تاریخ ، تمدن و فرهنگ ایران
پاینده ایران » زنده باد آزادی » جاوید ایران زمین
تاریخ ایران - فرهنگ و آداب پارسیان - امپراطوری ایران - پارسیان نیک اندیش - تمدن ایرانی - مقالات و حکایت های تاریخی ایران باستان - زن در ایران باستان - هخامنشیان

دوره عظمت مادها وانقراض ایشان 1

یکشنبه 1 شهریور 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:تاریخ ایران باستان، 

1 دوره عظمت مادها وانقراض ایشان
منشأ این قوم  شاهان ایشان  پیمان خون ساردیس  انقراض دولت ماد

 

آیا مادها، كه نقش مهمی در برانداختن دولت آشور داشته اند، چگونه قومی
بوده اند؟ پی بردن به اصل این قوم، بدون شك، امری است كه رسیدن به آن دشوار
است؛ تاریخ كتا بی است كه همیشه آدمی بایستی از وسط آغاز كند. نخستین اشارة به
این قوم در كتیبه ای است كه گزارش حملة شلمنصر سوم به سرزمین موسوم به
پارسوا، در كوههای كردستان، (سال 837 ق م ) بر آن ثبت شده؛ از اخبار چنان بر
می آید كه در این ناحیه بیست و هفت امیر و شاه، بر بیست و هفت ولایت كم
جمعیت، حكومت می كرده اند؛ مردم این ولایتها را آمادها یا مادها می نامیده اند . مادها
از نژاد هندواروپایی به شمار می روند و محتمل است كه در تاریخ هزار سال قبل از
میلاد از كناره های دریای خزر به آسیای باختری آمده باشند . در زند اوستا، كتاب
مقدس پارسیان، یادی از این زادگاه قدیمی می شود، و مانند بهشتی توصیف می شود :
سرزمینی كه آدمی جوانی خود را در آن گذرانده، مانند خود ایام جوانی، زیباست،
به شرط اینكه شخص ناچار نباشد دوباره در آن سرزمین یا در آن ایام زندگی كند .
چنان به نظر می رسد كه مادها، در ضمن كوچ كردنهای خود، از بخارا و سمرقند
گذشته، و از این نواحی، رفته رفته، رو به جنوب سرازیر شده و پس از رسیدن به
پارس، در آن سكونت اختیار كرده بودند . این قوم، در كوههایی كه به عنوان جایگاه
خود در ایران انتخاب كرده بودند، مس، آهن، سرب، سیم و زر، سنگ مرمر، و
www.persiahistory.org

ادامه مطلب

نظرات() 

جشن شهریورگان

شنبه 31 مرداد 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:جشن ها و آیین های ایران، 

جشن شهریورگان

روز شهریور از ماه شهریور چهارمین روز از شهریور ماه باستانی

30 امرداد خورشیدی

(گاه شماری در ایران باستان)

 

ادامه مطلب

نظرات() 

یک گاف بزرگ

شنبه 31 مرداد 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:عمومی، 

    «XXXZ210»این اجق وجق، اسم من است. در واقع اسمم شد. شاید عجیب باشد كه یك نفر همچنین
اسمى داشته باشد. حالا درست است كه اسم من شده، اما تعارف را كه كنار بگذاریم احمقانه هم به نظر
نویسد  نوشتم درست بود، خب طبیعى هم هست آدم كه اسم خودش را اشتباه نمى  رسد. وقتى اسم را مى  مى
بینید.  ولى هرچه پرینت گرفتیم همانى شد كه مى
این « . لاعاده است  فوق » : یكى از اساتید داستان و شعر و ترجمه كه در نقاشى هم دستى داشت گفت
حرف به كسى كه نگران اسمش است چه معنایى دارد. . . اسمت هشت الهفت شده باشد و یكى هم برسد
آن هم با آن هیجان. مطمئن اًاگر اسم خودش این جورى شده بود ناشر آدم بى « . فوق العاده است » : بگوید
گفت چه اهمیتى دارد  شد ولى براى من بخت برگشته فوق العاده بود. مى  مسئولیت و انتشاراتى در پیت مى
مهم این است كه اثرت ماندگار باشد. اسم اصلا مهم نیست. اثر باید برود توى دل مردم و خیلى حرفهاى
گفت ولى چرا باید تمام این نظریات روى من بدبخت امتحان بشود. مگر  دیگر. حالا فرض كه درست مى
نویسند، هیچ اشكالى  شد كه اسمم مثل آدم باشد. این همه نویسنده هست همه هم اسمشان را مى  چه مى
هم ندارد ولى حالا كه نوبت ما شد كار باید به این جاها بكشد. اما این حرفها براى چه بود. مطمئن اًبراى این
نبود كه در مورد این چهار تا شكل حرف بزنم، اصل مطلب چیز دیگریست. فعلا فقط یك تله بود. یك تله
كه شما بیفتید توش و شروع كنید به خواندن.
شد  تر بود. مى  توانست این طورى شروع شود كه خیلى هم تله  باشد. مى « شروع » توانست  خیلى چیزها مى
شد در مورد یك ناف كلى حرف زد و حق  شد. مى  شد؟ حتم امًى  تر نمى  از یك ناف شروع كرد. خب جذاب
تر بود ولى شروع نكردم. چرا؟ خیلى ساده است. دوست دارم مطلب خوانده شود.  و والا نصاف هم شیرین
نه این كه سرضرب ردش كنند. چه فایده دارد كه آدم ریسك كند، یك صفحه در مورد ناف بنویسد و بعد
آخرش بفهمند كه ناف مورد نظر، ناف یك مرد بوده. این یعنى ریسك. البته وقتى شروع جریان با یك ناف
ها ممكن است بیفتد.  باشد حتى سر دبیر هم تا آخر مطلب رامى خواند ولى تا برسد به آخرش خیلى اتفاق
خیلى چیزها ممكن است ضربه بخورد تا معلوم شود قضایا چه بوده. شاید بخاطر همین ناف ناقابل در نشریه
هایى كه وسط  بزنند و این a ناد ك  هایى كه بیرون گود نشسته  را تخته كنند. كلى آدم از نان خوردن بیفتند. آن
بكنند. كه چه؟ كه یك احمق مطلبش را با ناف شروع كرده. a گود هستند ك
شود از یك چاقو  شود هزار جور دیگر شروع كرد كه به كسى هم برنخورد. مى  نه، این كار را نباید كرد. مى
تواند جریان را داغ كند. چاقو  شروع كرد كه تا دسته خونى است. تا دسته خونى بودن اتفاق كمى نیست. مى
ه بعدى تلفن است كه توى دست مقتول است و به همان c ه سالنى، اتاق خوابى، جایى. دست c افتاده گوش
ناد و غیره و غیره.  دانند روى زمین ولو شده است و دورش گچ كشیده  شكلى كه همه مى
كنید؟  بعد چاقو توى دست سربازرس باشد. شما چه فكرى در موردم مى c خب اگر در صحنه
نویسم؟ چه اشكالى دارد؟ همه  ام كه داستان پلیسى مى  كنید احمق  به نظر شما آدم مبتذلى هستم؟ فكر مى
دارد. مردم جواب پس a رویم جلو. كلى كی  كنیم و مى  گردیم. یكى یكى بازپرسى مى  دنبال قاتل مى
كنیم.  رویم توى مخشان. هى سوال پیچشان مى  چسبیم و با هم مى  دهند. خِفْت كلى آدم را مى  مى
«؟ هیچ صدایى نشنیدید »
«؟ شما هیچ رقم پدر كشتگى با مقتول نداشتید »
«؟ ساعت هفت آن شب كجا بودید »
«؟! مسافرت »
كنیم. بنده خدا راست گفته. تقصیر كسى نیست.  رویم لیست مسافرها را پیدا مى  شویم و مى  بعد بلند مى
زاده پیمان هوشمند
گیر ىیكگاف   شكل
چپانیم دهن یكى یا تكه  دانم قاتل كیست. ولى نگران نباشید آخرش یا یك دروغى مى  من هم مثل شما نمى
آوریم.  مى  دهیم به یك نفر و سر و ته قضیه را هم  كنیم و یك جورى گیر مى  كاغذى، اثرانگشتى چیزى پیدا مى
كرده.  یاد كه قاتلش پیدا نشود. قاتل همیشه آن كسى است كه كسى فكر نمى  كدام داستان پلیسى خوانده
داستان است دیگر حالا فلسفى نیست، نباشد، چه اشكالى دارد؟
خواهم یك وقت خداى نكرده فكر كنید  كند. نمى  ولى با این وجود حتى سر دبیر ما هم مطلب را چاپ نمى
تر و توپر  ها را، حتى، همین ایشان را با حروف درشت « ایشان » هc لطف اًهم » اى دارم. ایشان  با ایشان خرده برده
ناد نه تنها حقوق بنده این، بلكه بسیارى از  اى هستند. ایشان به حقیر قول داده  مرد فهمیده « . تایپ كنید
البته به بالا » كاركنانشان را در ماه آینده كه چندین ماه پیش بوده است زیاد كنند ولى خوب شرایطى پیش آمد كه
هایى را « شان » هc از تایپیست عزیز تقاضا دارم هم » . ایشان نتوانستند به قولشان عمل كنند .« شود  مربوط مى
« . اى پیش بیاد  گردد با حروف درشت و تو پر تایپ كنند كه مبادا، خداى ناكرده شبهه  هم كه به ایشان بر مى
هاى گروه ادب و هنر همت  پسندند. شروع این مطلب را اگر بچه  ایشان مطالب روانشناسى را بیشتر مى
ها  شود. آن  شود یك جورى به روانشناسى ربط داد. چند پاراگراف كه جابه جا بشود درست مى  كنند مى
شود به هر  كنند. تا جایى كه من فهمیدم به زور جاودانگى هر چیزى را مى  بلدند، بالاخره راهش را پیدا مى
خواهد و بس. شما فرض  كنیم. فقط یك ابزار مناسب مى  چیزى ربط داد. اگر هم نشد دوباره شروع مى
كنید پستانك.
براى این كه برداشت اشتباهى نشود پستانك را همین اول آوردم و گرنه با توجه به آن جریان تله كه گفتم،
« . مكد  چپانده توى دهانش و مى » : شد  باید این طورى مى
كنم كه هیچ  مكد پستانك است و كتب اًاعلام مى  شوم كه او نوزاد است و چیزى را كه مى  مجدد اًمتذكر مى
پدر و مادرى كه سعى داشت این گونه مطالب را به آن گونه مطالب ربط بدهد، ندارد  نسبتى با آن اندیشمند بى
اى پس انداخت كه باعث شد همه هر مطلبى را به  فرستم كه همچین تخم و تركه  و بر جد و آبادش لعنت مى
آن مطلب وصل كنند.
دانید  كنید همین كاف پستانك اگر تایپ نشود كم چیزى است، اگر جا بماند مى  دانید! فكر مى  شما نمى
شویم. شر  دهیم. گاف كه چه عرض كنم بدبخت مى  شود؟ آن هم فقط به خاطر یك كاف، گاف مى  چه مى
شود.  به پا مى
كنید كار مشكلى است؟ به این روى قبله قسم مثل آب  شد كلا جریان را سیاسى كرد. فكر مى  ولى شر، مى
خوردن بود. آن هم توى مملكت ما. هیچ احتیاجى هم نبود به مغزت فشار بیاورى. به هر چه گیر بدهى
شود.  خودش است. ولى اگر به تو گیر دادند چه؟ اصلا فكر نكنید بد مى
شوى دبیر سرویس یا حتى  كنند. سه سوت مى  شود. هر چه بنویسى زرتى چاپ مى  لاتالیفت زیاد مى  حق
كنى، اگر شانست بزند و دو روزى هم جنابعالى را بگیرند الكى الكى  مصاحبه مى BBC شاید سردبیر. با
اى.  خودت را بدبخت كرده
ها بودم. كدام؟  ه خرتوخرى c نویسم. روزى كه رفتم خواستگارى توى همان دور  ولى من یكى این طور نمى
ها باشد زرتى زن  كنید به یك خبرنگار آن هم اگر توى آن خرتوخرى  كند. فكر مى  هر كدام، چه فرقى مى
دهند.  مى
كنم.  كلى قسم خوردم كه اصلا كار سیاسى نمى
« . كارم اجتماعیه » : گفتم
« . خطرناكه » : گفتند
اگه خدا بخواد » : بعد یك خروار حرف زدم، این در و آن در زدم. از در آمد ورزشى كارها گفتم. گفتم
« . رم تو كار ورزشى  كنم مى  یواش یواش شل مى
« . آره بابا توپ فوتبال بفروشى شرف داره » : گفتند
اش نشدم اما دلیل  كنید. حالا یك ایهامى این وسط بوده كه من هم پاپى  خب شما باشید چه كار مى
ام.  شود كه دیگر پاك تر بزنم به زندگى  نمى
ها را با « شان » گویم  كنید الكى مى  ام فكر مى  ها را براى چه نوشته  كنید من این  ولى اصل مطلب، فكر مى
ام. نه، خب من هم باید زندگى كنم. من هم خرج و  كنید دیوانه شده  تر تایپ كنند. فكر مى  حروف درشت
یاد  مخارج دارم. زن و بچه دارم. پول آب و برق و تلفن دارم. به من چه ربطى دارد شما گول اسمم را خورده
ها به من ربطى ندارد. كار من همین بوده  اش خوب بوده یا نه، كلش مزخرف بوده یا نه. واقع اًاین  یا نه. شروع
گویم. دوست  و هست. كارى دیگرى هم بلد نیستم. مجبورم. امیداورم دركم كنید. امیدوارم بفهمید چه مى
زنم:  گیر داد مى  ام، همین. حالا هم مثل یك معركه  دارم با هم رو راست باشیم. من فقط یك معركه گرفته
خونى، با تو كه  اگه مردین، اگه مرام دارین، اگه معرفت دارین. . . با همه هستم با تو كه دارى مى »
دونى. مرام و معرفت، عشق و علاقه. . . گاهى  شه، تو كه انسانى و از انسانیت مى  محبت حالیت مى
شه، گوشى رو بردارین، یه تلفن بزنین. . . مگه چه خرجى داره، از معرفتته كه  مى a فقط با یك تلفن ردی
افته. . .  زار هم نمى  كنى، با موبایل كه بگیرى برات سى تومن در میاد، همین طور معمولیش پنج  خرج مى
این بابارو دو برابر یا هر چند برابر كه عشقتونه زیاد كنن. a لاتالی  یه تلفن بزنین بگین حق
پرستى، با این  ولى حالا سردبیر، با تو هستم، تورو قسم به اون كسى كه دوست دارى، به اون چیزى كه مى
مطلب هر كارى دوست دارى بكن، هر چه دوست دارى اضافه كن و هر چى عشقته حذف. . . ولى تورو
«. خوام، فقط بدین  مارو، دو برابر نمى a لاتالی  قسم به مقدساتت حق

نظرات() 

نبرد قادسیه نخستین جنگ بزرگ ایران و عرب

چهارشنبه 28 مرداد 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:جنگ های بزرگ ایران، 

 نبرد قادسیه نخستین جنگ بزرگ ایران و عرب     

نبرد قادسیه نخستین جنگ بزرگ ایران و عرب است كه در سال چهاردهم هجری بوقوع پیوست قادسیه نام قریه ای بود كه در پانزده فرسنگی شهر كوفه در عراق قرار داشت.
فتحی كه بدینوسیله نصیب اعراب شد ، یك پیروزی قطعی بود و موجب گردید تا ایرانیان بكلی روحیه ی نظامیگری خود را از دست بدهند. در این نبرد درفش كاویانی پرچم مشهور ایران بدست دشمن افتاد. بموجب روایتی ، ضرار بن الخطاب كه پرچم مزبور را بدست آورده بود آنرا به سی هزار دینار فروخت ، در صورتیكه بهای واقعی گوهرهای آن به یكصد و بیست هزار دینار سر می زد.

ادامه مطلب

نظرات() 

جنبش ملّی شدن نفت و کودتای 28 مرداد 1332

چهارشنبه 28 مرداد 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:تاریخ معاصر ایران، 

اسناد و منابع تازه انتشار یافته
درباره جنبش ملّی شدن نفت و کودتای 28 مرداد 1332
گفتگو با عبدالله شهبازی
این مصاحبه در کتاب هفته، شماره 20 ، شنبه 21
مهر 1380 ، ص 13 منتشر شد.
کتاب هفته : در دو سه سال اخیر اسناد و کتا ب های متعددی درباره تحولات دوران
جنبش م لّی شدن نفت منتشر شد ه . نظر شما درباره این منابع تازه انتشاریافته چیست و این
کتب نگاه محققین را به دوران جنبش ملّی شدن صنعت نفت تا چه حد دگرگون م یکند؟
شهبازی: از سال 1377 تا به امروز منابع و اسناد مهمی درباره تحولات ایران در
دوران جنبش ملّی شدن صنعت نفت و کودتای 28 مرداد 1332 منتشر شده و
تاریخنگاری معاصر ایران را در این حوزه غنای فراوان، نسبت به گذشته، بخشیده است .
از این نظر می توان سه سال اخیر را در تاریخنگاری دوران ملّی شدن نفت بسیار پربار
ارزیابی کرد.

ادامه مطلب

نظرات() 

ایران یك روز پیش از 28 مرداد

سه شنبه 27 مرداد 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:تاریخ معاصر ایران، 

ایران یك روز پیش از 28 مرداد: چرا طرح براندازی حكومت دكتر مصدق به اجرا درآمد؟
18 اوت 1953 (27 مرداد 1332) خیابانهای تهران پس از چند روز تظاهرات صدها هزار نفری نسبتا خلوت بود. زیرا شب پیش از آن، "لوی هندرسون" سفیر آمریكا كه از خارج به تهران بازگشته بود به دیدار دكتر مصدق كه در منزل بود شتافته بود و به او متذكر شده بود كه تظاهر كنندگان اتباع آمریكا را آشكارا تهدید می كنند و اگر تظاهرات [ضد شاه و ضد استعمار و سلطه] ادامه یابد دولت آمریكا ایران را "منطقه ناامن" اعلام خواهد كرد و اتباع خود را از اینجا خارج خواهد ساخت. با این كه دكتر مصدق متوجه طرح نقشه بر ضد خود بود، از مردم خواست كه از تظاهرات دست بردارند و به ماموران انتظامی هم دستور داد كه مانع ادامه تظاهرات شوند و این همان وضعیتی بود كه طراحان نقشه براندازی آرزوی آن را داشتند. مولفانی كه بعدا در این زمینه كتاب نوشته اند متذكر شده اند كه اگر كارگران دو كارخانه هم در خیابانها بودند، توطئه 28 مرداد نمی توانست به این آسانی به نتیجه برسد - دكتر مصدق در صفحه 182 خاطرات خود نوشته است كه هندرسون مانند "گریدی" سفیر سابق آمریكا در تهران بی نظر نبود و به همین سبب "ایدن" مقام انگلیسی در كتابش از او سپاسگزاری كرده است. همان ایدنی كه نوشته است جنبش مصدق نفوذ ما را در خاورمیانه متزلزل كرده و ادامه حكومت او بر ایران برای انگلستان بسیار ناگوار است.
    توطئه های انگلستان برای بركنار ساختن حكومت دكتر مصدق و فشار این دولت به دولت آمریكا در انجام آن از همان نخستین روز ملی شدن صنعت نفت آغاز شده بود، ولی "ترومن" رییس جمهوری وقت آمریكا تا روزی كه بر سركار بود (20 ژانویه 1953 مطابق با 30 دی ماه 1331) زیر بار براندازی دكتر مصدق نرفت، زیرا كه از قضاوت تاریخ می ترسید كه یك دولت ملی و دمكراتیك را ساقط كرده است. اما پس از این تاریخ كه حكومت آمریكا به دست حزب جمهوریخواه (ژنرال آیزنهاور) افتاد ورق برگشت. مورخان فرصتهایی را كه در زیر می آید باعث اقدام مشترك آمریكا و انگلستان و عاملان داخلی آنها در براندازی حكومت دكتر مصدق در 28 مرداد 1332 قلمداد كرده اند:
    
    
  • مرگ ناگهانی استالین و خروج كرملین از انسجام پیشین
        
  • پایان جنگ كره و كاهش گرفتاری های دولت آمریكا
        
  • روی كار آمدن ژنرال آیزنهاور در آمریكا كه سعی داشت هر چه زودتر حلقه محاصره شوروی با مهره گمشده ایران تكمیل شود و آمریكا در منافع نفتی ایران شریك گردد.
        
  • سخت شدن اوضاع اقتصادی ایران بر اثر طولانی شدن محاصره این كشور توسط انگلستان كه روی زندگانی روزمره مردم تاثیر منفی گذارده بود و باعث دلسردی پاره ای از آنان شده بود
        
  • خریده شدن چند سیاستمدار و گروهی از نشریات كه باعث اخلال در صفوف ملیون شده بود و دكتر مصدق را ناچار كرده بود كه به كمونیستها (حزب توده) چراغ سبز بدهد كه سبب نگرانی آمریكا شده بود.
        
  • آشنایی كامل ماموران اعزامی سیا (سازمان مركزی اطلاعات آمریكا) با سران و گردانندگان اوباش و اراذل تهران كه عوامل انگلستان معرفی كرده بودند و جمعی از افسران كه توسط مستشاران نظامی آمریكا در تهران انتخاب شده بودند.
        
  • تكمیل شدن كار شناسایی هواداران قسم خورده و محافظان دكتر مصدق و توانایی آنان به دفاع، آزمایش استعداد اطلاعات شهربانی كشور با ربودن رئیس آن و كشف ضعف آن در جمع آوری اطلاعات.
        
  • موافقت انگلستان با شریك كردن آمریكا در بهره برداری از نفت ایران و سپردن جای نفوذی اش به آن دولت در ایران آینده [حصول توافق كامل میان دو دولت].
        
  • تزلزل روز افزون شاه و بیم تسلیم شدن او به خواستهای دكتر مصدق كه در آن صورت برگ برنده بازی برای همیشه از دست می رفت.
        
  • ترس از جهانی شدن جنبش ناسیونالیستی دكتر مصدق كه نمونه اش در مصر آشكار شده بود و ترس همیشگی استعمار از ناسیونالیسم یعنی نیرومند ترین عامل ضد دخالت خارجی و ضد استثمار و تحقیر ملت.
        
    روزنامه های غرب در آستانه براندازی 28 مرداد 1328 این عكس قدیمی دكتر مصدق با سادچیكف سفیر شوروی در تهران را به نشانه صمیمیت رهبر وقت ایران با دولتهای چپگرا و سوسیالیست چاپ كرده بودند تا هرگونه اقدامی بر ضد وی توجیه شود ، حال آن كه دولت وقت شوروی در زمان حكومت مصدق كه ایران به علت تحریم اقتصادی نیاز به پول داشت حاضر نشد طلاهای ایران پس بدهد ولی پس از بازگشت شاه به قدرت آتها را مسترد داشت. از دیر زمان گردانندگان سیاست خارجی شوروی وجود دولتهای ملی گرا ( ناسیونالیست ) و تا حدی لیبرال را مانع از پیشرفت سوسیالیسم می پنداشتند . سادچیكف در دهه 1980 مشاور دولت كمونیستها در افغانستان شده بود


        
    لوی هندرسون سفیر آمریكا در آستانه براندازی به تهران باز گشت و در دیدار شتابزده خود با دكتر مصدق اصرار كرد كه مانع ادامه تظاهرات صدها هزار نفری چپها در تهران شود و دكتر مصدق با قبول این پیشنهاد و خالی كردن خیابانها به سقوط خود كمك كرد. هندرسون پس از براندازی ، معاون وزارت امورخارجه آمریكا شد

  • فشار انگلیسی ها و ترس ترومن از " قضاوت تاریخ "
    ترومن تسلیم نظر چرچیل ، نخست در حمله نظامی به ایران از بصره و تصرف مناطق نفتخیز ، و سپس براندازی دكتر مصدق نشد
    "استیو نی ال Steve Neal" تاریخدان آمریكایی در تالیف 368 صفحه ای خود "هری و آیك Harry & Ike" ترومن و آیزنهاور را از لحاظ تشابه و تضاد در سیاست و اندیشه و سلیقه بررسی كرده و در آن قسمت كه مربوط به براندازی دكتر مصدق است چنین نوشته است: اختلاف نظر ترومن و آیزنهاور بر سر حذف دكتر مصدق زیاد بود. ترومن (از حزب دمكرات) زیر فشار انگلیسی ها كه می خواستند دولت دكتر مصدق بر هر ترتیب حتی با لشركشی بركنار شود نمی رفت، اما آیزنهاور (از حزب جمهوری خواه) از همان آغاز زمامداری در ژانویه 1953 در این براندازی تسلیم نظر انگلیسی ها شد. ترومن بارها به انگلیسی ها گفته بود كه برانداختن دولتی كه برگزیده مردم و محبوب آنان است قضیه ای نیست كه به فراموشی سپرده شود و روزگاری پاسخ آن را با بهای سنگین باید داد، زیرا كه "تاریخ" و حافظه مردم را نمی توان پاك كرد. مولف در صفحات 296 و 297 كتاب خود پاسخ كتبی آیزنهاور به گوشزد برادر خود "ادگار" كه حرفهای مردم را برایش نوشته بود به عنوان سند به این شرح چاپ كرده است: در ژانویه 1953 ما با خطر فوری از دست دادن ایران، واقع در منطقه ای با 60 درصد ذخایر نفت جهان، رو به رو بودیم و اینك این تهدید را عمدتا از میان برداشته ایم و ... كه اشاره به براندازی حكومت مصدق در 28 مرداد (19 اوت 1953) است.
        
    ترومن و دین آچسن در حال تبادل نظر در كاخ سفید

    از دیدگاه دین آچسن: راههایی كه به 28 مرداد ختم شد
    دین آچسن Dean G.Acheson دولتمرد معروف آمریكایی كه در جریان جنگ جهانی دوم از دستیاران دو رئیس جمهوری این كشور بود و از سال 1949 تا 1953، در حساسترین سالهای قرن بیستم وزارت خارجه آمریكا را بر عهده داشت و در سال 1971 درگذشت سه كتاب از خود به یادگار گذارده كه به تازگی، " Chase" از محتویات این سه كتاب و اسناد تازه و یادداشتهایی كه به دست آورده یك مجموعه "كتاب روی نوار ضبط صوت" مركب از 16 نوار 90 دقیقه ای تهیه كرده كه به شماره استاندارد بین المللی 0-7366-5554-9 ثبت و توزیع شده است.
        در این نوارها حقایق فراوان درباره جنگ دوم، جنگ كره، پیروزی كمونیستها در چین، جنگ "هوشی مین" با فرانسه، قرار گرفتن دلار به جای طلا، منظور از تاسیس بانك جهانی و صندوق بین المللی پول، ناتو، احیاء آلمان و ژاپن و ... وجود دارد و در همه این نوارها از ایران نام برده شده است مخصوصا نوارهای چهارم و پنجم. در این دو نوار آمده است كه پس از اشغال ایران توسط روسیه، انگلستان و آمریكا قرار بود كه بعد از پایان جنگ، با حفظ تمامیت ایران، یك هیات امناء مركب از این سه كشور امور ایران را زیرنظر داشته باشد! نفت ایران در اختیار انگلستان، نفت سعودی در كنترل آمریكا و نفت عراق و نفت احتمالی كویت در اختیار شركتهای انگلیسی و آمریكایی باشد كه پس از جنگ دو عامل باعث شد كه ایران از قرار گرفتن زیر نظر هیات امناء سه گانه برهد. یكی مخالفت شدید "جورج كنان" استاد تاریخ، نویسنده و دیپلمات آمریكایی با آن بود كه افكار او سیاست بعد از جنگ آمریكا را شكل داده و باعث انحلال شوروی، شكست كمونیسم و ابر قدرت شدن آمریكا شده است. "كنان" ضمن تاكید این نكته به ترومن جانشین روزولت كه آرزوی روسها از زمان پتركبیر رسیدن به آبهای گرم خلیج فارس بوده و در صورت تشكیل هیات امنای سه گانه؛ استالین ایران، عراق و تركیه را خواهد بلعید، وی را از وارد بحث شدن در این قرارداد كه با روزولت گذارده شده بود منصرف ساخت و عامل دوم تعلل روسها از تخلیه ایران از نظامیان خود پس از پایان جنگ بود كه كار به اخطار آمریكا و طرح موضوع در شورای امنیت و نیز فریب روسها توسط قوام السلطنه كشید. لازم به یادآوری است كه انگلستان و روسیه، در اوایل قرن بیستم هم با میانجی گری فرانسه، عملا ایران را میان خود به دو منطقه نفوذ قسمت كرده بود.
        پس از جنگ، استالین خواهان تسلط بر تنگه های تركیه بود و در بسیاری از كشورها از یونان و تركیه تا ایتالیا همه جا جنگ داخلی به راه انداخته بود. به دلیل فقر عمومی و پیدایش یك طبقه ثروتمند كه از رهگذر جنگ و تورم پولدار شده بودند در همه كشورها از جمله آمریكا، كمونیسم هواداران فراوان پیدا كرده بود. جورج كنان راه حل مسئله را به این صورت ارائه داد و گفت: استالین همانند یك رودخانه است و نمی شود با رودخانه مذاكره كرد كه فرضا طغیان نكند. باید در برابر رودخانه سد ایجاد كرد و آن را تحت كنترل درآورد. استالین به علت افراط در دود كردن سیگار و عصبی مزاج بودن عمر طولانی نخواهد كرد و جانشینان او مردان ضعیفی خواهند بود و برای كاهش توجه مردم به كمونیسم باید این راهها را رفت: ارتقاء سطح زندگی مردم در همه كشورها مخصوصا كشورهای مورد نظر استالین با دادن كمكهای اقتصادی و اعزام مستشار مربوط، كاستن از فاصله فقیر و غنی با انجام اصلاحات اجتماعی، و نیز خواستن از دولتها كه بر روشنفكران سخت نگیرند و آنان را با رفتار خود ناامید و دلسرد نسازند، زیرا كه در هر جامعه، چشم و گوش توده ها به روشنفكرانشان است كه نباید این گروه كوچك را به خروش آورد و بالاخره یافتن یك راه سوم میان كاپیتالیسم و كمونیسم برای این ملتها است – همان راهی كه حزب سوسیال دمكرات آلمان (عالمان غربی آن روز) دنبال می كند. این پیشنهادها به مورد اجرا درآمد. شوروی محاصره شد. تخریب چهره كمونیسم آغاز گردید كه بعدا تجمل پرست شدن جانشینان استالین خود به این تخریب كمك كردند و به پیشنهاد "كنان" از رسانه های آمریكا خواسته شد كه در اجرای این برنامه ها كمك كنند كه یاری آنها واقعا موثر افتاد. همه این برنامه ها با ملی شدن صنعت نفت ایران با خطر جدی روبرو شد. زیرا انگلستان نفت ایران را از دست داد كه سهم آن كشور قرارداده شده بود و آمریكا ناچار شد دست آن كشور را در نفت عراق بازتر بگذارد. مصدق با منش خود كه به اصالت دمكراسی وفادار بود فعالیت حزب كمونیستی توده را كه توسط شاه غیرقانونی و منحله اعلام شده بود عملا آزاد كرده بود و با ادامه حكومت مصدق امكان به هم پیوستن حلقه های اتحادیه های نظامی ضد شوروی با ایجاد اتحادیه ای از انگلستان، عراق، ایران، تركیه و پاكستان وجود نداشت. ولی ترومن با طرح براندازی مصدق چندان موافق نبود، حق هم داشت. در آن زمان نیروی نظامی متعارفی استالین پنج برابر آمریكا بود و دست كم 200 بمب اتمی و از همه مهمتر صدها جت جنگنده میگ داشت و در بكاربردن آنها هم خصوصا بر سر ایران تردید به خود راه نمی داد. انگلستان هم می ترسید كه در هر جنگ اتمی شوروی و آمریكا، اولین نقطه ای كه روسها نابود كنند انگلستان باشد، كه عمر حكومت ترومن در بیستم ژانویه 1953 پایان یافت، استالین 43 روز بعد از درگذشت و جنگ كره كه آمریكا در آن گرفتار شده بود پایان یافت و دولت آیزنهاور در 19 اوت 1953 (28 مرداد) با كمك انگلستان به عمر حكومت مصدق پایان داد و به این ترتیب مسائل نفت و تشكیل اتحادیه نظامی (سنتو) و سركوب حزب توده حل شد و ....
    اعدام شش افسر كمونیست دیگر
    در این روز در سال 1334 خورشیدی ( 1955) یك دسته شش نفری دیگر از افسران عضو سازمان نظامی حزب توده به جوخه اعدام سپرده شدند . تا این زمان دهها افسر كمونیست ایران به همین صورت اعدام شده بودند. از لو رفتن سازمان نظامی حزب توده یازده می گذشت كه این شش افسر اعدام شدند. با این كه دولت وقت با دكتر مصدق مطلقا میانه خوب نداشت ، عوامل آن برای كاهش ناراحتی ملت ایران از اعدام افسران توده ای كه از جوانان این ملت بودند به طور غیر مستقیم اشاره می كرد كه این افسران با توانایی كه داشتند بموقع از حكومت دكتر مصدق دفاع نكرده بودند.
    عقب نشینی شاه
    27 مرداد سال 1357 ( طبق تقویم آن زمان 2537 ) شاه در یك مصاحبه مطبوعاتی عمومی كه روز بعد متن آن در روزنامه های تهران انتشار یافت از تاكیدهای پیشین خود عقب نشینی كرد و گفت كه جنبه فراگیری حزب رستاخیز تغییر یافته و او انتظار ندارد كه همه ( صد در صد ) ایرانیان وارد این حزب شوند.
        شاه در این مصاحبه ضمن تاكید بر آزادی اظهار نظر و انتخابات بعدی ؛ همچنین گفته بود كه پیش از انتخابات ، با وضع قوانین تازه مطبوعات وانتخابات حدود آزادی ها روشن خواهد شد و افزوده بود كه گمان نمی برد بهایی كه برای آزادی پرداخته شود ، زیاد گران باشد.
        وی در عین حال تهدید كرده بود كه او ، میهندوستان و نیروهای مسلح اجازه نخواهند داد وقایع پیش از 28 مرداد 1332 تكرار شود.
        شاه ضمن اشاره به گسترش خروج افراد و سرمایه ها از كشور گفت : شماری ترسو از سرو صداها ترسیدند و خانه و هرچه را كه داشتند فروختند و فرار كردند.
        مصاحبه شاه هنگامی برگزار شد كه مخالفت با او به اوج خود نزدیك می شد ، شهرهای كشور مخصوصا اصفهان ناآرام بود و در تهران تظاهرات تقریبا به صورت روزانه ادامه داشت و مردم خود را برای یك تظاهرات وسیع در محكوم كردن براندازی 28 مرداد اماده می ساختند و روزنامه ها برخلاف گذشته ، بیشتر گزارشهای مربوط را عینا منتشر می كردند.
        « تاریخ » نشان داد كه تصور و برآورد شاه از اوضاع درست نبود و او در 58 سالگی و پس از 37 سال سلطنت هنوز « روانشناسی ایرانی » را نشناخته بود و برخلاف آن چه كه گمان می رفت از فعالیت ها سیاسی داخلی ، وفاداری مقامها و كاركنان دولت و رجال نسبت به خود و نیز سیاست قدرت های جهانی اطلاع دقیق نداشت.
        
    یك سینما در مشهد آتش زده شد و سه نفر مردند
    27 مرداد 1357 در یك سینما در شهر مشهد یك حریق عمدی روی داد و سه تن در میان شعله های آتش جان دادند. با این كه اعلام شده بود و روزنامه های تهران هم نوشته بودند كه حریق با پاشیدن بنزین انجام شده و یك خرابكاری بوده است ، مقامات پلیس و امنیت دولت وقت زنگ خطر را نشنیدید( یا نشنیده گرفتند ) و شب بعد سینما ركس آبادان آتش زده شد كه ضمن این حریق، طبق گزارشها هفتصد تن كشته شدند و ....

    ادامه مطلب

    نظرات() 

    چنگیز خان مغول و آخرین وصیت های او

    سه شنبه 27 مرداد 1388

    نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:عمومی، 

     


    تصویر چنگیز خان بر اسكناسهای 500 توگریكی جمهوری مغولستان

    در سال 1227 میلادی، چنگیزخان مغول پس از تصرف سرزمین هایی از چین تا حاشیه اروپا، در 72 سالگی درگذشت.
         گروه بین المللی مامور كشف گور چنگیزخان مركب از تاریخدانان، جغرافیون و باستاشنان پس از چهل سال بررسی سرانجام این گور را در تپه ای در 260 كیلومتری شمالشرقی اولان باتور (پایتخت جمهوری مغولستان) و به فاصله نزدیكی از زادگاه وی (دامنه كوههای لینبانشان، نزدیك شهرك باتشیریت، ایالت هنتی Hentii) كشف كرده اند كه به صورت یك اطاقك 3 در 3 در 4 متری سنگی در عمق دو متری و در نزدیكی قله تپه است و در اطراف آن، قبور سنگی متعدد وجود دارد تا یافتن قبر چنگیز دشوار باشد. چنگیز خان هنگام تعقیب جلال الدین خوارزمشاه كه لشگریان او را در منطقه پروان (افغانستان فعلی) شكست داده بود تا رود سند، به علت ناسازگار بودن آب و هوای این منطقه (پاكستان امروز) بیمار شده بود و پس از بازگشت به زادگاه خود، هنگام شكار نیز از اسب افتاده بود و این دو عامل باعث مرگ او شد. اما پیش از مرگ "گوریلتا (نشست)" سران مغول را تشكیل داده بود و وصیت های خود را كرده بود. از جمله تاكید كرده بود كه مجموعه قوانین وی، دزاساك (یاسا)، دقیقا رعایت شوند مخصوصا كه
    • در قلمرو مغول با دروغ، دزدی و تجاوز به زنان شوهر دار باید شدیدا مبارزه شود.
    • پیش از توسل به خشونت باید دست كم یكبار اخطار داده شود.
    •  دانشمندان، ادیبان و آگاهان - هر كس كه می خواهند باشند باید به خدمت گرفته شوند و بدون مشورت با آنان كاری صورت نگیرد.
    • در وحدت سران مغول كوچكترین خللی نباید به وجود آید.
    • قوم مغول در هرجا كه باشد باید از زندگی در داخل شهر و آلوده شدن به مفاسد شهری جدا امتناع كند و زندگانی چادر نشینی و یا به دور از شهر را از دست ندهد و ....
    قدیمی ترین یاسای چنگیزی به خط ایغوری نوشته شده است. در آخرین قوریلتای زمان چنگیز، دو پسر از سه پسر اصلی و زنده او Ogodei (اگدای یا اكتای) و Toluy (تولی یا تولوی) شركت داشتند. "جوجی" پسر بزرگ او و فاتح روسیه و خزر پیش از تشكیل این نشست درگذشته بود و پنج پسر دیگر چنگیز از زنان غیر رسمی بودند كه نقش مهمی به آنان واگذار نمی شد. نام چنگیز كه موفق به متحد كردن اقوام مغول و سپس تصرف سرزمین های ترك نشین و آنگاه شمال شرقی و شرق ایران شد در ابتدا "تموچین" بود. در غرب نام او را گنگیز (Genghis) تلفظ می كنند.
    چنگیز خان كه بیم داشت روزگاری دشمنانش گور او را بیابند و بقایای جسدش را بیرون بیاندازند و روح او تا ابد ناراحت باشد محرمانه دستور داده بود كه همه كسانی كه در ساختن گور او و مراسم تشییع و تدفین جنازه شركت كنند كشته شوند و این وصیت پس از مراسم تدفین به دست "اگدای" انجام گرفت و به همین جهت چهل سال طول كشید تا هیات بین المللی گور او را پیدا كند. جغتای (Jaghatay) كه در میان سه پسر اصلی چنگیز كوچكتر از همه بود در آخرین "قوریلتای" شركت نداشت. وی كه در عملیات رود سند در كنار پدر بوده همانجا مامور شد كه سند، مكران و كرمان را تصرف كند تا بعدا جلال الدین خوارزمشاه از آنها به صورت پایگاه استفاده نكند و جغتای كرمان را در سال 1222 میلادی متصرف شد، غارت كرد و ویران ساخت تا چیزی برای جلال الدین باقی نماند. مورخان ضمن تاكید بر خونریز بودن و شقاوت چنگیز خان در عین حال وی را مردی باهوش و دارای عزم و اراده نیرومند دانسته اند.

    نظرات() 

    » آهنگ : جزیره » خواننده : سیاوش قمیشی

    جمعه 23 مرداد 1388

    نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:شعر* رمان *ادبیات، 


    » شاعر : امیر فرخ تجلی
    » آهنگ ساز : سیاوش قمیشی
    » تنظیم : استیو مک کرام
     
    » خواننده : سیاوش قمیشی
    » آلبوم : شکوفه های کویری
    » آهنگ : جزیره 
    جزیره

    من همون جزیره بودم
    خاکی و صمیمی و گرم

    ادامه مطلب

    نظرات() 

    » آهنگ : با من باش » آهنگ : با من باش

    چهارشنبه 21 مرداد 1388

    نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:شعر* رمان *ادبیات، 

    » شاعر : مهین آبادانی
    » آهنگ ساز : سیاوش قمیشی
    » تنظیم : سیاوش قمیشی
    » آلبوم : قاب شیشه ای
    » آهنگ : با من باش
    با من باش

    ادامه مطلب

    نظرات() 

    نامه عمربن الخطاب به یزدگرد سوم ساسانی ، شاهنشاه پارس

    سه شنبه 20 مرداد 1388

    نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:تاریخ ایران باستان، جنگ های بزرگ ایران، 

    نامه عمر به یزگرد سوم وبرعکس
    نامه عمربن الخطاب به یزدگرد سوم ساسانی ، شاهنشاه پارس

    ( اصل این نامه در موزه لندن نگهداری می گردد )

    از: عمربن الخطاب خلیفه المسلمین

    به : یزدگرد سوم شاهنشاه پارس

    یزدگرد! من آینده خوبی برای تو و ملتت نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا قبول کرده و بیعت نمایی. زمانی سرزمین تو بر نیمی از جهان شناخته شده حکومت میکرد لیکن اکنون چگونه افول کرده است؟ ارتش تو در تمام جبهه ها شکست خورده و ملت تو محکوم به فناست. من راهی برای نجات به تو پیشنهاد می کنم. شروع کن به عبادت خدای یگانه ، یک خدای واحد ، تنها خدایی که خالق همه چیز در جهان است. ما پیغام او را برای تو و جهان می آوریم ، او که خدای حقیقی است. آتش پرستی را متوقف کن ، به ملتت فرمان ده آتش پرستی را که کذب می باشد متوقف کنند و به ما بپیوندند برای پیوستن به حقیقت.

    ادامه مطلب

    نظرات() 

    زن در ایران باستان

    دوشنبه 19 مرداد 1388

    نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:زن در ایران باستان، 

    دکتر درخشنده صادقی

    در دوران باستان ایرانیها،راستگویی و دلاوری را ارج بسیار می دادند و این ویژگی برای زن و مرد یکسان بود. زنان، همتای مردان دلیرانه در جنگ ها شرکت می کردند و دختران همیشه از خداوند شوهری نیرومند و فرزندانی دلاور در خواست داشتند. در تاریخ باستانی ایران نام زنان قهرمان و فداکار بچشم می خورد که جا دارد از چند تن آنها نام برده شود. باشد که پس از گذشت زمان، یادشان را گرامی و نمونه ای برای زندگی ما زنان باشند.

    گرد آفرید: زنی شجاع بود که در رزم با سهراب دلاوریها نشان داده، در یورش سهراب به ایران، گرد آفرید خود را به لباس رزم آراست و موی رادر زیر خُود پنهان کرده وهمچون مرد رزمجویی بر زمگاه رفت.پس از رو در رو یی و گفتمان با سهراب، رزم و ستیز بین آنها در گرفت. به ناگاه سهراب شگفت زده او را شناخت و دریافت که دختری است. سهراب شرمسار رزمگاه رارها کرد و به توران بازگشت. فردوسی ا زاین شگفتی چنین یاد می کند:

     

    ادامه مطلب

    نظرات() 

    ثبت سایت در موتور جستجوی گوگل

    سه شنبه 13 مرداد 1388

    نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:عمومی، 

    ثبت سایت در موتور جستجوی گوگل
     

               سایت خود را به موتور جستجوی گوگل معرفی نمایید.

     

    جستجوی گوگل

     

    ورود به صفحه ثبت سایت          

    نظرات() 

    زیارتگاه پارس بانو (پیر بانو)

    دوشنبه 12 مرداد 1388

    نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:زرتشت، ایران شناسی، دانستنی های تاریخی ایران، 

    زیارتگاه پارس بانو (پیر بانو)


    زیارتگاه پارس بانو (پیر بانو) یكی از زیارتگاههای زرتشتیان است كه در نزدیكی شهر یزد در  محلی به نام زرجو  و در كوههای آن واقع است.به عقیده زرتشتیان زنی به نام خاتون بانو در هنگام فرار از دست اعراب به كوهی پناهنده میشود.خاتون بانو در خواب فرد نابینایی می آید و پس از شفای چشم فرد به وی میفرماید كه پیر بانو را بنا نهد.زرتشتیان هرساله از تاریخ 13 تا 17 تیر به زیارت پارس بانو میروند و اهورامزدا را نیایش میكنند.

                               ای پیر با مهر و صفا،الگوی پاكی و وفا
                                        رنجیده ازجور و جفا،در جستجویت آمدم
    ای پارس بانوخسته ام غمگین ودل شكسته ام  برلطف تو دل بسته ام،من درحضورت آمدم
    ای بانوی ایران زمین ای خفته در این سرزمین   برحلقه اش همچون نگین،درزرع جویت آمدم
    خاتون بانوها تویی، آواره ام  مأوا  تویی               درمان و داروها تویی ،اینك به كویت آمدم
    اندر دل این كوهها ماندی غریب ای آشنا             هستی غریبان را پناه زین رو به سویت آمدم

    همچنین عكس هایی از زیارتگاه پارس بانو و  دخمه ای را كه در جوار آن است میتوانید در زیر مشاهده كنید. (برای نمایش عكسها در اندازه بزرگتر بر روی آنها كلیك كنید)
    دخمه:مكانی كه زرتشتیان در قدیم مردگان خود در آن قرار میدادند

    نظرات() 

    ثبت سایت در موتور جستجوی بینگ ( مایکروسافت )

    دوشنبه 12 مرداد 1388

    نویسنده: اهورا مزدا |

    سایت خود را به موتور جستجوی جدید بینگ که توسط شرکت مایکروسافت راه اندازی گردیده است معرفی نمایید

     

    جستجوی بینگ

    ورود به قسمت ثبت سایت

    نظرات() 

    رفتار کوروش با یهودیان بابل

    یکشنبه 11 مرداد 1388

    نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:کوروش بزرگ، 

    رفتار کوروش با یهودیان بابل

    قبل از هر چیز باید وضعیت یهود و خود شهر بابل رو قبل از ورود کوروش بررسی کرد بابل به معنای باب + اِل یعنی در خدا می باشد در بابل پس از بخت النصر که در سال 561 ق.م درگذشت در مدت شش سال سه نفر پادشاهی کردند و در سال 55 ق.م روحایون بابلی یک تاجر را به نام نبونید به شاهی رسانیدند . می گویند وی علاقه مفرطی به علم آثار عتیقه داشت و در خرابه های معابد قدیمه بابل به امر او کاوشهایی شد و لوحه هایی بیرون آمد . بعد از اینکه کوروش بابل را تسخیر کرد ( حال فرق ندارد کدام یک از دو فرضیه را قبول کنیم چراکه بحث ما در اینجا تسخیر بابل نیست و به وقایع پس از تسخیر کار داریم ) .

    ادامه مطلب

    نظرات() 

    ← درباره وبلاگ



    مدیر وبلاگ : اهورا مزدا

    ← لینکدونی

    ← طبقه بندی

    ← آرشیو

    ← لینکستان

    ← صفحات جانبی


    ← آخرین پستها

    ← نویسندگان

    ← ابر برچسبها

    ← آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :
    ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو