تاریخ ، تمدن و فرهنگ ایران
پاینده ایران » زنده باد آزادی » جاوید ایران زمین
تاریخ ایران - فرهنگ و آداب پارسیان - امپراطوری ایران - پارسیان نیک اندیش - تمدن ایرانی - مقالات و حکایت های تاریخی ایران باستان - زن در ایران باستان - هخامنشیان

مهمترین رویدادهای ایران در طول تاریخ در این روز 3 آبان

دوشنبه 3 آبان 1389

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:مهمترین رخدادهای تاریخی در این روز، تاریخ معاصر ایران، 

دكتر متین دفتری هوادار آلمان نخست وزیر ایران شد

 
دکتر متین دفتری
سوم آبان 1318 (25 اكتبر 1939) چند هفته پس از آغاز جنگ جهانی دوم و زمانی كه اخبار پیروزی های آلمان گوش فلك را كر كرده بود، رضاشاه دكتر احمد متین دفتری داماد دكتر مصدق را كه شهرت ناسیونالیستی و هواداری از آلمان داشت و در این هواداری تعصب می ورزید نخست وزیر ایران كرد. روزنامه های اروپای غربی این انتصاب را گامی برای نزدیكی هرچه بیشتر رضاشاه به دولت وقت آلمان و جلب دوستی آن دولت قلمداد كردند و مطبوعات فرانسوی زبان نوشتند كه رضاشاه در باطن می كوشد كه ایران از زیر بار نفوذ انگلستان كاملا برهد و اینك فرصت مناسبی به دست آورده است. سه روز پس از انتصاب دكتر متین دفتری به نخست وزیری بود كه دولت ایران محرمانه به هیتلر اطلاع داد كه شوروی نسبت به ایران نظر سوء دارد و همین خبر بر سوء ظن هیتلر نسبت به استالین که باهم قرارداد عدم تعرض داشتند و آلمان نیمی از لهستان را به شوروی بخشیده بود نسبت به او تغییر داد. تحولات بعدی و یک خواست استالین در مورد ایران و بلغارستان بر سوءظن و تردید هیتلر نسبت به استالین افزود و به تدریج به قدری نسبت به وی دچار سوء ظن شد كه علی رغم نظر ژنرالهایش دستور تهاجم به شوروی را صادر كرد.
    شنیده شده است كه دكتر متین دفتری هرگاه خبری از شكست نظامی آلمان در یك جبهه می شنید نه تنها آن را دروغ می دانست بلكه غمزده وخشمگین می شد و در ملاقاتهای خود با رضا شاه همه اش از پیروزی های آلمان می گفت. مخالفان دكتر متین دفتری گفته اند كه همین تلقین های او باعث تردید رضا شاه از اتخاذ یك سیاست درست شده بود كه بالاخره به اشغال نظامی ایران از سوی دولتهای مخالف المان انجامید.
    پس از اشغال نظامی ایران توسط انگلستان و شوروی، با این كه دكتر متین دفتری مدتها بود كه دیگر نخست وزیر نبود به اتهام هواداری از آلما ن و تشویق رضا شاه به حمایت از آن دولت به زندان متفقین افتاد و دوسال زندانی بود.
    دكتر متین دفتری بعدا سالها نماینده مجلس و سناتور بود و در سالهای دهه 1340 از فعالان ردیف اول مبارزه با آلودگی هوا در تهران بشمار می رفت. فعالیت او در این راه از طریق نطق و مصاحبه و مذاكره با مقامات وقت به حدی بود كه اورا « آقای شماره یك ضد دود » لقب داده بودند.

نظرات() 

زندگی نامه بزر گان و مشاهیر ایران

پنجشنبه 11 شهریور 1389

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:بیوگرافی، 

نظرات() 

ایران یك روز پیش از 28 مرداد

سه شنبه 27 مرداد 1388

نویسنده: اهورا مزدا | طبقه بندی:تاریخ معاصر ایران، 

ایران یك روز پیش از 28 مرداد: چرا طرح براندازی حكومت دكتر مصدق به اجرا درآمد؟
18 اوت 1953 (27 مرداد 1332) خیابانهای تهران پس از چند روز تظاهرات صدها هزار نفری نسبتا خلوت بود. زیرا شب پیش از آن، "لوی هندرسون" سفیر آمریكا كه از خارج به تهران بازگشته بود به دیدار دكتر مصدق كه در منزل بود شتافته بود و به او متذكر شده بود كه تظاهر كنندگان اتباع آمریكا را آشكارا تهدید می كنند و اگر تظاهرات [ضد شاه و ضد استعمار و سلطه] ادامه یابد دولت آمریكا ایران را "منطقه ناامن" اعلام خواهد كرد و اتباع خود را از اینجا خارج خواهد ساخت. با این كه دكتر مصدق متوجه طرح نقشه بر ضد خود بود، از مردم خواست كه از تظاهرات دست بردارند و به ماموران انتظامی هم دستور داد كه مانع ادامه تظاهرات شوند و این همان وضعیتی بود كه طراحان نقشه براندازی آرزوی آن را داشتند. مولفانی كه بعدا در این زمینه كتاب نوشته اند متذكر شده اند كه اگر كارگران دو كارخانه هم در خیابانها بودند، توطئه 28 مرداد نمی توانست به این آسانی به نتیجه برسد - دكتر مصدق در صفحه 182 خاطرات خود نوشته است كه هندرسون مانند "گریدی" سفیر سابق آمریكا در تهران بی نظر نبود و به همین سبب "ایدن" مقام انگلیسی در كتابش از او سپاسگزاری كرده است. همان ایدنی كه نوشته است جنبش مصدق نفوذ ما را در خاورمیانه متزلزل كرده و ادامه حكومت او بر ایران برای انگلستان بسیار ناگوار است.
    توطئه های انگلستان برای بركنار ساختن حكومت دكتر مصدق و فشار این دولت به دولت آمریكا در انجام آن از همان نخستین روز ملی شدن صنعت نفت آغاز شده بود، ولی "ترومن" رییس جمهوری وقت آمریكا تا روزی كه بر سركار بود (20 ژانویه 1953 مطابق با 30 دی ماه 1331) زیر بار براندازی دكتر مصدق نرفت، زیرا كه از قضاوت تاریخ می ترسید كه یك دولت ملی و دمكراتیك را ساقط كرده است. اما پس از این تاریخ كه حكومت آمریكا به دست حزب جمهوریخواه (ژنرال آیزنهاور) افتاد ورق برگشت. مورخان فرصتهایی را كه در زیر می آید باعث اقدام مشترك آمریكا و انگلستان و عاملان داخلی آنها در براندازی حكومت دكتر مصدق در 28 مرداد 1332 قلمداد كرده اند:
    
    
  • مرگ ناگهانی استالین و خروج كرملین از انسجام پیشین
        
  • پایان جنگ كره و كاهش گرفتاری های دولت آمریكا
        
  • روی كار آمدن ژنرال آیزنهاور در آمریكا كه سعی داشت هر چه زودتر حلقه محاصره شوروی با مهره گمشده ایران تكمیل شود و آمریكا در منافع نفتی ایران شریك گردد.
        
  • سخت شدن اوضاع اقتصادی ایران بر اثر طولانی شدن محاصره این كشور توسط انگلستان كه روی زندگانی روزمره مردم تاثیر منفی گذارده بود و باعث دلسردی پاره ای از آنان شده بود
        
  • خریده شدن چند سیاستمدار و گروهی از نشریات كه باعث اخلال در صفوف ملیون شده بود و دكتر مصدق را ناچار كرده بود كه به كمونیستها (حزب توده) چراغ سبز بدهد كه سبب نگرانی آمریكا شده بود.
        
  • آشنایی كامل ماموران اعزامی سیا (سازمان مركزی اطلاعات آمریكا) با سران و گردانندگان اوباش و اراذل تهران كه عوامل انگلستان معرفی كرده بودند و جمعی از افسران كه توسط مستشاران نظامی آمریكا در تهران انتخاب شده بودند.
        
  • تكمیل شدن كار شناسایی هواداران قسم خورده و محافظان دكتر مصدق و توانایی آنان به دفاع، آزمایش استعداد اطلاعات شهربانی كشور با ربودن رئیس آن و كشف ضعف آن در جمع آوری اطلاعات.
        
  • موافقت انگلستان با شریك كردن آمریكا در بهره برداری از نفت ایران و سپردن جای نفوذی اش به آن دولت در ایران آینده [حصول توافق كامل میان دو دولت].
        
  • تزلزل روز افزون شاه و بیم تسلیم شدن او به خواستهای دكتر مصدق كه در آن صورت برگ برنده بازی برای همیشه از دست می رفت.
        
  • ترس از جهانی شدن جنبش ناسیونالیستی دكتر مصدق كه نمونه اش در مصر آشكار شده بود و ترس همیشگی استعمار از ناسیونالیسم یعنی نیرومند ترین عامل ضد دخالت خارجی و ضد استثمار و تحقیر ملت.
        
    روزنامه های غرب در آستانه براندازی 28 مرداد 1328 این عكس قدیمی دكتر مصدق با سادچیكف سفیر شوروی در تهران را به نشانه صمیمیت رهبر وقت ایران با دولتهای چپگرا و سوسیالیست چاپ كرده بودند تا هرگونه اقدامی بر ضد وی توجیه شود ، حال آن كه دولت وقت شوروی در زمان حكومت مصدق كه ایران به علت تحریم اقتصادی نیاز به پول داشت حاضر نشد طلاهای ایران پس بدهد ولی پس از بازگشت شاه به قدرت آتها را مسترد داشت. از دیر زمان گردانندگان سیاست خارجی شوروی وجود دولتهای ملی گرا ( ناسیونالیست ) و تا حدی لیبرال را مانع از پیشرفت سوسیالیسم می پنداشتند . سادچیكف در دهه 1980 مشاور دولت كمونیستها در افغانستان شده بود


        
    لوی هندرسون سفیر آمریكا در آستانه براندازی به تهران باز گشت و در دیدار شتابزده خود با دكتر مصدق اصرار كرد كه مانع ادامه تظاهرات صدها هزار نفری چپها در تهران شود و دكتر مصدق با قبول این پیشنهاد و خالی كردن خیابانها به سقوط خود كمك كرد. هندرسون پس از براندازی ، معاون وزارت امورخارجه آمریكا شد

  • فشار انگلیسی ها و ترس ترومن از " قضاوت تاریخ "
    ترومن تسلیم نظر چرچیل ، نخست در حمله نظامی به ایران از بصره و تصرف مناطق نفتخیز ، و سپس براندازی دكتر مصدق نشد
    "استیو نی ال Steve Neal" تاریخدان آمریكایی در تالیف 368 صفحه ای خود "هری و آیك Harry & Ike" ترومن و آیزنهاور را از لحاظ تشابه و تضاد در سیاست و اندیشه و سلیقه بررسی كرده و در آن قسمت كه مربوط به براندازی دكتر مصدق است چنین نوشته است: اختلاف نظر ترومن و آیزنهاور بر سر حذف دكتر مصدق زیاد بود. ترومن (از حزب دمكرات) زیر فشار انگلیسی ها كه می خواستند دولت دكتر مصدق بر هر ترتیب حتی با لشركشی بركنار شود نمی رفت، اما آیزنهاور (از حزب جمهوری خواه) از همان آغاز زمامداری در ژانویه 1953 در این براندازی تسلیم نظر انگلیسی ها شد. ترومن بارها به انگلیسی ها گفته بود كه برانداختن دولتی كه برگزیده مردم و محبوب آنان است قضیه ای نیست كه به فراموشی سپرده شود و روزگاری پاسخ آن را با بهای سنگین باید داد، زیرا كه "تاریخ" و حافظه مردم را نمی توان پاك كرد. مولف در صفحات 296 و 297 كتاب خود پاسخ كتبی آیزنهاور به گوشزد برادر خود "ادگار" كه حرفهای مردم را برایش نوشته بود به عنوان سند به این شرح چاپ كرده است: در ژانویه 1953 ما با خطر فوری از دست دادن ایران، واقع در منطقه ای با 60 درصد ذخایر نفت جهان، رو به رو بودیم و اینك این تهدید را عمدتا از میان برداشته ایم و ... كه اشاره به براندازی حكومت مصدق در 28 مرداد (19 اوت 1953) است.
        
    ترومن و دین آچسن در حال تبادل نظر در كاخ سفید

    از دیدگاه دین آچسن: راههایی كه به 28 مرداد ختم شد
    دین آچسن Dean G.Acheson دولتمرد معروف آمریكایی كه در جریان جنگ جهانی دوم از دستیاران دو رئیس جمهوری این كشور بود و از سال 1949 تا 1953، در حساسترین سالهای قرن بیستم وزارت خارجه آمریكا را بر عهده داشت و در سال 1971 درگذشت سه كتاب از خود به یادگار گذارده كه به تازگی، " Chase" از محتویات این سه كتاب و اسناد تازه و یادداشتهایی كه به دست آورده یك مجموعه "كتاب روی نوار ضبط صوت" مركب از 16 نوار 90 دقیقه ای تهیه كرده كه به شماره استاندارد بین المللی 0-7366-5554-9 ثبت و توزیع شده است.
        در این نوارها حقایق فراوان درباره جنگ دوم، جنگ كره، پیروزی كمونیستها در چین، جنگ "هوشی مین" با فرانسه، قرار گرفتن دلار به جای طلا، منظور از تاسیس بانك جهانی و صندوق بین المللی پول، ناتو، احیاء آلمان و ژاپن و ... وجود دارد و در همه این نوارها از ایران نام برده شده است مخصوصا نوارهای چهارم و پنجم. در این دو نوار آمده است كه پس از اشغال ایران توسط روسیه، انگلستان و آمریكا قرار بود كه بعد از پایان جنگ، با حفظ تمامیت ایران، یك هیات امناء مركب از این سه كشور امور ایران را زیرنظر داشته باشد! نفت ایران در اختیار انگلستان، نفت سعودی در كنترل آمریكا و نفت عراق و نفت احتمالی كویت در اختیار شركتهای انگلیسی و آمریكایی باشد كه پس از جنگ دو عامل باعث شد كه ایران از قرار گرفتن زیر نظر هیات امناء سه گانه برهد. یكی مخالفت شدید "جورج كنان" استاد تاریخ، نویسنده و دیپلمات آمریكایی با آن بود كه افكار او سیاست بعد از جنگ آمریكا را شكل داده و باعث انحلال شوروی، شكست كمونیسم و ابر قدرت شدن آمریكا شده است. "كنان" ضمن تاكید این نكته به ترومن جانشین روزولت كه آرزوی روسها از زمان پتركبیر رسیدن به آبهای گرم خلیج فارس بوده و در صورت تشكیل هیات امنای سه گانه؛ استالین ایران، عراق و تركیه را خواهد بلعید، وی را از وارد بحث شدن در این قرارداد كه با روزولت گذارده شده بود منصرف ساخت و عامل دوم تعلل روسها از تخلیه ایران از نظامیان خود پس از پایان جنگ بود كه كار به اخطار آمریكا و طرح موضوع در شورای امنیت و نیز فریب روسها توسط قوام السلطنه كشید. لازم به یادآوری است كه انگلستان و روسیه، در اوایل قرن بیستم هم با میانجی گری فرانسه، عملا ایران را میان خود به دو منطقه نفوذ قسمت كرده بود.
        پس از جنگ، استالین خواهان تسلط بر تنگه های تركیه بود و در بسیاری از كشورها از یونان و تركیه تا ایتالیا همه جا جنگ داخلی به راه انداخته بود. به دلیل فقر عمومی و پیدایش یك طبقه ثروتمند كه از رهگذر جنگ و تورم پولدار شده بودند در همه كشورها از جمله آمریكا، كمونیسم هواداران فراوان پیدا كرده بود. جورج كنان راه حل مسئله را به این صورت ارائه داد و گفت: استالین همانند یك رودخانه است و نمی شود با رودخانه مذاكره كرد كه فرضا طغیان نكند. باید در برابر رودخانه سد ایجاد كرد و آن را تحت كنترل درآورد. استالین به علت افراط در دود كردن سیگار و عصبی مزاج بودن عمر طولانی نخواهد كرد و جانشینان او مردان ضعیفی خواهند بود و برای كاهش توجه مردم به كمونیسم باید این راهها را رفت: ارتقاء سطح زندگی مردم در همه كشورها مخصوصا كشورهای مورد نظر استالین با دادن كمكهای اقتصادی و اعزام مستشار مربوط، كاستن از فاصله فقیر و غنی با انجام اصلاحات اجتماعی، و نیز خواستن از دولتها كه بر روشنفكران سخت نگیرند و آنان را با رفتار خود ناامید و دلسرد نسازند، زیرا كه در هر جامعه، چشم و گوش توده ها به روشنفكرانشان است كه نباید این گروه كوچك را به خروش آورد و بالاخره یافتن یك راه سوم میان كاپیتالیسم و كمونیسم برای این ملتها است – همان راهی كه حزب سوسیال دمكرات آلمان (عالمان غربی آن روز) دنبال می كند. این پیشنهادها به مورد اجرا درآمد. شوروی محاصره شد. تخریب چهره كمونیسم آغاز گردید كه بعدا تجمل پرست شدن جانشینان استالین خود به این تخریب كمك كردند و به پیشنهاد "كنان" از رسانه های آمریكا خواسته شد كه در اجرای این برنامه ها كمك كنند كه یاری آنها واقعا موثر افتاد. همه این برنامه ها با ملی شدن صنعت نفت ایران با خطر جدی روبرو شد. زیرا انگلستان نفت ایران را از دست داد كه سهم آن كشور قرارداده شده بود و آمریكا ناچار شد دست آن كشور را در نفت عراق بازتر بگذارد. مصدق با منش خود كه به اصالت دمكراسی وفادار بود فعالیت حزب كمونیستی توده را كه توسط شاه غیرقانونی و منحله اعلام شده بود عملا آزاد كرده بود و با ادامه حكومت مصدق امكان به هم پیوستن حلقه های اتحادیه های نظامی ضد شوروی با ایجاد اتحادیه ای از انگلستان، عراق، ایران، تركیه و پاكستان وجود نداشت. ولی ترومن با طرح براندازی مصدق چندان موافق نبود، حق هم داشت. در آن زمان نیروی نظامی متعارفی استالین پنج برابر آمریكا بود و دست كم 200 بمب اتمی و از همه مهمتر صدها جت جنگنده میگ داشت و در بكاربردن آنها هم خصوصا بر سر ایران تردید به خود راه نمی داد. انگلستان هم می ترسید كه در هر جنگ اتمی شوروی و آمریكا، اولین نقطه ای كه روسها نابود كنند انگلستان باشد، كه عمر حكومت ترومن در بیستم ژانویه 1953 پایان یافت، استالین 43 روز بعد از درگذشت و جنگ كره كه آمریكا در آن گرفتار شده بود پایان یافت و دولت آیزنهاور در 19 اوت 1953 (28 مرداد) با كمك انگلستان به عمر حكومت مصدق پایان داد و به این ترتیب مسائل نفت و تشكیل اتحادیه نظامی (سنتو) و سركوب حزب توده حل شد و ....
    اعدام شش افسر كمونیست دیگر
    در این روز در سال 1334 خورشیدی ( 1955) یك دسته شش نفری دیگر از افسران عضو سازمان نظامی حزب توده به جوخه اعدام سپرده شدند . تا این زمان دهها افسر كمونیست ایران به همین صورت اعدام شده بودند. از لو رفتن سازمان نظامی حزب توده یازده می گذشت كه این شش افسر اعدام شدند. با این كه دولت وقت با دكتر مصدق مطلقا میانه خوب نداشت ، عوامل آن برای كاهش ناراحتی ملت ایران از اعدام افسران توده ای كه از جوانان این ملت بودند به طور غیر مستقیم اشاره می كرد كه این افسران با توانایی كه داشتند بموقع از حكومت دكتر مصدق دفاع نكرده بودند.
    عقب نشینی شاه
    27 مرداد سال 1357 ( طبق تقویم آن زمان 2537 ) شاه در یك مصاحبه مطبوعاتی عمومی كه روز بعد متن آن در روزنامه های تهران انتشار یافت از تاكیدهای پیشین خود عقب نشینی كرد و گفت كه جنبه فراگیری حزب رستاخیز تغییر یافته و او انتظار ندارد كه همه ( صد در صد ) ایرانیان وارد این حزب شوند.
        شاه در این مصاحبه ضمن تاكید بر آزادی اظهار نظر و انتخابات بعدی ؛ همچنین گفته بود كه پیش از انتخابات ، با وضع قوانین تازه مطبوعات وانتخابات حدود آزادی ها روشن خواهد شد و افزوده بود كه گمان نمی برد بهایی كه برای آزادی پرداخته شود ، زیاد گران باشد.
        وی در عین حال تهدید كرده بود كه او ، میهندوستان و نیروهای مسلح اجازه نخواهند داد وقایع پیش از 28 مرداد 1332 تكرار شود.
        شاه ضمن اشاره به گسترش خروج افراد و سرمایه ها از كشور گفت : شماری ترسو از سرو صداها ترسیدند و خانه و هرچه را كه داشتند فروختند و فرار كردند.
        مصاحبه شاه هنگامی برگزار شد كه مخالفت با او به اوج خود نزدیك می شد ، شهرهای كشور مخصوصا اصفهان ناآرام بود و در تهران تظاهرات تقریبا به صورت روزانه ادامه داشت و مردم خود را برای یك تظاهرات وسیع در محكوم كردن براندازی 28 مرداد اماده می ساختند و روزنامه ها برخلاف گذشته ، بیشتر گزارشهای مربوط را عینا منتشر می كردند.
        « تاریخ » نشان داد كه تصور و برآورد شاه از اوضاع درست نبود و او در 58 سالگی و پس از 37 سال سلطنت هنوز « روانشناسی ایرانی » را نشناخته بود و برخلاف آن چه كه گمان می رفت از فعالیت ها سیاسی داخلی ، وفاداری مقامها و كاركنان دولت و رجال نسبت به خود و نیز سیاست قدرت های جهانی اطلاع دقیق نداشت.
        
    یك سینما در مشهد آتش زده شد و سه نفر مردند
    27 مرداد 1357 در یك سینما در شهر مشهد یك حریق عمدی روی داد و سه تن در میان شعله های آتش جان دادند. با این كه اعلام شده بود و روزنامه های تهران هم نوشته بودند كه حریق با پاشیدن بنزین انجام شده و یك خرابكاری بوده است ، مقامات پلیس و امنیت دولت وقت زنگ خطر را نشنیدید( یا نشنیده گرفتند ) و شب بعد سینما ركس آبادان آتش زده شد كه ضمن این حریق، طبق گزارشها هفتصد تن كشته شدند و ....

    ادامه مطلب

    نظرات() 

    ← درباره وبلاگ



    مدیر وبلاگ : اهورا مزدا

    ← لینکدونی

    ← طبقه بندی

    ← آرشیو

    ← لینکستان

    ← صفحات جانبی


    ← آخرین پستها

    ← نویسندگان

    ← ابر برچسبها

    ← آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :
    ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو