تاریخ ، تمدن و فرهنگ ایران
پاینده ایران » زنده باد آزادی » جاوید ایران زمین
تاریخ ایران - فرهنگ و آداب پارسیان - امپراطوری ایران - پارسیان نیک اندیش - تمدن ایرانی - مقالات و حکایت های تاریخی ایران باستان - زن در ایران باستان - هخامنشیان

زن در گذر تاریخ و اسطوره

شنبه 9 آبان 1388

نویسنده: اهورا مزدا |

زن در گذر تاریخ و اسطوره     


 زن بر پایة گمان انسان‌های اولیه آغاز زندگی است. زن در پهلوی «ژن» و در اوستا «جنی» نام دارد و در فرهنگ سنكریت و اوستایی به لقب «ریته سیه بانو» یا «اشه بانو» از آن یاد شده است كه به معنی فروغ راستی و پارسایی است.

 

 «زن با تولد همانند زمین است كه بركت می‌دهد، تخم به بار می‌آورد. ریشه در آن پرورده شده و میوه از آن روییده می‌شود. او سرچشمه شیر است از وجودش شیر جاری است. پس الهه شیر است الهه آب است و لذا آب های جهان نیز از سینة ما در زمین جوشیده می‌شود» (1)

 در بین النهرین نیز حیات را آفریدة یك رب النوع می‌دانستند و جهان در نظر آنان حامله بود و منبع حیات را مؤنث می‌دانستند.

 در كتاب بندهشن درباره زن آمده است:

 «در روز نخست هورمزد به زن فرمود: ای زن تو را آفریده‌ام تا مردان پارسا و پهوان به وجود آوری و در آغوش پرمهر خود پرورش دهی تا به یاری آنان ریشة نادرستی و ناپاكی را از جهان برافتد.»

 زن در طول تاریخ گذشته قابلیت های فراوان داشته و در هزاره‌های دوم و اول پیش از میلاد زن الهگان باستانی محسوب می‌شده‌اند.

  در گذشته نظم بر میزان ابتكار زن خانواده استوار می‌بوده است ویل دورانت به دلیل توانایی زن می‌گوید:  « وظیفة پدر در منزلتی عرضی و كوچك » قرار داشته است.

 با توجه به پیشرفت های زن دوران مادر شاهی شكل می‌گیرد. گوردن چایلد در كتاب سیر تاریخ عنوان می‌كند: «در بین ملل كشاورز زن عامل خویشاوندی است.»   

 در زندگی كلان، كارهای مهم به دست زن انجام می‌شود. به همین مناسبت نقش اساسی به عهده اوست. مسئله قدرت و اولویت زن نیز از همین جا سرچشمه می‌گیرد و حال آنكه در جمعیتهای شبانی برتری نصیب مردان و اختیار در دست آنان می‌باشد.

 در این برش از تاریخ طایفه بر محوریت ما در شكل گیری و مرد وارد خانوادة زن می‌شود. و زن به راحتی می‌تواند مرد را طرد نماید.

 « این اولویت زن یكی از امور مختصة ساكنان نجه ایران بوده است » (2)

 اما این دوران طی گذشت سال ها تبدیل به پدر شاهی می‌شود. ویل دورانت می‌نویسد: همه جا روی زمین ارزش زندگی زن كمتر از مرد بود و چون زنان دختر می‌آوردند جشنی كه برای تولد پسران گرفته می‌شده در كار نبوده است. در پاره‌ای از قبایل زن از سوی مرد به میهمانان عرضه می‌شد و اگر زن خود به این كار مبادرت می‌كرد به هلاكت می‌رسید و زن كه زمانی مقدس بود حتی در دوران قاعدگی اجازه شست و شو در آب را هم به دست نمی‌آورد.(3)

 كه این دوران نیز با توجه برخوردهای فرهنگی بین ایرانیان و دیگر اقوام (رومیان، هندیان، چینی‌یان) پیش می‌آید تغییر یافته و نوعی برابری بوجود می آید.

 ا.ت. او مستد در كتاب تاریخ شاهنشاهی هخامنشی می‌نویسد:

 حمورابی پیشینه‌ای را برای از راه به در بردن یك كنیزك نامزد شده كه هنوز در خانة پدر زندگی می‌كند ذكر می‌كند مرد باید كشته شود و زن آزاد گردد.

 در اوستا نیز هر جا ستایشی آمده، زنان با مردان برابر بوده‌اند:

 اینك ما جان و وجدان و قوه درا كه و روان و خرد و فروهرهای نخستین آموزگاران كیش و نخستین شنوندگان آیین آن مردان و زنان پاك را كه سبب پیروزی ارستی بوده‌اند، می‌ستاییم. (یشتها ج 2)

 در ایران باستان زن مقامی والا داشت. براساس نوشتة كتاب نیرنگستان پهلوی، زنان می‌توانستند در سرودن یسنا و برگزاری مراسم دینی با مردان شركت كنند یا خود به تنهایی انجام دهند. و براساس كتاب مادگان هزار دادستان به شغل وكالت و قضاوت مشغول گردند. زن در ایران باستان به مقام شاهی نیز رسیده است. در عهد سومریان نیز واحد اساسی هر جامعه خانواده محسوب می‌شده است. زنان می‌توانستند مالك باشند و بعنوان شاهد دردادگاه حاضر شوند.

 كه ما در دیگر تمدن های همسان با آنان زن را بدین مرتبه نمی‌بینیم.

 با توجه به سخنانی كه از جایگاه زن در سده‌های گذشته تاریخ رفت برخی بر این عقیده بودند كه نفس زن براساس شر است و زن را پایة شر می دانستند. «زروانیان»(4) بر این باور بوده‌اند كه هوس جنسی زن موجب حضور شر در این جهان است. «در بند هش» یكی از متن های زردتشتی اورمزدا اعتراف می‌كند كه اگر چه زنان یاور او هستند زیرا مردان را می‌زایند با این همه اگر ظرف دیگری را می‌یافت زنان را نمی‌آفرید. از این رو ما در طول اداوری با زنان اسطوره‌ای روبرو می‌شویم زنان اسطوره‌ای كه بر پایة شر و خیر استوار بودند. البته اسطوره‌ها بخشی از تاریخ به حساب می‌آیند. «زیرا اسطوره دیدگاه های انسان را دربارة خود او و جهانش و تحول آن در بر دارد» (5) و بنابر اظهار عقیدة جامباتیستا ویكو حكیم ایتالیایی كه می‌گوید: چون قوه ابداع و ابتكار انسان های بدوی محدود بوده است، پس این گونه اساطیر را از خود نساخته‌‌اند. این روایات آنها در اصل می‌بایست روایات جدی و درستی بوده باشد» (6) به این نتیجه می‌توانیم برسیم- كه تاریخ بر اساس اسطوره‌های پیشینیان بازسازی شده است. كه نمونة بارز آن تاریخ شاهنامه فردوسی می‌باشد كه در آن از زنانی نام می‌برد كه برخی سنت شكنی كرده و حماسه آفریده‌اند و خود بر این عقیده بوده است كه: زنان را همین بس بود یك هنر/ نشینند و زایند شیران نر/ اكنون تعدادی از زنان اهریمن ذكر شده در اساطیر ایرانی را بیان می‌كنیم كه نمونه‌های بارز از زن امروزی نیز می‌توانند باشند.

 جِه: دختر یا زن اهریمنی كه اغواگرو فریبندة مردان می‌باشد در بند/ 9 اردیبهشت یشت در خصوصی این اهریمن آمده است شما ای دروغترین در میان دروغگویان بگریزید جهی جادو، بگریز زن به عمل كخوارد، بگریز، ای باد طرف شمال بگریز ای باد طرف شمال نابود شد آنكه از نژاد این اژدها است.

 پری: یكی دیگر از چهره‌های منفی زن به شمار می‌رفته است كه در اساطیر ایرانی به آن با دیدی منفی نگاه می‌شده است.

 بوشاسب: دیو خواب مفرط و تنبلی است. دیو زن است و به دارندة دست های دراز موصوف می‌باشد. هنگامی كه خروس در بامداد می‌خواند او همه كوشش خود را به كار می‌برد كه جهان را در خواب نگه دارد. (7)

 نسو (Nasu): دیو لاشه و مردار و هر چیز گندیده است.

 در مقابل این زنان دیو صفت زنان دیگری نیز وجود داشته‌‌اند كه برخی از نام آنها به قرار زیر است كه بر گرفته از نام های اوستایی می‌باشند.

 چیستا: ایزد بانوی دانایی و فرزانگی است.

 اشی: ایزد بانوی كه نماد توانگری و بخشش است.

 آناهیتا: ایزد بانوی كه نماد (سرچشمه آبهای روی زمین است)

 زامیاد: الهة زمین محسوب می‌شود.

 پارند: زن ایزدی است نگهبان دارایی مرد.

 پس زن را می‌توان در تاریخ و اساطیر موجودی دوگانه ذكر كرد كه هم جنبة خیر دارد و نیز شر. اما این موجود دو گانه دارای وظایفی بوده است كه در صورت سر باز زدن در انجام آنها خود عقوبتی داشته است.

 ارداویرافنامه (8) این كتاب بیش از یك سده است كه به زبان‌های انگلیسی و فرانسوی ترجمه شده و به عنوان یك سند كهن تاریخی در پژوهش‌های دینی و زبان شناسی مورد استفاده دیگران قرار گرفته است.

 در این كتاب در خصوص پرورش كودكان كه یكی از وظایف زن به شما می‌رود، آورده است: آنگاه دیدم كه روان زنی كه به شانه آهنین تن و روی خود همی رندید و به پستان كوهی آهنین می‌كند. گفتند، این روان آن بدكار زن است كه به گیتی گناه كرد و خواسته كامی (مال دوستی) سبب شد، كه به كودك خود شیر نداد و به كودك دیگران داد. (فرگرد 87).

 در این كتاب آئینی در خصوص سقط جنینی نیز آمده است:

 «دیدم روان زنی كه به پستان كوهی آهنین همی كند و بر سر سنگ آسیایی مانند كلاه داشت گفتند: كه این روان آن بدكار زن است كه به گیتی كودك خویش مردار و تباه كرد و بیفكند. (فرگرد 45)

 در خصوص ازدواج با خویشاوندان كه آن را با كلمه خویتوكدس از آن یاد كرده است آمده است.

 خویتوكدس: لفظاً یعنی خود داده و مقصود از این كلمه ازدواج در میان خویشاوندان است كه هنوز در ایران مانند زمان قدیم ازدواج در میان خویشاوندان به خصوص عموزادگان و خالوزادگان بسیار معمول است. 

 (ابراهیم پورداود- خرده اوستا)

 برای این گروه از زنان و مردان در بهشت جایگاه باشكوهی دیده است. «دیدم روان خویتوكدسان را در انزاری آفریده شده از روشنی كه از او روشنی در بالا همی درخشید (فرگرد 12) و برای كسانی كه این رسم را به جا نیاورده‌اند گفته است: آنگاه دیدم روان زنی كه ماری هولناك به تن برشد و به همان بیامد. گفتند: كه این روان آن بدكار زن است كه خویتوكدس تباه كرد. (فرگرد 86)

 و همچنین در خصوص رفتار زن نسبت به همسر خود در این كتاب فرگردهای بسیاری آمده كه موارد زیر را دارای عقوبت معرفی كرده است:

 شوی خود را پست انگاشتن و دشنام دادن (فرگرد 26) سگ زبان بودن و خواسته از شوی دزدیدن (فرگرد 63) پیمان دروغ نبست به شوی كردن و هرگز خشنود نبودن(فرگرد 70)

 و آخر اینكه زن جایگاه ویژه‌ای در تاریخ و اساطیر ملل دارا بوده است و امروزه نیز جایگاهی بس بلند دارد به نحوی كه در تمام كتب الهی از آنان به عنوان موجودی انسان ساز نام برده‌اند. در قرآن كریم نیز سوره‌ای بنام زنان بر آخرین پیامبر خدا نازل شده است. اما ویژگیهای زنان گاهاً در طول تاریخ دست خوش تحولاتی شده است كه به مرور زمان از چنگال برخی سنتهای زشت رهایی یافته و به جایگاه واقعی خود بازگشته است.

 ----------------------------------------------

(1) - زن در ظن تاریخ- بنفشه حجازی

(2) - امیران از آغاز تا اسلام- ر. گیرشمن

(3) - ویل دورانت

(4) - كیش زروانی سنتی است متعلق به پیش از زردتشت

(5) - شناخت اساطیر ایران- جان هنیكر

(6) - تاریخ در ترازو- عبدالحسین زرین كوب

(7) - موله، م. ایران باستان- تاریخ اساطیر ایران- آموزگار

(8)-  كتابی است به زبان پهلوی كه روایتی است از سیرو عروج اردوایراف یكی از موبدان بزرگ زردتشتی به بهشت و دوزخ

  

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : اهورا مزدا

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان

← صفحات جانبی


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو