردم، اما تند به خودم آمدم و زیر لب چندبار تکرار کردم:
بعد پوشه ام را باز کردم و نسخه کپی اظهارنامه گمرکی را بیرون « ای خدا به امید تو »
همان طور که خدمتتان عرض کردم، ما با فروشنده کالا اختلاف حساب »: آوردم و گفتم
کوچکی پیدا کرده ایم، برای همین اظهارنامه گمرکی یک مدتی طول می کشه تا بدستمان
«. برسه
ببینین اگه مشکل ازداخل باشه، یک ریال » : مدیر گمرک به صورتم زل زد و گفت
بابت انبارداری ازشما دریافت نمی شه. اما می گین طرف قراردادتون مدارک لازم را
نفرستاده. این یعنی کالاها متعلق به یک کشور خارجیه و در نتیجه باید هزینه انبارداری
«. آن پرداخت بشه، اونهم به ارز. متوجه هستین
خب کاری کنین که » : چندبار آب دهانمو فرو دادم و بدون اینکه فکر کنم گفتم
«. نشون بده مشکل داخلیه
نمیدونم این حرف رابرای چی گفتم. خودم هم منظورم را نفهمیدم، ولی مدیر
برای چه » : گمرک بدون اینکه مژه بزند، مدت زیادی نگاهم کرد. بعد هم به آرامی پرسید
«؟ مدت
درحال حاضر من » : نمی دانستم چی بگویم که خودش با همان لحن آرام گفت
دو هفته ای معطل می کنم، اگه باز هم موفق به دریافت مدارک نشدید، دوباره مذاکره
«. می کنیم
قیمت پیشنهادی من پنجاه » : آن وقت سرش را جلو آورد و آهسته تر از قبل گفت
«. سکه طلاست، اونهم تا یکساعت دیگه باید به دستم برسه
این تعداد سکه را داشتیم و دست خانم منشی بود، اما نخواستم زود تسلیم شوم.
اما اگه بیست تا بگیرین، صدها کارگر » : ترجیح دادم چانه بزنم، برای همین به نرمی گفتم
«. مدیون شما می شند
« چهل تا، بهتر است دیگه چانه نزنی » : نگاهی به سراپایم انداخت و گفت
سی » : توی دلم بهش خندیدم، چون قاعده بازی را یاد گرفته بودم. با قاطعیت گفتم
«. تا، بیشتر از سی تا توانش را نداریم
سرش را انداخت پایین و دستش بسوی پرونده دراز شد که آن را ببندد. فهمیدم
نه »: تندروی کرده ام، برخاستم و همچنان که دستم را به سویش درازمی کردم گفتم
«؟ پیشنهاد شما، نه حرف من. با سی و پنج تا چطور

ادامه مطلب

نظرات() 

اعلا حضرت همایونی در جوار مقبره کوروش

یکشنبه 3 آبان 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:گالری عکس، 

نظرات() 

غروب خروشان قسمت سوم

یکشنبه 3 آبان 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:شعر* رمان *ادبیات، 

غروب خروشخوانان ....................................................................................................................................................... 22
دستم نشسته! او کیه؟ پرولتاریا! من که بودم؟ چریک. هوادار اونا! عاشق زحمتکشان.
«. مرده شورش را ببرد، به در?ک، اما خب دیگه، از این به بعد چریکی وجود نداره
«. اداره کار... اداره کاراش پیاده بشن »
باز دستم را می گذارم روی جیبم، وجود پول را از روی لباس حس میکنم. راستی
چقدر سخت بهم گذشت، چه سال ها که با آرمان هام زندگی کردم؛ آرمان هایی که دست
و بالم را بسته بود، چه کارهایی که نکردم. مثل آن روزی که تو خانه تیمی برنامه ریزی
کردیم تو یکی از کارخانه ها اعتصاب راه بیندازیم.اما صاحب کارخانه اعتصابیون را
سرکوب و چندتایی را لت و پار کرد. بابای ممد یکی از اونا بود. قرار شد کار او را
بسازیم. قرعه به نام من افتاد. ممد هم داوطلب شد. یوزی دست من بود و ممد با موتور
بیرون انتظار کشید. جوراب سیاهی سرم کشیدم و رفتم تو دفترش. بدنم از التهاب
میسوخت. قبضه سرد اسلحه دستم را خنک کرده بود. نگهبان جلویم سبز شد، مجبور
شدم با ته اسلحه به سرش بکوبم، بعد خودم را انداختم تو و لوله اسلحه را بسوی
کارخانه دار گرفتم. پیش از آنکه شلیک کنم مردنش را حس کردم، کمی درنگ کردم، اما
نمی دانم چی شد که اسلحه را بالا بردم و همه خشاب را روی شیشه های در و پنجره
خالی کردم. با اینکه همه چیز به سرعت گذشت اما کارخانه دار فهمید، نگاهی از حق
شناسی بهم انداخت، از هول نتوانستم قیافه اش را بخاطر بسپارم. تند زدم بیرون و
پریدم رو موتور روشن؛ ممد گاز را گرفت ومثل برق ازمیان ماشین ها فرار کردیم.
عجب تجربه ای بود، چه گران تمام شد. راستی زندگی چه لذتی دارد، مرگ است که
وحشتناک است. چه خوب شد کارخانه دار کشته نشد. اما قیافه اش چه شکلی
بود؟قامتش به یادم مانده، اماچهره اش نه، چنان دستپاچه و منگ بودم که نتوانستم
چهره اش را در ذهنم ضبط کنم. فقط چیزهایی مبهم و گنگ برایم ماند.
«؟ بند جیم... بندجیم جانمونی »
آه، از این واژه بیزارم، چقدر سین جین شدم؛ چقدر کتک خوردم، چقدر شکنجه
شدم. بارها مرگ را آرزو کردم، اما توانستم همه چی را تحمل کنم، استقامتم باور
نکردنی بود. مجبور شدند دست از سرم بردارند. اما شبی دیرهنگام آمدند سراغم، از
سلول آوردنم بیرون. روی سرم کیسه ای کشیده بودند تا چیزی نبینم. بیرون خنک بود.
بادی که یکریز کم و زیاد می شد؛ می وزید، نه جایی را می دیدم و نه صدایی
می شنیدم. فقط باد خنک بود و تاریکی. فهمیدم پایان خط است. نخواستم خودم را
ببازم. بیش از هزار بار آن لحظه را پیش بینی کرده بودم. سینه ام را صاف کردم و با
همه وجود هوا را تو سینه فرو دادم. هوای خنک و تازه از میان پارچه گذشت و با بوی
زُهم چرک آلود آن درهم آمیخت و سرم را بدوران انداخت. کاش می توانستم کیسه
سیاه را بردارم، تا آسمان را ببینم، ستاره ها و شاید ماه را. در تخیلم تصور کردم
آسمان یه جنگل ستاره دارد. اما فقط تاریکی بود و سکوت. نه، باد هم بود. باد خنک با

ادامه مطلب

نظرات() 

گالری

شنبه 2 آبان 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:گالری عکس، 

برای بزرگتر دیدن عکس های تاریخی روی آنها کلیک کنید

نظرات() 

وطن یعنی

شنبه 2 آبان 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:شعر* رمان *ادبیات، 

وطن یعنی
وطن یعنی همه آب و همه خاك وطن یعنی همه عشق و همه پاك
به گاه شیرخواری گاهواره به روز و درد پیری ، عین چاره
وطن یعنی پدر ، مادر ، نیاكان به خون و خاك بستن عهد و پیمان
وطن یعنی هویت ، اصل ، ریشه سرآغاز و سرانجام همیشه
وطن یعنی محبت ، مهربانی نثار هر كه دانی و ندانی
وطن یعنی نگاه هموطن دوست هر آنجایی كه دانی هموطن اوست
وطن یعنی قرار بیقراری پرستاری ، كمك ، بیمارداری
وطن یعنی هوای كوچه ی یار در آن كو دل شكستن های بسیار
نگاهی زیرچشمی ، عاشقانه به كوچه آمدن با هر بهانه
وطن یعنی غم همسایه خوردن وطن یعنی دل همسایه بردن
وطن یعنی زلال چشمه ی پاك وطن یعنی درخت ریشه در خاك
ستیغ و صخره و دریا و هامون ارس ، زاینده رود ، اروند ، كارون
دنا ، الوند ، كركس ، تاق بستان هزار و قافلانكوه و پلنگان
وطن یعنی بلندای دماوند شكیبا ، دل در آتش ، پای در بند
وطن یعنی شكوه اشترانكوه به دریای گهر استاده نستوه
وطن یعنی سهند صخره پیكر ستیغ سینه در سنگ تمندر
وطن یعنی وطن استان به استان خراسان ، سیستان ، سمنان ، لرستان
كویر لوت ، كرمان ، یزد ، ساری سپاهان ، هگمتانه ، بختیاری
طبس ، بوشهر ، كردستان ، مریوان دو آذربایجان ، ایلام گیلان
اراك ، فارس ، خوزستان و تهران بلوچستان و هرمزگان و زنجان
وطن یعنی سرای ترك با پارس وطن یعنی خلیج تا ابد فارس
بهشتی چشم را گسترده در پیش ابوموسی و مینو ، هرمز و كیش
وطن یعنی همه سازندگی ها رهایی از تمام بندگی ها
بریدن دست غیر از گردن نفت صلای صبح ملی نفت
وطن یعنی ز هر ایل و تباری وطن را پاسبانی ، پاسداری
وطن یعنی دلیر و. گرد با هم وطن یعنی بلوچ و كرد با هم
وطن یعنی سواران و سواری لر و كرد و یموت و بختیاری
همه یك جان و یك دل بودن ما به دامان وطن آسودن ما
وطن یعنی دلی از عشق لبریز گره باف ظریف فرش تبریز
وطن یعنی هنر یعنی سپاهان حریر دستباف فرش كاشان
وطن یعنی كتیبه در دل سنگ تمدن ، دین ، هنر ، تاریخ ، فرهنگ
وطن یعنی همه نیك و بهنجار چه پندار و چه گفتار و چه كردار
وطن یعنی هم از دور و هم از دیر سده ، نوروز ، یلدا ، مهرگان ، تیر
وطن یعنی جلال مانده جاوید ستون و سر ستون تخت جمشید
هزاران نقش و خط مانده در یاد صبا ، كلهر ، كمال الملك ، بهزاد
نكیسا ، باربد ، افسانه و چنگ سرود تیشه ی فرهاد در سنگ
سر و سرمایه های سرفرازی ابوریحان و خوارزمی و رازی
به اوج علم و دانش رهنوردی ابونصر ، ابن سینا ، سهروردی
به بحر عشق و عرفان ناخدایی عراقی ، رودكی ، جامی ، سنایی
وطن یعنی به فرهنگ آشنایی در لفظ دری را دهخدایی
وطن یعنی جهانی در دل جام وطن یعنی رباعیات خیام
وطن یعنی همه شیرین كلامی عفاف عشق در شعر نظامی
وطن یعنی نگاه مولوی سوز حضور نور در شمس شب و روز
وطن یعنی پیام پند سعدی زبان پیوسته در پیوند سعدی
وطن یعنی هوا و حال حافظ شكوه باور اندر فال حافظ
وطن یعنی تبیره ، دمدمه ، كوس طلوع آفتاب شعر از طوس
وطن یعنی شب شهنامه خواندن سخن چون رستم از سهراب راندن
وطن یعنی رهایی زآتش و خون خورش كاوه و خشم فریدون
وطن یعنی زبان حال سیمرغ حدیث یال زال و بال سیمرغ
وطن یعنی امید نا امیدان خروش و ویله گرد آفرینان
وطن یعنی لگام و زین و مهمیز سواران اوستا و رخش و شبدیز
وطن یعنی گرامی مرز تا مرز وطن یعنی حریم گیو و گودرز
وطن یعنی دل و دستی در آتش روان و تن ، كمان و تیر آرش
وطن یعنی شبح یعنی شبیخون وطن یعنی جلال الدین و جیحون
وطن یعنی به دشمن راه بستن به اوج آریو برزن نشستن
وطن یعنی دو دست از جان كشیدن به تنگشتان و دشتستان رسیدن
زمین شستن ز استبداد و از كین به خون گرم در گرمابه ی فین
وطن یعنی اذان عشق گفتن وطن یعنی غبار از عشق رفتن
نماز خون به خونین شهر خواندن مهاجم را ز خرمشهر راندن
سپاه جان به خوزستان كشیدن شهادت را به جان ارزان خریدن
وطن یعنی هدف یعنی شهامت وطن یعنی شرف یعنی شهادت
وطن یعنی شهید ، آزاده ، جانباز شلمچه ، پاوه ، سوسنگرد ، اهواز
وطن یعنی شكوه سرفرازی وطن یعنی ز عالم بی نیازی
وطن یعنی گذشته ، حال ، فردا تمام سهم یك ملت ز دنیا
وطن یعنی چه آباد و چه ویران وطن یعنی همین جا ، یعنی ایران

نظرات() 

تاریخ تمدن ویل دورانت قسمت دوم

شنبه 2 آبان 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:تاریخ ایران باستان، 

4 آزمایشی در حكمرانی
شاه  اشراف  سپاه  قانون كیفری خشن
پایتختها  ایالات (ساتراپ نشینها)  هنر بزرگ اداره كردن

زندگی پارس به سیاست وجنگ بیشتر ازمسائل اقتصادی بستگی داشت، و
ثروت آن سرزمین برپایة قدرت بود نه برپایة صناعت؛ به همین جهت پایه های دستگاه
دولتی متزلزل بود، و به جزیرة كوچكی می نمود كه در وسط دریای وسیعی باشد وبر
آن دریا حكومت كند، و این حكومت و تسلط بنا و بنیاد طبیعی نداشته باشد . سازمان
شاهنشاهی كه بر این مجموعه تسلط داشت از نیرومندترین سازمانها وتقریباً منحصر به
فرد بود. بر رأس این سازمان شخص شاه قرار داشت و چون شاهانی در زیر فرمان او
بودند به نام »شاه شاهان « یا »شاهنشاه « خوانده میشد و جهان قدیم به این لقب اعتراضی
نداشت، تنها یونانیان شاهنشاه پارس را » باسیلئوس « یعنی »شاه « میخواندند . قدرت
مطلقه دردست شاه بود وكلمه ای كه ازدهان وی بیرون می آمد كافی بود كه هركس
را، بدون محاكمه و توضیح، به كشتن دهد - و این راه و رسمی است كه بعضی از
دیكتاتورهای زمان حاضر نیز در پیش گرفته اند؛ گاهی نیز به مادر یا زن سوگلی
خویش این حق فرمان قتل صادر كردن را تفویض می كرد . كمتر، از میان مردم و
حتی اعیان مملكت، كسی را جرئت آن بود كه از شاه خرده گیری یا وی را سرزنش
كند؛ افكار عمومی، در نتیجة ترس و تقیه، هیچ گونه تأثیری در رفتار شاه نداشت .
هرگاه شاه فرزند كسی را، در برابر چشم وی، با تیر می زد، پدر ناچار در برابر شاه سر
فرود می آورد و مهارت او را در تیراندازی ستایش می كرد؛ كسانی كه به امر شاه
www.persiahistory.org
21
تنشان در زیر ضربه های تازیانه سیاه می شد، ازمرحمت شاهنشاه سپاسگزاری
می كردند كه از یاد آنان غافل نمانده است . اگر همة شاهان ایرانی روح نشاط و
فعالیت كوروش و داریوش اول را داشتند، می توانستند هم حكومت كنند و هم
پادشاهی، ولی شاهان متأخر بیشتر كارهای حكومت را به اعیان و اشراف زیردست
خود یا به خواجگان حرمسرا وا می گذاشتند و خود به عشقبازی و باختن نرد و شكار
می پرداختند. كاخ سلطنتی پر از خواجه سرایانی بود كه از زنان حرم پاسبانی می كردند
و شاهزادگان را تعلیم می دادند و، در آغاز هر دورة سلطنت جدید، دسیسه های
فراوان برمی انگیختند . شاه حق داشت كه از میان پسران خود هركدام را بخواهد به
جانشینی برگزیند، ولی غالب اوقات مسئلة جانشینی با آدمكشی و انقلاب همراه بود .
آنچه دربارة قدرت شاه گفتیم از لحاظ نظری بود، ولی عملا این قدرت به
وسیلة نیروی اعیان و اشراف مملكت، كه درواقع واسطة میان دربار و مردم بودند،
محدود می شد. عادت بر این جاری شده بود كه شش خانواده ای كه با داریوش اول
انقلاب كردند و بردیای غاصب را از میان برداشتند امتیازات خاصی داشته باشند، و
در مهمات امور كشور رأی آنان خواسته شود . بسیاری از بزرگان در كاخ شاهی
حاضر می شدند و مجلسی تشكیل می دادند كه شاه غالباً به نظر مشورتی آنان اهمیت
فراوان می داد. املاك اختصاصی بسیاری از ثروتمندان و بزرگان را شاه به ایشان
بخشیده بود، و آنان در مقابل، هرگاه شاه فرمان بسیج می داد، مرد جنگی و ساز برگ
فراهم می آوردند . این اشراف در املاك خود تسل ط بیحد و حساب داشتند و مالیات
می گرفتند و قانون می گذاشتند و دستگاه قضایی در اختیارشان بود و برای خود
نیروهای مسلح نگاه می داشتند .
ارتش پایة اساسی قدرت شاه وحكومت شاهنشاهی به شمار میرفت، چه
دستگاه شاهنشاهی تا زمانی سرپا می ماند كه قدرت آدمكشی خود را محفوظ نگاه
دارد. تمام كسانی كه مزاج سالم داشتند، و سنشان میان پانزده و پنجاه سال بود، ناچار

ادامه مطلب

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 2 
  • 1  
  • 2  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : اهورا مزدا

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان

← صفحات جانبی


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو