تاریخ ، تمدن و فرهنگ ایران
پاینده ایران » زنده باد آزادی » جاوید ایران زمین
تاریخ ایران - فرهنگ و آداب پارسیان - امپراطوری ایران - پارسیان نیک اندیش - تمدن ایرانی - مقالات و حکایت های تاریخی ایران باستان - زن در ایران باستان - هخامنشیان

محمدعلی شاه قاجار

شنبه 7 شهریور 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:تاریخ معاصر ایران، 

محمدعلی شاه كوتاهترین سلطنت را در بین شاهان قاجار داشت. سی ماه و اندی. فردای مرگ پدر، در 35 سالگی به سلطنت رسید. در ابتدا داعیه مشروطه خواهی داشت ولی اندكی بعد مشروطه‌ای را كه پدر اعطا كرده بود انكار كرد. جنگ مشروطه و استبداد در گرفت و مجلس به توپ بسته شد. طومار مشروطه درهم پیچید و استبداد را حاكم كرد. البته استبداد از نوع صغیرش. چون او ظرفیت استبداد كبیر را نداشت. دیكتاتوری 13 ماهه!

با ورود مجاهدین و مشروطه خواهان به تهران، وی كه تاب و توان نداشت به سفارت روس پناه برد. رایزنی مشروطه خواهان برای دور كردن وی از ایران ثمر داد و روسیه كه خود را بر طبق عهدنامه گلستان پشتیبان اعقاب عباس میرزا می دانست پذیرفت كه میزبان محمدعلی میرزای مخلوع باشد.

محمد علی شاه قاجار

محمد علی میرزا در بندر اودسا هنوز امیدوار  است كه به سلطنت بازگردد!

ادامه مطلب

نظرات() 

تاریخ تمدن ویل دورانت قسمت چهارم و آخر

جمعه 6 شهریور 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:تاریخ ایران باستان، 

48
دولتی مهیا شوند؛ ولی آنچه برای همه مشترك بود فرا گرفتن فنون جنگ بود .
زندگی دانشجویان در مدارس عالی بسیار دشوار بود، شاگردان صبح زود بیدار
می شدند، مسافت زیادی را می دویدند، بر اسبان سركش سوار می شدند و بسرعت
می تاختنند؛ دیگر از كارهای این مدارس شناوری، شكار جانورا ن، دنبال كردن
دزدان، كشاورزی و درختكاری، و طی كردن مسافتهای درازی در گرمای شدید
تابستان یا سرمای جانگزای زمستان بود؛ آنان را چنان پرورش می دادند كه بتوانند
تغییرات و سختیهای اقلیم را نیكو تحمل كنند و با خوراك خشن ساده بسازند و،
بی آنكه سلاح و لباسشان تر شو د، از رودخانه ها بگذرند . این گونه تعلیمات بوده است
كه، در لحظاتی كه فردریش نیچه می توانست تنوع و درخشندگی فرهنگ و تمدن
یونان قدیم را فراموش كند، اسباب سرور خاطر او را فراهم می آورد .
8  علم و هنر
پزشكی  خرده هنرها  گور كوروش و گور داریوش  كاخ
پرسپولیس  نقش دیواری تیراندازان  ارزیابی هنر پارسی
چنان به نظر می رسد كه پارسیان جز هنر زندگی هیچ هنری به فرزندان خود
نمی آموخته اند . ادبیات در نظر ایشان همچون تجملی بود كه به آن كمتر نیازمند
بودند، و علوم را همچون كالاهایی می دانستند كه وارد كردن آنها از بابل امك ان پذیر
بود؛ گرچه تمایلی به شعر و افسانه های خیالی داشتند، این كار را بر عهدة مزدوران و
طبقات پست اجتماع می گذاشتند، و لذت سخن گفتن و نكته پردازی و لطیفه گویی در
گفت و شنید را برتر از لذت خاموشی و تنهایی و مطالعه و خواندن كتاب می شمردند .
شعر را، بیش از آنك ه از روی نوشته بخوانند، از راه آوازخوانی می شنیدند؛ با مردن
خنیاگران، شعر نیز از میان رفت .
پزشكی در ابتدا وظیفة كاهنان بود؛ آنان چنین می پنداشتند كه شیطان 99999
www.persiahistory.org
49

ادامه مطلب

نظرات() 

5 ظهور زردشت

جمعه 6 شهریور 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:تاریخ ایران باستان، زرتشت، 

5 ظهور زردشت

  دین ایران پیش از زردشت 

كتاب مقدس پارسیها  اهورمزدا
ارواح پاك و ارواح پلید

مبارزة میان آنها برای تسلط بر جهان

 

a

بنا بر داستانهای ایرانی، چند قرن قبل از میلاد مسیح، پیامبری در ایران- وئجه،
یعنی »وطن آریاییها «، ظهور كرده بود كه مردم زمان او را زره توشتره ( = زردشت
كنونی) می نامیدند، ولی یونانیان، چون از تلفظ نام فارسی این پیامبر عاجز بودند، نام
وی را به صورت زوروآسترس تلفظ می كردند . مطابق روایات، تولد وی رنگ
آسمانی داشت، و آن چن ان بود كه فرشتة نگاهبان وی به درون گیاه »هومه « رفت و، با
شیره ای كه از آن گرفته بود، به تن كاهنی كه قربانی مقدس می كرد درآمد؛ در همین
زمان شعاعی از جلال آسمانی به سینة دختری فرود آمد كه نسب عالی و شریف
داشت. آن كاهن دختر را تزویج كرد، و دو زندانی تن های ای شان، یعنی فرشته و
شعاع، درهم آمیختند، و از آن میان زردشت به وجود آمد . در همان روز كه متولد
شد به صدای بلند خندید؛ ارواح پلیدی كه برگرد هر موجود زنده ای جمع می شوند
ترسناك و پریشان شدند و از كنار وی گریختند . چون سخت دوستدار حكمت و
عدالت بود، خود را از اجتماع مردم بیرون كشید و در تنهایی كوهستان زندگی
می كرد و خوراكش پنیر و میوه های زمین بود . شیطان خواست تا وی را بفریبد، ولی
كامیاب نشد. سینه اش را به ضرب خنجر دریدند و اندرونة وی را با سرب گداخته
پركردند، ولی زردشت لب به شكایت نگشود و از ایمان به اهورمزدا، پروردگار نور
وخدای بزرگ، دست بر نداشت . اهورمزدا بر وی ظاهر شد و كتاب اوستا، یا »كتاب
www.persiahistory.org

ادامه مطلب

نظرات() 

کبیر پادشاه امپراتوری ایران

چهارشنبه 4 شهریور 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:عمومی، 

الکس جووی" کارگردان جوان بریتانیائی قصد دارد فیلمی درباره کورش کبیر پادشاه امپراتوری ایران و بنیانگذار سلسله هخامنشیان که قلمرو حکومتش از هند تا آسیای صغیر و دریای مدیترانه گسترده بود، بسازد.
.........

به یقین می توان گفت درمیان شخصیت های ایرانی پیش از اسلام، پس از زردشت، کورش شناخته ترین ایشان در بین غربی ها می باشد. بیشتر اطلاعات راجع به این شخصیت تاریخی که در میان غربی ها به بشردوستی و نیکوکاری شهره است، نشات گرفته از دو منبع معتبر یعنی کتاب مقدس یهودیان، تورات، و دیگری تاریخ هرودوت است که در قرن پنجم پیش از میلاد مسیح نوشته شده است. از او به عنوان اولین کسی که در تاریخ قوانین حقوق بشر را وضع کرده است نام برده می شود.

کورش به عنوان اولین پادشاه پارس، بعد از شکست مادها، سلسله هخامنشیان را بنیاد نهاد. طبق روایاتی که در کتاب عهد عتیق آمده است، کوروش به کمک خداوند بابل را فتح و یهودیان آنجا را که در اسارت هستند آزاد می کند و به آنها اجازه می دهد دوباره به بیت المقدس بازگردند

نظرات() 

Cyrus the Great

چهارشنبه 4 شهریور 1388

نویسنده: اهورا مزدا |

Cyrus the Great
( Kourosh in Persian, Kouros in Greek )


Cyrus (580-529 BC) was the first Achaemenian Emperor. He founded Persia by uniting the two original Iranian Tribes- the Medes and the Persians. Although he was known to be a great conqueror, who at one point controlled one of the greatest Empires ever seen, he is best remembered for his unprecedented tolerance and magnanimous attitude towards those he defeated.

Upon his victory over the Medes, he founded a government for his new kingdom, incorporating both Median and Persian nobles as civilian officials. The conquest of Asia Minor completed, he led his armies to the eastern frontiers. Hyrcania and Parthia were already part of the Median Kingdom. Further east, he conquered Drangiana, Arachosia, Margiana and Bactria. After crossing the Oxus, he reached the Jaxartes, where he built fortified towns with the object of defending the farthest frontier of his kingdom against nomadic tribes of Central Asia. The victories to the east led him again to the west and sounded the hour for attack on Babylon and Egypt. When he conquered Babylon, he did so to cheers from the Jewish Community, who welcomed him as a liberator- he allowed the Jews to return to the promised Land. He showed great forbearance and respect towards the religious beliefs and cultural traditions of other races. These qualities earned him the respect and homage of all the people over whom he ruled.

As Prof. Richard Frye of Harvard said (in The Heritage of Persia, p10-151):

  "In the victories of the Persians... what was different was the new policy of reconciliation and together with this was the prime aim of Cyrus to establish a pax Achaemenica..... If one were to assess the achievements of the Achaemenid Persians, surely the concept of One World, .... the fusion of peoples and cultures in one 'Oecumen' was one of their important legacies"

The victory over Babylonia expressed all the facets of the policy of conciliation which Cyrus had followed until then. He presented himself not as a conqueror, but a liberator and the legitimate successor to the crown. He took the title of "King of Babylon_ King of the Land". Cyrus had no thought of forcing conquered people into a single mould, and had the wisdom to leave unchanged the institution of each kingdom he attached to the Persian Crown. In 537 BC he allowed more than 40,000 Jews to leave Babylon and return to Palestine. This step was in line with his policy to bring peace to Mankind. A new wind was blowing from the east, carrying away the cries and humility of defeated and murdered victims, extinguishing the fires of sacked cities, and liberating nations from slavery.

Cyrus was upright, a great leader of men, generous and benelovent. The Hellenes, whom he conquered regarded him as 'Law-giver' and the Jews as 'the annointed of the Lord'.

Prior to his death, he founded a new capital city at Pasargade in Fars. and had established a government for his Empire. He appointed a governor (satrap) to represent him in each province, however the administration, legistlation, and cultural activities of each province was the responsibility of the Satraps. Accoding to Xenophon Cyrus is also reputed to have devised the first postal system, (Achaemenide achievements).

His doctrines were adopted by the future emperors of the Achaemenian dynasty. Darius I (521-486 BC) brought together skills and craftsmen from all over the empire in building the city of Persepolis.

نظرات() 

خلاصه تاریخ ایران

چهارشنبه 4 شهریور 1388

نویسنده: اهورا مزدا |



خلاصه تاریخ ایران

نظرات() 

نظامی گنجوی

چهارشنبه 4 شهریور 1388

نویسنده: اهورا مزدا |




حکیم الیاس بن یوسف بن زکی بن موید، ملقب به جمال الدین و مکنی به ابومحمد و معروف به حکیم نظامی گنجوی . از اعاظم شعرای فارسی زبان است . وی در حوالی سنه 530 ق. از مادری کردنژاد در گنجه بزاد و همه عمر خود را در گنجه به زهد وعزلت به سر برد و تنها سفری کوتاه مدت به دعوت سلطان قزل ارسلان به سی فرسنگی گنجه کرد و از این پادشاه عزت و حرمت دید. از شاعران همزمان خویش با خاقانی ارتباط داشته است و در مرگ او رثایی گفته است . از شاهان معاصر[با خود،] با اینان مربوط بوده است: فخرالدین بهرامشاه حکمفرمای ارزنگان از دست نشاندگان قلج ارسلان که کتاب مخزن الاسرار را به نام او به نظم درآورده است، اتابک شمس الدین محمد جهان پهلوان که منظومه خسرو و شیرین بدو تقدیم شده است، و طغرل بن ارسلان سلجوقی و قزل ارسلان بن ایلدگز که در همین منظومه از ایشان نام برده است، ابوالمظفر اخستان بن منوچهر شروانشاه که لیلی و مجنون را به نام او کرده است، نصرةالدین ابوبکربن جهان پهلوان اتابک آذربایجان که شرفنامه به نام او مصدر است، و چند تن دیگر از امرا واتابکان آن سامان. در تاریخ وفات نظامی هم چون تاریخ ولادت‌اش اختلاف است، حاجی خلیفه 596 و آذر بیگدلی 589 و هدایت 576 و تقی الدین کاشی 606 و مولف نتایج الافکار 602 ق. بنا به تحقیقی که آقای دکتر صفا کرده است با احتساب 84 سال عمر نظامی و فرض این که وی در سال 530 ولادت یافته باشد عدد 614 برای سال درگذشت او به صواب نزدیک‌تر می نماید. مدفن او در گنجه است.


ادامه مطلب

نظرات() 

عصر حجر

چهارشنبه 4 شهریور 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:شعر* رمان *ادبیات، 


عنوان كتاب : عصر حجر

www.PoetryMag.ws ناشر : نشر شعر پاریس

سنگ : هر یك از توده ه ای بزرگ و سخت معد نی و ط بی عی كه
دارا ی ساختمان صلب و املاح و عناصر معد نی یا
آتشفشا نی و یا رسو بی ك ه جزو ساختمان پوسته جامد
زم ی ن محسوبن د. در ساختمان سنگ ها ا كثر بق ای ای
موجودات زنده اعصار ق د یمه شر ك ت م یك نند … سنگ ها
توده ها ی اص لی ك ا نی ها را بوجود می آورند .
(( فرهنگ مع ی ن، جلد دوم ))
سنگ : جس می است سفت و سخت ك ه در زم ی ن و معدن و ك وه به
اقسام و رنگ ه ای مختلف وجود دارد .
(( فرهنگ ع می د، جلد دوم ))
عصر حجر


٤
من قبل از ا ی ن كه نوشتن سنگ را یاد بگ ی رم
پرتاب ك ردن ... سنگ را یاد گرفتم
ا ی ن ك ه می گو ی م من
یع نی ما
من قبل از ا ی ن كه نوشتن سنگ را
پرتاب ك ردن ... سنگ را
خُب ! ا ی ن كار را هم اگر ن می ك ردم
د یگر تو ی دستم
سنگ
رو ی سنگ بند نمیشد
عصر حجر
٥
هم یشه از خودم سئوال می ك ردم
كه جنگ
از ا ی ن سه حر فی ك ه دارد
چه طور ا ی ن ه مه
توپ و تان ك و تفنگ در می آورد
و ما نمی توان ی م
از سه حرف سنگ
ا ی ن چ ی زها را در آور ی م
بعدها خودم جواب خودم را داد
كه هر چه هست
ز ی ر سر ا ی ن ( ( ج)) لعن تی ست !
ا ی ن بود كه اسم خودم را
با (( سواد )) عوض ك ردم
با ا ی ن اسم احساس می ك ردم
چند تا سنگ
ب یشتر از بق یه پاره ك رده ام
وا ی نهمه را به سنگ ... سنگ ... سنگ
هم هش سنگ ...
انگار ناف ما را با سنگ بر ی دهاند
رضا شنطیا
٦

ادامه مطلب

نظرات() 

پژوهش تاریخی «رازهای پنهان زوال امپراتوری ساسانی»

سه شنبه 3 شهریور 1388

نویسنده: اهورا مزدا |

با این که دین زرتشت بیشترین تأثیر را در دیگر ادیان ـ پیش و پس از خود ـ برجای گذاشته است، اما کمتر کسی چیز زیادی از آن میداند. همه اطلاعات و دانستنیها  در باره این دین؛ در پردهای از ابهام و تناقضات پیچیده قرار گرفته است. شاید هیچ دینی به این اندازه دچار فراز و فرود و تحریف و اصلاحگری نشده است. چه از سوی پیروان یا مخالفانش.

گاه کسانی خلوص و پاکی بینش توحیدی آن را چنان تحریف کردند که آمیخته با باوری ثنوی خشک و خرافاتی شد. و زمانی آن را به مثابه دینی سلطنتی درآوردند که مهمترین وظیفهاش نگهداری حکومتهای وقت است. یا کسانی پیامبر را در حد شعبده بازی قلمداد کردند و آموزههایی به او نسبت دادند که کمترین عقل سالمی آن را باور میکرد. از همه بدتر پژوهشگرانی چند موارد متناقضی به او نسبت دادند، که حاصل آن شگفتیها و سردرگمیهای بسیار به بار آورد.

امروزه حتا در باره تولد و ابلاغ پیام زرتشت، مطالب متناقض و پراکندهای در دست است. هنوز پس از سالها پژوهش و جستجو در باره تولد و ابلاغ رسالت او ـ این که آیا در شرق بوده یا غرب؟ و در چه سالی میزیسته و چگونه؟ ـ اختلاف نظرهای جدی وجود دارد، چه رسد به جزییات آرا و باورهای دینی که انحراف و تحریف جز لاینفک هر دینی در استمرار تاریخ میباشد.

در باره زمان پیدایش و گسترش این دین، قابل باورترین حدسی که میتوان زد؛  دورانی بین قرن سوم تا هفت پیش از میلاد است؛ زمانی که بخشهای باقیمانده «اوستا» را در میگیرد. ضمن این که  ماهیت خود  «اوستا» از همه بحث برانگیزتر است. کتابی که بنا بر ادعایی بر روی  12000 پوست گاو نوشته شده بود، اکنون تنها بخش اندکی از آن باقی مانده است. معضلات زمانی افزون میگردد که دریابیم زبان رسمی اداری و تجاری در دوران امپراتوری هخامنشی آرامی بوده است و کاتبان یا کسانی که مسئول نگهداری آموزههای پیامبر و انتقال آن به نسلهای بعدی بودند، نه تنها با زبانی سروکار داشتند که زبان خود آنها نبوده، که بر قوانین دستوریاش مسلط نبودهاند. بدتر از آن خیلی بعید است که اوستا به صورت نوشتاری موجود بوده باشد ـ چرا که تاکنون هیچ مدرک نوشتاری کشف نشده است. ـ معضلی که تاکنون در سنن هیج دینی رخ نداده است. به عبارتی همه چیز به صورت سنت شفاهی از سوی مغان و موبدان سینه به سینه منتقل گردیده است. پس چندان شگفت نیست که در پی هر حادثه یا یورشی بخشی از این سنت شفاهی نابود و یا تغییر و تحریف شده باشد.

 

ظهور زرتشتیگری:

با این وجود اگر بخواهیم تاریخچهای از پیدایش دین زرتشت ذکر کنیم ـ که بخشی از آن میتواند با افسانه آمیخته باشد ـ چنین است. زرتشت از مادری به نام «دوغدو» و پدری به نام «پورشسب» بزرگ  خاندان سپتیمان بدنیا آمد. در پانزده سالگی پس از گذراندن آموزشهای دینی «کشتی» برکمر بست، چندسالی نگذشت که ناچار شد برای دفاع از میهن جنگافزار بدست بگیرد. در این نبرد دید؛ چگونه برابر دیدگانش سربازان بیگناه به کام مرگ میروند. برای همین خود را از میدان نبرد بیرون کشید و به درمان و مداوای زخمیها پرداخت، زمانی هم که جنگ به پایان رسید و مردم گرفتار خشکسالی و بیماریهای واگیر شدند، به یاری آنها شتافت.

در بیست سالگی پس از اینکه همسری برای خود برگزید، برای نیایش به کوه سبلان! پناه برد. همانجا بود که گاتها از سوی اهورامزدا بر او فرستاده شد. آنگاه به میان مردم بازگشت و با همه نیرو به نبرد با نادانی و بیدادگری شتافت. اما مغان و کاهنان که دریافتند به هیچ شمرده میشوند، انجمنی برگزار کردند و رأی به بیرون راندن او دادند.

ناچار به سوی شرق، در دربار گشتاسب شاه رفت و او را به دین خود فرا خواند. دورانی که برابر با گسترش دین پاک بشمار رفت. پس از گذر هفتاد و هفت سال از عمر پیامبر بزرگ، تورانیان به ایرانشهر یورش آوردند و در نبود گشتاسب، به آتشکده «نوش آذر» ریختند و یکی از تورانیان به نام «برات رش» توانست پیامبر بزرگ را بکشد.

بیتردید یکی از دلایل مهم زمینه ظهور زرتشت و پیدایش دین او، رواج باورهای خرافی آیین مهرپرستی و میترایسم بود که در طول قرنها و شاید هزارهها، میان مردم گسترش پیدا کرده بود. اما این که آیا زرتشت، خود نخست از پیروان آیین مهر بوده و ناچار شده دست به اصلاحگری دین و باورهای او بزند، تا آنجا که این امر منجر به پیدایش دین تازه گردید، یا اینکه اصلا او مبتکر دین تازهای بود که ضمن تأثیر گرفتن از مهر و میترایسم، در طول زمان گاه درهم التقاط یافتند و زمانی به دشمنی یکدیگر پرداختند، چنانکه در نهایت هر کدام راه جدایی را در پیش گرفتند، موضوعی است که جای بحث و پژوهش مستقل دارد.

 

نگاهی به آموزه های «زرتشت»:

از میان بخشهایی از آیات و شرح و تفسیر آن میفهمیم که زرتشت با عقاید خرافی که در عصر خود رواج داشت، منجمله باور به دیوان و موضوع قربانی، مخالفت سرسختی داشت و با آن به ستیز برخاست. به عنوان نمونه در  یسن 32 بند ـ 11 میخوانیم که دیوان و دیوپرستان؛ دروغگویانی هستند که ادعای موبدی و میزبانی میکنند.

نیز از تفاسیر مربوط به یسن 32 پیرامون دیو پرستان چنین میفهمیم که بنا به این دروغگویان؛ این اهورامزدا «سرور دانا» نیست که خدای واحد است، که انگره مینو است و او پادشاهی و سلطنت را ارزانی میکند و تنها اوست که از راز و رمز زندگی جاودانه آگاه و باخبر است.

یا باز میخوانیم: آنان حیوانات را بدون هیچ تبعیضی قربانی میکنند و این طور باور دارند که از این قربانی، زندگی و نشاط حاصل میشود و مهمتر آنکه ادعای آن دارند که رهبران عمل کننده به دین و بیان کنندگان حقیقی کلام اهوراییاند، دینی که قبل از ظهور زرتشت رواج داشت.

بدینگونه دین زرتشت یا همان اصلاحگریاش؛ موجد آموزههایی گردید؛ که با طرد اندیشه دیوپرستان آغاز شد. باوری که حاصل آن طرد دوگانه پرستی (دو خدای قاهر و توانا) بود. اندیشه جبرگرایانه و خرافی؛ که بجای رویارویی و مبارزه با اهریمن ـ  موضوعی که زرتشت تأکید و دستور فراوان به آن داده بود، ـ در صدد بود اهریمن را نیز برابر با خدای نیک بگیرد و با اهدای قربانی و نذوراتِ خشنود کننده، از شر اهریمن ایمن گردد.

در اینکه جهانبینی زرتشت ـ به ویژه زرتشتیان متأخر ـ مبتنی بر بینشی توحیدی بوده است، جای کمتر شک و شبهه ای نیست، اما نباید فراموش کرد که در دل توحید پیامبر؛ نوعی دوگانگی بنیادی دیده می شود که چندان مورد پسند زرتشتیان متأخر قرار نگرفت. برای همین این دوگانگی در آموزه های بعدی با شدتی بیشتر رواج یافت و معضلات فراوانی را فراهم نمود.

همه چیز از ستیز میان «راستی» و «دروغ» و اصل «انتخاب» آغاز گردید که کل جهانبینی زرتشت را تحتالشعاع قرار داده و همه تنشها و تفسیرها و اصلاحات را رقم زد. دوگانگی که زرتشت به آن باور دارد، محدود به سپند مینو «خدای نیکی» و  انگره  مینو «خدای بدی» نیست. بلکه انتخاب میان راستی و دروغ است؛ که خود هدف تمام انتخابها هست. 

زرتشت به طور غیرمستقیم بارها گفته که چگونه مینوی پلید پا به هستی گُذارد و آنگاه چگونه به خطا رفت، اما او نمیگوید که دروغ چگونه ریشه گرفت. تنها تأکید میکند؛ که او از آغاز بوده و او را به حال خود وامینهد. شاید بتوان بر این عقیده چنین تفسیری قائل شد که دروغ فقدان راستی است، فقدانی که به دروغ منجر میشود. برای همین در بیشتر آیات تأکید به انتخاب میان این دو امر و تشویق به انتخاب راستی میکند.

با این وجود؛ کاری که زرتشت انجام داد، اهورامزدا را در رأس همه خدایان قرار داد و مهمتر اینکه اهورامزدایی که جانب راستی «اشه» را میگیرد. یعنی انگره مینو «شّر» به خود اجازه نمیدهد در برابر اهورامزدا ـ به عنوان اصلی مستقل و مخالف ـ قد عَلم کند.  آنجا که میگویدید:

از تو می پرسم ای اهورا، به راستی مرا از آن آگاه فرما، در میان آنانی که من اینک صحبت می دارم، کدام یک پیرو راستی و کدام یک پیرو دروغ است؟ دشمن از کدام طرف است؟ نه همان کسی است که طرفدار دروغ است؟ چگونه باید با او رفتار کرد، آیا چنین کسی را نباید از دشمنان تو دانست؟

اما اینکه پس از مرگ پیامبر، چگونه شد اندیشه او بار دیگر بسوی ثنویت میترایی و پرستش دیوان و اهورهها کشیده شد، چیز زیادی مشخص نیست. در این دوران که مصادف با اوایل امپراتوری هخامنشی است، باورهای خرافی در شدیدترین حد ممکن رواج پیدا کرد، بطوری که مقام اهریمن چیزی کمتر از سپند مینو «خدای نیکی» نیست. و مردم به دیوان «اهریمن» ارج میگذاشتند، شاید با این نیت که مانند اقوام نخستین بتوانند؛ خباثت و شر آنها را از خود دور کنند. به عنوان نمونه میخوانیم:

... یکی از دو بن گیتی؛ هرمزد و دیگری اهریمن نامیده شد که هرمزد، روشنی را مانَد؛ بیش از هر چیز که به دریافت حواس درآید و حال آنکه اهریمن به تاریکی و نادانی ماننده است و میانجی بین آن دو «مهِر» است و از این روست که ایرانیان او را «مهر میانجی» خوانند. زرتشت مردمان را بیاموخت که از بهر یکی فدیههای نذر و سپاس آورند و از بهر دیگری فدیهها برای دفع آسیب و ناخوشی آنان به هنگام ساییدن گیاهی به نام «هئومه» در هاون، اهریمن و تاریکی را نیایش کنند و آن گاه آن را به خون گرگ کشتهای آمیخته، به جای تاریک و بی خورشید برند و دور بپاشند.

 

آغاز اصلاحگری نخست:

در این دوران دین زرتشت به دست گروهی افتاده بود که مُغ «مغان» نامیده میشدند. اینان دارای سلسله مراتب پیچیدهای ـ همانند برهمنان هندی ـ بودند. طبقهای موبدمآب و موروثی که در تحریف و بدعت «به دینی» سعی وافری انجام دادند، تا جایی که در متون بعدی زرتشتی به دفعات از آنان با نام هوادارن دیوان و دیوپرستان یاد میشود. تا این که خشایارشاه پرستش دیوان را ممنوع اعلام میکند. و اگر بخواهیم مشخصتر به آن بپردازیم، داریوش بود که اهورامزدا  را به عنوان «خدای واحد» مورد ستایش قرار داد. آنجا که در کتبیهاش نوشت:

خدای بزرگ اهورامزدا است که این زمین را آفرید، که این آسمان را آفرید، که انسان را آفرید، که شادی را برای انسان آفرید، که داریوش را شاه کرد، یک شاه از میان بسیاری، یک فرمانروا از میان بسیاری.

اما نباید از نظر دور داشت؛ احیاگری اساسی در خلال پادشاهی اردشیر (حدود سال 441 قبل از میلاد) انجام شد که حتی تقویم امپراتوری را اصلاح کرد، بدینگونه که ماههای سال با اسامی ایزدان زرتشتی نامگذاری شد و به عنوان دین رسمی امپراتوری قرار گرفت. پس از این دوران؛ زرتشتی گری به عنوان دینی ایدئولوژیک؛ از صلاحیت و اعتبار خوبی برخوردار گردید، حتی می توان گفت؛ از دستان مغان خرافه پرست بیرون آورده شد و تولد دوبارهای پیدا کرد.

گرچه باید تأکید کرد که این دین هیچگاه نتوانست صددرصد خود را از آموزه های غیر مزدایی پاک کند. ـ به عنوان نمونه؛ خدایان کهن که تا حد دیوان تقلیل مرتبه یافتند، گه گاه حضور آنها به چشم میخورد ـ اما این بدان معنا نیست که ساختار زرتشتیگری به سیستم یکپارچهای تبدیل نشد.

در حالی که بنظر میرسید، اوضاع به گونهای پیش میرفت  که به سود «به دینی» ـ میرفت. ـ گرچه به صورت دینی منسجم ایدئولوژیک ـ سیستمی که پیشتر به سود امپراتوری هخامنشی بود و شاهان پیش از همه از این امر خرسند بودند، اما با لشگرکشی اسکندر، یکباره فاجعهای را برای دین زرتشتی بوجود آورد.

پیش از اتمام این مبحث، لازم است اشاره کنم؛ اصلاحاتی که از اوایل حکومت هخامنشی آغاز شده بود، دین کهن ایرانی را چنان دگرگون کرد که می توان آن را زرتشتیگری نامید. اما با این وجود؛ همزمان بینشی توحیدی در آن رشد یافت و شکوفا شد؛ ـ گرچه توحیدی متفاوت با آنچه که پیامبر در نظر داشت ـ که بزرگترین پیروزی برای این دین بود. تا این که با یورش اسکندر و فروپاشی امپراتوری هخامنشی، بار دیگر بخشی از آن کافر کیشی کهن و دوگانه و حتی چندگانه پرستی به داخل «به دینی» رخنه کرد و باعث تغییرات بنیادی شد. بطوریکه همه چیز در  پردهای از ابهام فرو رفت.

از این زمان تا دوران غروب نهایی دین زرتشت، دو دوره مشخص و جدا از یکدیگر وجد دارد.

1 ـ از گسترش دین پیامبر (قرن هفتم پیش از میلاد) تا سقوط امپراتوری هخامنشی.

2 ـ از استقرار امپراتوری ساسانی (قرن سوم پس از میلاد) تا یورش تازیان و گسترش اسلام.

میان این دو دوران؛ مدت پنج قرن ـ دوران جانشینان اسکندر و حکومت اشکانیان ـ دوران پر رمز و رازی است که کمتری چیزی دانسته میشود، دورانی که همه چیز در ابهام فرو رفته است. در این دوران دین زرتشت ـ با هر گونه برداشت و از سوی مردم یا موبدان ـ به حاشیه رانده شد. چنانکه پادشاهان اشکانی که توانستند جانشیان اسکندر را از ایران بیرون کنند، بجای ترویج دین زرتشت، آیین مهر را ارج گذاشتند، حتا باعث شدند این آیین در سال 67 قبل از میلاد در اروپا نیز  گسترش پیدا کند و  تا سال 356 میلادی دین رسمی امپراتوری رم شود.

 

آغاز اصلاحگری دوم:

با وجود فترت زرتشگیری در این دوران، گروهی از روحانیون زرتشتی (مغان و موبدان) توانستند بخشیهای زیادی از آموزههای پیامبر را از نابودی نجات دهند و آن را بصورتی در آورند که چندان تفاوت بنیادی با پیام اصلی زرتشت نداشته باشد. بدین گونه که موبد ساسان فّر اهورایی که گم بود بر سر نوه اش «اردشیر» گذاشت، که پادشاهان ساسانی نگهدارنده آن باشند.

در حقیقت باید گفت؛ زرتشتیگری دوران ساسانی بسی بیشتر به روح زرتشت نزدیک است تا به آیین چند خدایی و تحریف شدهای که در یشتها است. بطوری که دوگانگی میترایسم و آناهیتا؛ که پیش از آن به قدرت بزرگی مبدل شده بود، در این دوران ـ امپراتوری ساسانی ـ، بالهایش به طور جدی کوتاه شد، به طوری که این نیروها هرگز اجازه نیافتند جایگاهی برابر با سرور دانا «اهورامزدا» پیدا کنند. این خدایان در بهترین حالت، به صورت امشاسپندان «فرشتگان» خاص در آمدند که به هیچ روی قابل با مقایسه با خالق نبودند.

علاوه بر این امر، آیینی که ساسانیان احیا کردند، توانست ایران را یکپارچه کند و جامعه را گرد یک اندیشه منسجم و متحد نماید، اما چون فاقد سُنتی زنده و مستمر بود، ـ چیزی که لازمه هر دینی است و دیگر ادیان از آن برخوردار بودند  ـ این احیاگری تنها توانست به کالبد آن زندگی ببخشد، اما روح آن را نابود کرد.

در این دوران آنچه که توسط موبدان و الهیون زرتشتی عصر ساسانی جمعآوری، نسخهبرداری و طبقهبندی شد، از پوچی و بیمعنایی صرف حکایت میکرد که نه الهام میبخشید و نه کسی را شاد و مسرور میکرد و نه حتی شگفتزده. شاید به این دلیل که خود این مصلحان نیز چیزی از روح زرتشت درک نمیکردند.

 

غروب زرتشتیگری

در خلال چهار قرنی که موبدان و پادشاهان ساسانی، سعی در زنده نگاه داشتن زرتشیگری کردند، این امر باعث تحولات و  تغییرات اساسی دینی شد؛ که نه تنها سودی برای مردم  داشت که نشان داد؛ اگر پیام اصلی یک دین از هدف اصلی خود دور شود، نه تنها عرصه نامناسبی برای زندگی پیروان آن دین خواهد شد، که زنجیری مضاعف بر دست و پایشان خواهد خورد.

عامل دیگری که باعث غروب زرتشتیگری شد، کشیده شدن به سوی دربار و شاهان بود، با این هدف که موجودیت خود را در سایه شاهان جستجو کند، همان عاملی که از چشم بسیاری از دلسوختگان دین پیامبر پنهان ماند.

چنین سیاستی باعث شد «به دینی» چه به عنوان زرتشی گری یا آیین و دین زرتشت، بارها و بارها از سوی دیگر ادیان مورد تهدید قرار گیرد و دچار آسیبهای جدی شود. گرچه در طول این سالها، توانست خود را حفظ کند، اما نشان داد تا چه حد شکننده و میان تهی است. برای همین زمانی که اسلام در ایران گسترش پیدا کرد، به سرعت توانست نه تنها این دین را از نظر فیزیکی از میان ببرد که ساختار فرهنگی آن را متلاشی کند. به طوری که دیگر نتوانند خود را از زیر استیلای آن رها کنند.

نظرات() 

» آهنگ : رگبار » خواننده : سیاوش قمیشی

سه شنبه 3 شهریور 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:شعر* رمان *ادبیات، 

» خواننده : سیاوش قمیشی
» آلبوم : رگبار
» آهنگ : رگبار

رگبار

واسه پر کشیدن من ، خواستی آسمون نباشی
حالا پرپر می زنم تا ، همیشه آسوده باشی
دیگه نه غروب پاییز ، رو تن لخت خیابون
نه به یاد تو نشستن زیر قطره های بارون
واسه من فرقی نداره وقتی آخرش همینه
وقتی دلتنگی این خاک توی لحظه هام می شینه
تو میری شاید که فردا رنگ بهتری بیاره
ابر دلگیر گذشته آخرش یه روز بباره
ولی من می مونم اینجا با دلی که دیگه تنگه
می دونم هر جا که باشم آسمون همین یه رنگه

نظرات() 

جستجوی گوگل

دوشنبه 2 شهریور 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:عمومی، 

Integrated Search(Single-Choice)
Google Yahoo Baidu Ask Alexa Software BT MP3
Image News Blog Video Maps Books Froogle Dictionary

نظرات() 

گالری تصاویر زن ایران باستان

دوشنبه 2 شهریور 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:گالری عکس، 

برای بزرگتر دیدن تصاویر کلیک کنید

نظرات() 

لینکستان

دوشنبه 2 شهریور 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:عمومی، 

Search
Google
Yahoo!
Ask
Live
MSN
Society
Myspace
Facebook
Hi5
Blogger
Friendster
Sports
ESPN
Live Score
NBA
Sports
Yahoo
Games
PartyPoker
GameSpot
IGN
GameFAQs
YahooGames
Shopping
eBay
Amazon
Wal-Mart BestBuy
Target
Recreation
Orbitz
Metacafe

Stardoll
Expedia
TripAdvisor
I T
CNet
Slashdot
PC World
PC Magazine
Hardware
Dell
Apple
Tom's
Intel
Hardware
News
CNN
Digg
Yahoo News
Google
Share
Youtube Fotolog
Flickr
imdb
Megaupload
Health
Yahoo Health
Walgreens
Health KidsHealth
eMail
Hotmail
Gmail
Yahoo Mail AOL Mail
PopMail
Business
EC Plaza
Alibaba
Digital River
BusyTrade
Multimedia
MSN Music
AOL Music
AOL Movies
Yahoo Music YahooMovies
Forum
The WELL
Bleeping
Tech Guy
Tek-Tips
Tech
Software
Brothersoft
Download
Tucows
Softpedia
Download3k

نظرات() 

روش زندگی و صناعت پارسیان 2

یکشنبه 1 شهریور 1388

نویسنده: اهورا مزدا |

3 روش زندگی و صناعت پارسیان
دولت شاهنشاهی  ملت  زبان  دهقانان
شاهراههای شاهنشاهی  بازرگانی و امور مالی

دولت شاهنشاهی پارس، كه در زمان داریوش به منتها درجة بزرگی خود
رسیده بود، شامل بیست ایالت یا خشثرپاون [به یونانی: ساتراپ نشین ] می شد و مصر،
فلسطین، سوریه، فنیقیه، لیدیا، فریگیا، یونیا، كاپادوكیا، كیلیكیا، ارمنستان، آشور،
قفقاز، بابل، ماد، پارس، آنچه امروز به نام افغانستان و بلوچستان معروف است، باخت ر
رود سند در هندوستان، سغدیانا، باكتریا، جایگاه ماساگتها، و قبایل دیگری از آسیای
میانه جزو این امپراطوری بزرگ بود . تا آن زمان هرگز دولتی به این بزرگی و
پهناوری، كه در زیر فرمان یك نفر باشد، در تاریخ پیدا نشده بود .
پارسی كه در آن روزگار بر چهل میلیون ساكنان این نواحی حكومت كرد
همان ایرانی نیست كه اكنون می شناسیم، بلكه ناحیة كوچكی در مجاورت خلیج
فارس بود كه در آن زمان به نام »پارس « خوانده می شد و اكنون آن را »فارس «
می نامند. سرزمین پارس سرای بیابانهای بیحاصل و كوههای فراوان بود؛ رودخانة
فراوان نداشت و در معرض گرمای سوزان و سرمای كشنده بود و به همین جهت بود
كه درآمد زمین، به تنهایی، كفاف زندگی دو میلیون ساكنان آن را نمی كرد، و ناچار
باید كسری را از راه بازرگانی و كشورگشایی تأمین كنند . مردم كوه نشین اصلی
سرزمین پارس، مانند مادها، از نژاد هند و اروپایی، و شاید از جنوب روسیه به این
نواحی آمده بودند . از زبان ودین قدیم ایشان آشكار می شود كه با آن دسته از نژاد
www.persiahistory.org
15

ادامه مطلب

نظرات() 

«رازهای پنهان زوال امپراتوری ساسانی»

یکشنبه 1 شهریور 1388

نویسنده: اهورا مزدا |

 «رازهای پنهان زوال امپراتوری ساسانی»

توضیح: دوستی ایراد گرفته بود؛ مانند: «زرتشتیگری» و «آیین زرتشت» نارسا و حتا نادرست و اشتباه (سهوی و غیر سهوی) است و پیشنهاد کرده بود؛ بجای این نام‌گذاری‌ها؛ از «دین

زرتشت» یا ««به دینی» استفاده شود.

باید بگویم من «دین» را به معنای همان تبلیغ آموزه های اولیه و اصول اصلی هر پیامبری در نظر گرفتم و «آیین» را مجموعه مراسم و مناسکی که در جهت

هنجارها و ارزش‌های دینی از سوی پیروان آن انجام می‌شود منظور کردم. اما در باره زرتشتی‌گری، مفهومی معادل ایدئولوژی یا برداشتی از دین به عنوان

سیستمی مسنجم باورمند بود که هوادارانش سعی در گسترش و یا تحمیل به دیگران بودند. به عبارتی سیستمی که موبدان زرتشتی بوجود آوردند

این نوشته ؛ بخش کوتاه و خلاصه شده ای از مقدمه کتاب «رازهای پنهان سقوط امپراتوری ساسانی» است که به مرور تنظیم و آماده می شود
به کار بردن واژه‌هایی

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : اهورا مزدا

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان

← صفحات جانبی


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو